ايل
گويجي
گوشه
هایی از تاریخ ترکمن ها از زبان دکتر خطیبی
(قسمت
سوم)
2- ساختار
اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ترکمن ها .تا قبل از آمدن رضا
شاه - در میان ترکمن ها علوم دینی حاکم بود و آنان به ملا
و قاراچی تقسیم میشدند. ملا کسی بود که درس نمی خواند و
سوادی هم نداشت. اما از طرف دیگر ما شاهد هستیم که در میان
ترکمن ها عده ای بنام شاعر وجود داشتند که این آخوندها را
قبول نداشتند و در میان ترکمن ها به آزادی طلب معروف بودند.
کودکانی که
به مکتب این ملا ها میرفتند ،در آنجا نوشتن و خواندن یاد
میگرفتند، یعنی ابتدا هفتک(1-7) قرآن را بدون آنکه معنی
اش را بفهمند فرا میگرفتند و بعد میرفتند سراغ قرآن را حفظ
میکردند و بعضی از آنان قاری می شدند و در نماز تراویخ که
در اوایل ماه رمضان شروع میشود قرآن را ختم میکردند. این
قاری ها این وظیفه را به مدت 8-7 روزبجا میاوردند-البته
در انجام این وظیفه چند قاری هم او را کمک میکردند تا این
ختم تمام شود و بعد از اتمام آن به قاری مزبور مقداری پول
میدادند تا بتواند گذران زندگی کند. پس از قرآن درس فقه
آموزش داده می شد و شاگردان مکتب ، مختصر آن را با ترجمه
ترکمنی اش یاد میگرفتند. این مرحله از آموزش در میان ترکمن
ها به اصطلاح مختصر معروف است و خیلی هم مشکل است و در این
رابطه شعر ی در میان مردم رایج است که چنین میباشد-مختصر
اوقی ماسی دردسر – دیه بوینونی دیز که سه ر، ییگیت بوینو
نی غیز که سه ر.
کسانی که این
دوره را تمام میکردند ملا شده و آنان برای تکمیل معلومات
دینی خود به خیوه و بخارا مسافرت میکردند و تنها پس از اتمام
این دوره عنوان آخوندی میگرفتند. ما در ترکمن صحرا آخوند
هایی داریم که تحصیلکرده خیو ه یا بخارا هستند. عثمان آخوند
از جمله آنهاست که به بخارا رفته و دانش دینی را بخوبی فرا
گرفت.
این آخوند
ها ،در میان مردم مسایل دینی را تبلیغ کرده و آنان را به
انجام فرایض دینی تشویق می نمودند. هر شهر و روستایی آخوندی
برای خو د داشت وآنان مراسم نماز را به امامت این آخوند
ها بجا می آوردند .آخوند های ترکمن غیر از انجام مراسم دینی،
در مسایل درونی ترکمن ها هم دخالت می نمودند. یعنی اگر اختلافی
بین چند نفر پیدا میشد ، این آخوندها به عنوان قاضی به حل
و فصل اختلافات آنان مبادرت میورزیدند. حکمی که قاضی می
داد دارای اعتبار بوده و میبایست اجرا می شد.در واقع ترکمن
ها به لحاظ مسایل حقوقی و قضایی کاملا مستقل بودند و دولت
مرکزی کوچکترین دخالتی در این موارد نداشت.ازقاضی های معروف
آن دوره آنا جان آخوند بود که بعد وکیل مجلس هم شد.
اما این قاضی
ها در اجتلافات میان طوایف و کشت وکشتار هایی که بین آنان
رخ می داد دخالتی نمیکردند. وقتی که یک طایفه ای با طایفه
دیگر بر سر موضوعی اختلاف پیداد می کرد و در نزاع بین یکدیگر
یکی از طرفین دعوا کشته میشد، آنوقت آن طایفه ای که یکی
از افرادش کشته میشد با هفت پشت آن طایفه دیگر خونی میشد.
در واقع این طایفه هم حق داشت که خون (انتقام ) فرد مقتول
خورش را بگیرد.در این شرایط برای اینکه کشت وکشتار دیگری
صورت نگیرد ان طایفه ای مرتکب قتل شده به مکانی دیگر کوچ
میکرد. این طایفه تنها در صورتی میتوانست به محل سابق خود
بر گرددکه یکی از افراد آن توسط ان طایفه کشته شده باشد.
این امر ازجمله آداب و رسومی است که در دنیا کم نظیر است
و تنها در بین ترکمن ها وجود دارد. داشتم در مورد مذهب در
میان ترکمن ها صحبت می کردم .در این مورد از جمله مسایل
دینی مرسوم در میان ترکمن ها دادن عشر و زکات است.در واقع
هر کس باید مقداری از چیزی که تولید کرده ،مثل گندم ،جو،
کنجد و غیره را برای حلال شدن دارایی اش صدقه بدهد(عشر و
زکات ). این امر سابقا در میان ترکمن ها وجود نداشت و تنها
پس از رواج اسلام در میان آنان مرسوم گردید. این صدقه ها
اغلب به آخوندها و ملاها داده میشود و انان بدین ترتیب بخشی
از منبع مالی این آخوند ها را عبارت میسازند، غیر از آن
در اعیاد مذهبی مثل عید قربان و فطر هم مردم هر محله و منطقه
مقداری پول دستی وکمک مالی به آخوند ها وامام جمعه خودشان
میدهند. آخوندهایی هم که قضاوت میکنند غیر از این منابع
مالی، از بابت قضاوت خود هم مبلغی را که متفاوت است می گیرند.
در رابطه با
مناسبات اجتماعی در میان ترکمن ها باید بگویم که مناسبات
کاملا برابری در میان آنان بر قرار بوده است و به لحاظ حقوقی
هیچکس حق تعرض به اموال و حقو ق دیگری را نداشت . یعنی یک
آدم پولدار و اخوندی به بهانه موقعیت اجتماعی خود نمیتوانست
حقوق دیگر افراد را پایمال کند. یعنی می خواهم بگویم که
بین ترکمن ها از مناسبات استثماری که در جاهای دیگر وجود
داشت خبری نبود. اما ترکمن ها افرادی را به عنوان قوللوق
چی (خدمتکار ) در اختیار داشتند . ترکمن ها ی یتیم و بی
قیم و عده ای ازفارس ها و اقوام وخویشاوندان، این خدمتکار
ان را عبارت میساختند. آنان را برای امور هیزم کشی، کارهای
خانه، امور زراعت ، و همینطو ر مواظبت از دامهابکار میگر
فتند. اما این خدمتکاران برده نبودند و مناسبا ت انان با
صاحبانشان طوری بود که با هم سر یک سفره غذا میخوردند. این
تساوی حقوق امری است که در میان ترکمن ها تا به قدرت رسیدن
رضا شاه وجود داشت.
در رابطه با
روابط میان طوایف ترکمن می خواستم چند نکته را هم اضافه
کنم. در آن ایام بدلیل اختلافاتی که میان طوایف مختلف وجود
داشت، گاها پیش میامد که طایفه بزرگتری طایفه گوچکتری را
مورد حمایت قرار میداد، یعنی در واقع آن طایفه جزو طایفه
بزرگتر میشد . بعنوان مثال ، در خواجه نفس طایفه استوار
ملا حسین که ارساری بود، برای مصون ماندن از آزار و اذیت
طوایف بزرگتر، جزو طایفه توماچ میشود . نکته دیگری که میخواستم
اشاره کنم، در رابطه با مناسبات خصومت آمیز میان طوایف ترکمن
است. همانطور که قبلا گفتم بین آتابای ها و جافاربای ها
اخنلافات دیرینه ای وجود داشت و کوچکترین بهانه می توانست
آنان را به جان هم اندازد. به عنوان مثال ، روزی ما بچه
ها داشتیم بازی میکردیم. از آنطرف رود خانه گرگان سواری
میامد. ناگهان 5-4 نفر از سواران مسلح طایفه جافاربای به
تاخت رفتند و آن سوار را اسیر کردند و اوردند . 2 اسب در
جلو و آن اسیر در میان و 3 نفر هم از پشت سر میامدند . بعد
معلو م شد که این سوار ازطایفه آتابای بوده است و قصد بدی
نداشته است و تنها بخاطر مسئله ای خواهان پناهنده شدن به
طایفه جافاربای بوده است. سر کردگان طایفه جافاربای پس از
مطلع شدن از نیت این جوان ، کاری با او نداشته و او را مرخص
کردند که برود . این هم از جمله آن مناسبات ویژه ای است
که تنها در میان ترکمن ها وجود داشت و من با اینکه سالها
در میان قشقاییها و بلوچها بودم، اما از وجود چنین روابطی
در میان آنان چیزی ندیدم.