.
آمارتیا سن / برگردان : محمدسعید نوری نائینی
نقش
سازندۀ آزادی های سیاسی در رشد اقتصادی (۲)
.
نقش سازندۀ آزادی سیاسی
گرچه نقش ابزاری
آزادی های سیاسی و حقوق مدنی بسیار مهم است ولی ارتباط بین
نیازهای اقتصادی و آزادی های سیاسی ممکن است دارای یک جنیۀ
"سازنده" نیز باشد. إعمال حقوق اساسی سیاسی نه
تنها امکان عکس العمل در سیاستگذاری ها را در مقابل نیازهای
اقتصادی ایجاد می کند، بلکه درک و فهمیدن «نیازهای اقتصادی»
به خودیِ خود، ممکن است کاربرد این حقوق را ایجاب کند. می
توان چنین استدلال کرد که درک اینکه «نیازهای اقتصادی» چیست،
هم از نظر محتوایی و هم از نظر ضرورت نیازمند بحث و تبادل
نظر است. حقوق سیاسی و مدنی، به ویژه آن حقوقی که به تضمین
بحث آزاد، تبادل نظر، انتقاد و ابراز عقیده مربوط اند در
فرایند ایجاد گزینه های انتخاب آگاهانه و اندیشمندانه نقش
محوری دارند. این فرایندها در شکل گیری ارزشها و اولویت
ها بسیار مهم بوده و به طور کلی نمی توان بدون توجه و مستقل
از بحث های عمومی ارجحیت ها را تعیین کرد، یعنی نمی توان
وجود و عدم بحث آزاد و تبادل نظر را نادیده گرفت.
معمولاً در بررسی
مسائل اجتماعی و سیاسی فراگیری و تأثیر گفت و گوی آزاد دست
کم گرفته می شود. مثلاً بحث های عمومی در کاهش نرخ های بالای
باروری که مشخصۀ بسیاری از کشورهای درحال توسعه است نقشی
مهم ایفا می کند. در واقع شواهد بسیاری وجود دارد که کاهش
سریع نرخ باروری در بسیاری از ایالات باسوادتر هندوستان
تحت تأثیر بحث های عمومی، در بیان تأثیرات بد این پدیده
بر زندگی مادران جوان و به طور کلی در اجتماع روی داده است.
اگر می بینیم که مثلاً در ایالت کرالا یا تامیل نادو این
عقیده ایجاد شده است که در عصر جدید خانواری شادمان است
که کوچک باشد باید بدانیم که شکل گیری این باور محصول بحث
ها و گفت و گوهای عمومی فراوان است. نرخ باروری در کرالا
اکنون 1/7 است (مشابه انگلستان و فرانسه و کمتر از چین که
1/9 است) و این امر به زور انجام نشده است، بلکه به طور
عمد تحت تأثیر خلق ارزش هایی جدید حاصل شده است، یعنی طی
فرایندی که گفت و گوهای سیاسی و اجتماعی در آن سهمی عظیم
داشته اند. سطح بالای سواد جمعیت کرالا، به ویژه با سوادی
زنان، که از تمامی استان های هندوستان بالاتر است به امکان
ایجاد این گفت و گوهای سیاسی و اجتماعی کمک شایانی کرده
است.
بدبختی و محرومیت
انواعی گوناگون دارد و پاره ای از آنها بهتر به درمان های
اجتماعی پاسخ می گویند. کلیت وضع موجود انسانها، بنیان بسیطی
برای مشخص کردن نیازهای ماست. مثلاً بسیاری چیزها است که
اگر امکان پذیر می بود آنها را عزیز می داشتیم، حتی خواهان
ابدیت نیز هستیم، همچنان که مای ترئی در این آرزو بود. ولی
آنها را نیاز به حساب نمی آوریم . تصور ما از نیاز به عقایدمان
دربارۀ طبیعت قابل پیشگیری پاره ای از محرومیت ها و درکمان
از امکان مقابله با آنها باز می گردد. در شکل گیری این عقاید
و اندیشه ها ، بحث ها و گفت و گوهای عمومی نقشی مهم ایفا
می کنند. حقوق سیاسی، از جمله آزادی بیان و گفت و گو نه
تنها در انگیزش عکس العمل های اجتماعی در مقابل نیازهای
اقتصادی نقشی محوری دارد بلکه در شکل گیری خود اندیشه افتصادی
نیازهای اقتصادی نیز بسیار مؤثر است.
.
کار کرد مردم سالاری
موضوعیت ذاتی، نقش
محافظتی و اهمیت سازندگی دموکراسی بسیار گسترده و وسیع است.
در هنگام طرح این مباحث در مزایای دموکراسی، این خطر وجود
دارد که تأثیرات آنها بیش از آنچه باید، قلمداد شود. همان
طور که قبلاً هم بیان شد، آزادی های سیاسی مزایای مشروعی
هستند که تأثیرشان به چگونگی اجرایشان بستگی دارد. مردم
سالاری به ویژه در مورد پیشگیری از سوانحی موفق بوده است
که فهم شان آسان و اظهار همدردی در آنها با سرعت و فوریت
امکان پذیر است. توفیق در بسیاری از موارد کاملاً امکان
پذیر نیست. مثلاً موفقیت هندوستان در پیشگیری از بروز قحطی
با آنچه درباره ریشه کنی سوء تغذیه به وجود به دست آمده
است قابل قیاس نیست. از بین بردن بی سوادی ریشه دار و رفع
نابرابری های جنسی نیز از این جمله اند. گرچه وضع ناگوار
قحطی زدگان را می توان به سهولت سیاسی کرد ولی مقابله با
سایر محرومیت ها نیازمند تحلیل های عمیق تر و استفاده مؤثرتر
از مشارکت سیاسی و ارتباطات گسترده و به طور خلاصه إعمال
بیشتر مردم سالاری است.
ناکافی بودن اجرای
مردم سالاری حتی در دموکراسی های بالغ تر نیز شواهدی دارد.
مثلاً محرومیت غیرعادی سیاه پوستان آمریکایی از بهداشت و
درمان و آموزش و محیط اجتماعی که منجر به افزایش چشمگیر
نرخ مرگ و میر بین آنان شده است، از طریق کارکرد دموکراسی
آمریکایی پیشگیری نشده است. به مردم سالاری باید به عنوان
خلق مجموعه ای از فرصت ها نگریست که استفاده از آنها نیازمند
تحلیل های گوناگون در "چگونگی به کارگیری" حقوق
سیاسی و دموکراتیک است.
بدین صورت، درصد
کم شرکت مردم و به ویژه سیاه پوستان در انتخابات و سایر
نشانه های بی علاقگی و الیناسیون را نمی توان نادیده گرفت.
مردم سالاری یک داروی خودکار برای بیماری ها و به منزلۀ
گنه گنه در درمان مالاریا نیست. فرصتهایی را که مردم سالاری
خلق می کند باید مشتاقانه در برکشید تا از تأثیر آن برخوردار
شد. گرچه مردم سالاری نمود عام و اساسی آزادی است، ولی آنچه
مهم است چگونگی کاربرد این آزادی ها است.
.
کارکرد آزادی و نقش مخالفان
دستاوردهای مردم
سالاری نه تنها بسته به قوانین و رهیافت هایی است که تصویب
و رعایت می شود بلکه به چگونگی استفاده از این فرصتها به
وسیلۀ شهروندان نیز بستگی دارد. فیدل والدز راموس (١) رئیس
جمهور اسبق فیلیپین در نوامبر سال 1998 در سخنرانی خویش
در دانشگاه ملی استرالیا، این نکته را در نهایت ایجاز چنین
بیان کرده است :
«تحت سلطۀ استبداد، مردم نیازی به تفکر، به انتخاب، به ساخت
فکری و اظهار رضایت ندارند. تنها باید تبعیت کنند. این درس
تلخی است که ما از حوادث سیاسی اخیر فیلیپین آموخته ایم.
برعکس، دموکراسی بدون تقوای مدنی قابل دوام نیست ... وظیفۀ
سیاسی مردم جهان، آن نیست که فقط نظام مردم سالار را جایگزین
رژیم های استبدادی کنند. باید دموکراسی را به خدمت مردم
عادی به کار وادارند». [۸]
مردم سالاری فرصتی
ایجاد می کند که هم به «اهمیت ابزاری» آن و هم به «نقش سازنده»
آن مربوط است. ولی اینکه این فرصتها با چه توانی مورد بهره
برداری قرار می گیرند به عواملی چند بستگی دارد، از جمله
وجود سیاست های چند حزبی و پویایی بحث های اخلاقی و ارزش
آفرین [۹]. مثلاً در هندوستان در بدو استقلال اولویت پیشگیری
از گرسنگی و قحطی به خوبی درک شده بود (همان طور که ایرلند
در تجربۀ سلطۀ انگلستان این تجربه را آموخته بود). پویایی
فعالان سیاسی در پیشگیری از قحطی و محکوم ساختن دولت به
خاطر اینکه اجازه می داد چنین رویدادهایی به وقوع بپیوندد
و سرعت و قدرت این فرایند، احتراز از ظهور این گونه مصائب
را اولویت اجتناب ناپذیر تمامی دولت ها قرار داد ولی هنوز
احزاب مخالف متوالی در محکوم نکردن بی سوادی فراگیر، وجود
سوء تغذیه جدّی ولی نه حاد(مخصوصاً بین اطفال) یا غفلت از
اجرای برنامه های اصلاحات ارضی مصوب قبلی، سر تسلیم فرود
آورده اند. این مطیع بودن احزاب مخالف به دولتهای متوالی
اجازه داده است که از به فراموشی سپردن نا معقول این مسائل
مهم سیاست گذاری عمومی زیانی نبینند.
در واقع پویایی احزاب
مخالف در جوامع غیر دموکراتیک نیز مانند جوامع مردم سالار
قدرتی مهم به حساب می آید. به طور مثال می توان گفت که علی
رغم عدم وجود تضمین های دموکراتیک، تلاش و اصرار مخالفان
در کرۀ جنوبی در قبل از دموکراسی، و حتی در حکومت پینوشه
در شیلی به طور غیر مستقیم در حکومت این کشورها حتی قبل
از استقرار دموکراسی نیز تأثیر گذار بود. بسیاری از برنامه
های اجتماعی که در این کشورها اجرا شد، لااقل تا حدودی به
خاطر نفوذ مخالفان بود و بدین ترتیب، مخالفان حتی قبل از
به دست گیری قدرت هم تا حدودی تأثیر گذار بودند. [١٠]
مورد دیر پای دیگر،
نابرابری جنسیتی است که نیازمند اقداماتی شدید از جمله،
انتقاد و مطرح ساختن لزوم اصلاحات است. هر زمانی که این
موضوعات فراموش شده در بحث های عمومی مطرح و با آنها برخورد
شود، مسئولان موظف اند که پاسخ هایی ارائه دهند. در دموکراسی،
مردم آنچه را که تقاضا کنند به دست می آورند و مهمتر از
آن اینکه معمولاً چیزی را که ابرز نکنند به دست نمی آورند.
در هندوستان دو فرصت فراموش شده اجتماعی یعنی، برابری جنسیتی
و آموزش های ابتدایی، اکنون مورد توجه بیشتر احزاب مخالف
قرار گرفته اند و در نتیجه مسئولان قوای مقننه و مجریه نیز
به آنها توجه می کنند. گرچه نتیجۀ نهایی را در آینده شاهد
خواهیم بود ولی نمی توان حرکت های گوناگونی را که تاکنون
انجام گرفته است نادیده گرفت. (از جمله پیشنهاد قانونی که
بر اساس آن حداقل یک سوم نمایندگان مجلس هندوستان باید از
زنان باشند و یک برنامۀ آموزش مدرسه ای که حق آموزش های
ابتدایی را برای گروه بسیار بیشتری از کودکان فراهم سازد).
در حقیقت می توان
استدلال کرد که کمک های مردم سالارانه در هندوستان، به هیچ
وجه محدود به جلوگیری از مصائب اقتصادی، مانند قحطی نبوده
است. علی رغم مشکلاتی که در پیاده کردن دموکراسی در هندوستان
وجود داشته است مردم سالاری نوعی ثبات و امنیت در کشور پدید
آورده است که در زمان استقلال یعنی در سال 1947 بسیاری از
مردم نسبت به ایجاد آن بدبین بودند. هندوستان در آن زمان
دارای دولتی بی تجربه، گرفتار جدایی ارضی بی سر انجام و
از نظر سیاسی بی پشتیبان بود و خشونتهای محلی گسترده و بی
نظمی های اجتماعی نیز بر مسائلش می افزود. اعتقاد به یک
هندوستان متحد و مردم سالار بسیار دشوار بود. اکنون پس از
گذشت نیم قرن با محاسبۀ خوبی ها و بدی ها، شاهد یک دموکراسی
نسبتاً موفق هستیم. تفاوت های سیاسی تا حد بسیار زیادی از
طریق روش های قانون اساسی حل و فصل شده اند. دولت ها بر
اساس انتخابات و قوانین مصوب مجلس ظهور و سقوط کرده اند.
هندوستان کشوری که دچار مجموعه ای از اختلافات زشت حقیر
و نا امید کننده بود، زنده مانده است و امورش را به صورت
یک واحد سیاسی و نظام دموکراتیک به نحو بسیار مطلوبی اداره
می کند و در حقیقت می توان گفت که کارکرد دموکراسی هندوستان
است که یکپارچگی این کشور را حفظ کرده است.
هندوستان بر مشکلات
عظیم حاصل از داشتن زبان های متفاوت و طیف وسیع از ادیان
گوناگون نیز فائق آمده است، یعنی بر ناهمسانی های فراوان
مذهبی و فرهنگی. البته تفاوت های مذهبی و محلی، محملی است
برای سوء استفاده سیاستمداران فرقه گرا و در چندین مورد
هم این سوء استفاده عملاً انجام شده (از جمله در سال های
اخیر) و آشفتگی های فراوانی را برای این کشور پدید آورده
است. ولی این حقیقت که این آشفتگی ها فقط خشونت طلب های
فرقه ای را خوش می آید و اکثریت عظیم ملت چنین اعمالی را
محکوم می کنند، خود ضمانت دموکراتیک اصلی برای غلبه بر خشونت
طلب های محدود فرقه ای را فراهم می سازد. این لازمۀ بقای
کشور به گونه گونی هندوستان است که گرچه در آن اکثریت با
هندوهاست ولی سومین جمعیت بزرگ مسلمان جهان را نیز در خود
جای داده است و در آن میلیون ها عیسوی در جوار اکثریت سیک
ها، پارسیان و جین ها (٢) زندگی می کنند.
.
خلاصه و نتیجه
ایجاد و تقویت یک
نظام مردم سالار بخش مهمی از فرایند توسعه را تشکیل می دهد.
چنین استدلال کردیم که اهمیت مردم سالاری در سه فضیلت مشخص
خلاصه می شود :
. (١) : اهمیت ذاتی مردم سالاری
. (۲) : کمک های ابزاری مردم سالاری به توسعه
. (٣) : نقش سازندۀ آن در خلق ارزشها و معیارها (نُرم ها)
هیچ نوع ارزشیابی
از هیچ نوع حکومت مردم سالار بدون توجه به این سه فضیلت
کامل نخواهد بود.
آزادی های سیاسی
و حقوق مدنی، علی رغم محدودیت هایشان معمولاً مورد استفاده
مؤثر قرار می گیرند. این فرصت وجود دارد که آنها را در زمینه
هایی که مؤثر نبوده اند نیز تأثیر گذار کنیم. نقش مجوز آفرین
حقوق سیاسی و مدنی(یعنی ایجاد مجوز یا در حقیقت ایجاد انگیزه
برای بحث و تبادل نظر آزاد، سیاست مشارکتی و وجود مخالفت
آزاد) در دامنه های وسیع کاربرد دارد ولی مسلماً در پاره
ای موارد از توفیق بیشتری برخوردار بوده است. مفید بودن
اثبات شده آن در پیشگیری از مصائب اقتصادی به خودی خود بسیار
مهم است. در زمانی که همه چیز مطلوب است و همۀ امور در مجاری
درست روزمرۀ خویش حرکت می کنند، شاید این نقش مردم سالاری
خیلی به چشم نیاید. ولی هنگامی که به هر دلیل (مثلاً بحران
شرق و جنوب شرقی آسیا که چندین اقتصاد را به هم ریخت و بسیاری
از مردم را بدبخت کرد) اوضاع ناجور شود اهمیتش مشخص خواهد
شد. انگیزش سیاسی که مشخصۀ رهبری مردم سالار است در چنین
مواقعی بسیار ارزشمند است.
ولی گرچه ما باید
اهمیت نهادهای مردم سالار را ارج نهیم، نباید به آنها به
چشم ابزارهای مکانیکی توسعه بنگریم. استفاده از آنها مشروط
است به ارزش ها و اولویت های ما و به استفاده ای که از فرصت
های موجود برای بیان آزاد و مشارکت می کنیم. نقش گروه های
مخالف سازمان یافته در این زمینه، به ویژه بسیار مهم است.
بحث ها و تبادل نظرهای عمومی که مشروعیت خویش را از آزادی
های سیاسی و مدنی کسب می کنند نیز می توانند در خلق ارزش
ها سهمی عمده به عهده گیرند. حتی مشخص کردن نیازها نیز بدون
تأثیر مشارکت و گفت و گوی عمومی قابل انجام نیست. قدرت بحث
های عمومی نه تنها یکی از همراهان فراگیر مردم سالاری است
بلکه استفاده از آن موجب می شود که کارکرد دموکراسی تسهیل
شود. مثلاً اطلاع بیشتر مردم از مسائل زیست محیطی که در
اثر بحث های عمومی ایجاد می شود و نیز کنار نگذاشتن مردم
از این گفت و گوها نه تنها به نفع محیط زیست است بلکه برای
سلامت و کارکرد خود نظام دموکراسی نیز مهم است.[١١]
همان قدر که تأکید
بر نیاز به مردم سالاری مهم است، حفاظت از شرایط و محیط
هایی که گستره و پوشش فرایند دموکراسی را تضمین می کنند
نیز بسیار حیاتی است. با تمام ارزشی که دموکراسی به عنوان
یک منبع عمدۀ ایجاد فرصت های اجتماعی دارد (و این موضوعی
است که به دفاعیه ای شدید نیاز دارد) این نیاز نیز وجود
دارد که ابزارها و راه های کارکرد آن را نیز آزمود و استعدادهای
بالقوه اش را شناخت.
نیل به عدالت اجتماعی
تنها وابسته به وجود نهادها نیست(از جمله قوانین و مقررات
اجتماعی) بلکه به کارکرد آنها هم بستگی دارد. در این نوشته،
برای نشان دادن اهمیت محوری کارکرد نهادها در جهت انتظاراتی
که ما از آزادی های سیاسی و حقوق مدنی داریم، دلایلی ارائه
شده است. این تلاشی است که هم رویاروی دموکراسی های ریشه
دار مانند آمریکا(به ویژه در مورد مشارکت نژادهای گوناگون)
و هم در مقابل دموکراسی های جدید قرار دارد. هم مسائل مشترک
و هم مشکلات متفاوت وجود دارد.
بخش
1
. (١) : Fidel Valdes Ramos
. (٢) : JainsIslamic Imperalism: A History by Amir Taheri.
. یادداشتها :
. [۸] : Fidel Valdez Ramos,
"Democracy And The East Asian Crisis" , Inaugurat
address, November26, 1998, p.2.
. [۹] : یک عامل مهم عبارت
است از سیاست چند حزبی و طرح مباحث اخلاقی در بحث های عمومی
در مورد این موضوعات رجوع کنید به :
. See Jurgen Haberman, "Three
Normative Models Of Democracy", Constellations I(1994).
Seyla Benhabib , "Deliberative Rationality and Models
Of Democratic Legitimacy" Constellations I(1994)
; James Bonham and Wiliam Rehg,eds., Deliberative Democracy
(Cambridge, Mass: MIT Press, 1984, 1997).
همچنین رجوع کنید به :
. James Fishkin, Democracy
and Deliberation (new Haven, Conn.;Yale University Press,
1984; 1971). Ralf Dahrendrof, The Modern Social Contact(New
York: Weidenfeld, 1988); Alan Hamlin and Philip Pettit,
eds., The Good Policy (New York: Weidenfeld, 1988); Alan
Hamin and Philip Pettit , eds., The Good Polity (Oxford:
Blackwell, 1989(; Cass Sunstein, The Portial Comstitution
(Cambridge, Mass.: Harvard University Press, 1993); Amy
Gutman and Dennis Topman, Democracy and Disagreement (Cambridge,
mass.: Harvard University Press, 1996).
. [١٠] : این موضوع در Dreze
and Sen, Hunger and Public Action (1989) , pp. 193-7,
229-39 . مورد بحث قرار گرفته است.
. [١١] : همچنین شایان ذکر است که چالش های زیست محیطی هنگامی
که به درستی درک شوند برخی موضوعات اساسی را در زمینۀ انتخاب
اجتماعی و سیاست های مشورتی مطرح می سازند؛ رجوع کنید به
اثر من :
. "Environmental Evaluation
and Social Choice: Contingent Valuation and the Market
Analogy", Japanese Economic Review 46 (1995).
منبع:
سايت ليبرال دموکرات