تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

تلخیص کنند ه :عا لیه شکر بیگی دكتراي جامعه شناسي،
نگارش :ايرج ساعي ارسي، تهران- 1385

پايان نامه جهاني شدن، مليت و هويت قومي در قوم آذري
( بخش 2 )

فرضيه ها
پس از تعريف متغيرهاي مهم ، فرضيه هاي پژوهش به شرح زير آورده مي شود :
1. هويت جمعي ملي( مياني) و هويت جمعي قومي(خرد) در قوم آذري با هم توازي و همزيستي دارند.
2. هويت جمعي ( كلان) و هويت جمعي قومي ( خرد) در قوم آذري با هم در تضاد خصومت آميز هستند .
3. هويت قومي در بين آذري ها ، از تبلور بالا و اهميت فراواني برخوردار است و آذري ها در انديشه نگهداشت هويت قومي هستند.
4. در عين حال، آذري و آذري بودن، با جهاني شدن انديشه و سبك زندگي جهاني تنافر ندارد.
5. انسان آذري ضمن پذيرش انديشه ها و سبك زندگي جهاني تلاش مي كند ، در آن مستحيل نشده و از طريق نگهداشت قوميت آذري به جهاني شدن راه مي يابد.
6. در حوزه روابط بين قومي (Intererhnic) به نظر مي رسد ، قوم آذري بيش از همه به قوم ارمني تمايل دارد و گشودگي نسبت بدان بيشتر است.
7. در حوزه روابط بين قومي ، به نظر مي رسد قوم آذري كمترين گشودگي را نسبت به قوم كردنشان مي دهد.
8. مناسبات هويت جمعي قومي با هويت جمعي جهاني قوي تر از هويت جمعي ملي است.
9. بين برخي ويژگي هاي فردي و اجتماعي ( سن، جنس، سواد، تحصيلات، پايگاه اقتصادي – اجتماعي و ... ) قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني رابطه وجود دارد.
10 . قوم آذري با محلي كردن مدرنيته غربي ، انسان سوژه ي شرقي را در درون خرده فرهنگ خود در حال ايجاد است.
11. در تقابل با جهاني شدن پايداري هويت قومي و خاص گرايي فرهنگي وجود دارد .
12. تحت تأثير جهاني شدن نسبي شدن فرهنگ ما و به تبع اين بحران هويت يابي سنتي در قوم آذري به بازسازي هويت قومي جديد انجاميده شده است .
13. رسانه هاي جمعي در هويت سازي جمعي قوم آذري تأثيري مثبت و معني دار داشته است .
14. خاص گرايي فرهنگي در قوم آذري ، جماعت گرايي (Communitarianism) را در مقابل فردگرايي ناشي از جهاني شدن به وجود آورده است .
15. گرايش به جهاني شدن، جايگاه مليت (Nationhood) را به عنوان چارچوب اصلي همبستگي جمعي به طور بنيادي تضعيف نكرده است، بلكه به سست شدن روابط بين قوميت و دولت كمك كرده است .
16. گسترش روابط فراملي موجب ظهور برخي انديشه ها و پيوندهاي جهان وطني شده است .
17.تماس هاي گسترده ميان – فرهنگي در متن جهاني شدن، به پيدايي هويتهاي دورگه ي ( آذري – فارسي) انجاميده است.

تبيين داده ها و نتايج آزمون فرضيه ها
1- فرضيه اول : هويت جمعي ملي ( مياني ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) در قوم آذري با هم توازي و هم زيستي دارند . با توجه به آزمون معني داري همبستگي پيرسون ، در قوم آذري بين هويت جمعي ملي ( مياني ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) همبستگي وجود ندارد و اين دو نوع هويت با هم توازي و هم زيستي نشان نمي دهند . در نتيجه فرضيه اول ما رد مي شود .
2- فرضيه دوم : هويت جمعي ( كلان ) و هويت جمعي ملي ( مياني ) در قوم آذري با هم در تضاد خصومت آميز هستند . با توجه به آزمون معني داري همبستگي پيرسون ، در قوم آذري بين هويت جمعي ملي ( مياني ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) همبستگي وجود دارد و به تبع آن فرضيه دوم نيز رد مي شود و تضاد خصومت آميز بين آن دو تأييد نمي‌شود .
3- بسط فرضيه دوم : هويت جمعي ( كلان ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) در قوم آذري با هم در تضاد خصومت آميز هستند با توجه به آزمون معني داري همبستگي پيرسون ، نتيجه مي شود كه بين هويت جمعي قومي ( خرد ) و هويت جمعي جهاني ( كلان ) همبستگي وجود ندارد و به تبع آن فرضيه بسط يافته ي دوم نيز رد مي شود و تضاد خصومت آميز بين هويت جمعي قومي ( خرد ) و هويت جمعي جهاني ( كلان ) تأييد نمي‌شود .
4- فرضيه سوم : هويت قومي در بين آذري ها ، از تبلور و اهميت فراواني برخوردار است و آذري ها در انديشه نگهداشت هويت قومي هستند .ميزان هويت قومي در جدول شماره 123 نشانگر آن است كه هر چه قدر نمرات هويت قومي بيشتر مي شود ، فراواني و درصد معتبر نيز افزايش مي يابد . به زبان دقيق ميزان هويت قومي در طبقه ي نمره اي 90-80 بيشترين فراواني يعني 3/45 درصد را به خود اختصاص داده است . در طبقات نمرات 100-50 بيشترين درصد يعني 9/97 واقع شده است اين داده ها نشانگر آنند كه ميزان هويت قومي در قوم آذري بسيار بالاست .
5- فرضيه چهارم : در عين حال ، آذري و آذري بودن ، با جهاني شدن انديشه و سبك زندگي جهاني تنافر ندارد .ميزان هويت جمعي ( كلان ) در قوم آذري در جدول شماره 125 آمده است . بيشترين ميزان با 9/85 درصد به طبقه ي نمره اي 80-20 تعلق داشته است . اين نشانگر آنست كه ميزان هويت جمعي جهاني ( كلان ) در قوم آذري بالاست ولي به اندازه ميزان هويت قومي و ملي نيست .
6- فرضيه پنجم : انسان آذري ضمن پذيرش انديشه ها و سبك زندگي جهاني تلاش مي كند ، در آن مستحيل نشده و از طريق نگهداشت قوميت آذري به جهاني شدن راه يابد .
داده هاي جدول شماره 134 نشان مي دهد كه اولاً بيشترين تعلق در قوم آذري به تعلق قومي و سپس به تعلق جهاني و سرانجام به تعلق ملي مربوط بوده است . داده هاي جدول شماره 135 نشان مي دهد كه قوم آذري خود را جهاني شده مي داند و اين ميزان فوق‌العاده بالاست . از داده هاي اين جدول چنين برمي آيد كه آذري ها در درجه اول واحد جمعي خودشان را قوم آذري مي دانند و به نگهداشت آن بسيار مصمم هستند و در درجه دوم تعلق جهاني داشته و در درجه سوم تعلق ملي دارند .از اين فرضيه نظريه ي انسان سه لايه آذري استخراج مي شود . بدين معني كه انسان آذري ضمن حفظ و نگهداشت و تعلق بسيار بالاي هويت قومي ، به هويت جديد جهاني مي انديشد ولي از هويت ملي غافل نيست و هويت آذري و جهاني خود را در درون هويت ملي تشخيص مي دهد .
7- فرض ششم : د رحوزه روابط بين قومي به نظر مي رسد ، قوم آذري بيش از همه به قوم ارمني تمايل دارد و گشودگي نسبت بدان بيشتر است . داده هاي جدول 128 مناسبات قومي آذري با ارمني ها را نشان مي دهد . 8/80 درصد از پاسخ گويان در طبقات نمره اي 50-0 قرار دارد . اين نشانگر آن است كه آذري ها با درصد بالايي كمترين گشودگي و تمايل به قوم ارمني را از خودشان نشان داده اند . بنابراين اين فرض كاملاً رد مي شود .
8- فرض هفتم : در حوزه روابط بين قومي به نظر مي رسد قوم آذري كمترين گشودگي را نسبت به قوم كرد را نشان مي دهد .داده هاي جدول 129 مناسبات قوم آذري با كرد ها را نشان مي دهد . 5/87 درصد در طبقه نمره اي 50-0 قرار دارد . اين بينگر آن است كه آذري ها با درصد بالايي كمترين گشودگي را قوم كرد داشته است ولي اين گشودگي كمتر از قوم ارمني بوده است . در نتيجه اين فرض نيز رد مي شود .
9- فرض هشتم : مناسبات بين هويت قومي با هويت جمعي جهاني قوي تر از هويت جمعي ملي است .داده هاي جدول شماره 134 نشان مي دهد كه در طبقه ي نمره اي 50-0 كمترين ميزان به تعلق قومي با 5/7 درصد و بيشترين درصد يعني 6/17 درصد به تعلق ملي اختصاص دارد . در صورتي كه در طبقه ي نمره اي 100-50 بيشترين فراواني با 5/92 درصد به تعلق قومي و 8/83 درصد به تعلق جهاني و 2/80 درصد به تعلق ملي مربوط بوده است . اين داده ها نشانگر آنست كه آذري ها در درجه اول واحد جمعي خودشان را قوم آذري مي دانند و در درجه ي دوم جهاني و در درجه ي سوم تعلق ملي قرار دارد . به زبان دقيق تر مناسبات بين هويت جمعي قومي با هويت جمعي جهاني قوي تر از هويت جمعي ملي است . در نتيجه اين فرض نيز تأييد مي شود
10- فرض نهم : بين برخي ويژگي هاي فردي و اجتماعي ( سن ، جنس ، سواد ، تحصيلات ، پايگاه اقتصادي – اجتماعي و ... ) قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني رابطه وجود دارد .
11- فرضيه 1-9 : بين جنسيت در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني رابطه وجود دارد .براي آزمون اين فرضيه از آمون نمونه هاي مستقل يا آزمون t و آزمون ليون استفاده مي‌شود . بر اساس محاسبات و داده هاي جدول 140 و 141 تفاوت معني داري وجود ندارد .
12- فرضيه 2-9 : بين گروه هاي سني در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت وجود دارد . براي آزمون از تحليل واريانس يك سويه استفاده مي كنيم . بر اساس محاسبات و داده هاي جداول 142 و 143 اختلاف معني داري در هويت ملي در سنين مشاهده نمي شود . هويت ملي با افزايش سن زياد مي شود . به زبان دقيق تر قديمي ها از جوان ترها ، هويت ملي شان قوي تر است . نظرات قديمي ها متشكل هستند و پراكندگي در جوانان بيشتر است . اختلاف معني داري در هويت جهاني در سنين مشاهده نمي شود . در سالخوردگان هويت جهاني كمتر مي شود ولي اختلاف معني دار نيست . در نتيجه فرضيه 2-9 نيز رد مي شود و بدين صورت در مي آيد : بين سن در قوم آذري به ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت معني داري وجود ندارد .
13- فرضيه 3-9 : بين سواد در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت وجود دارد .براي آزمون از آزمون نمونه هاي مستقل يا آزمون t يا آزمون ليون براي برابري واريانس‌ها استفاده مي شود . براساس محاسبات و داده هاي جداول 144 و 145 تفاوت هويت ملي و هويت جهاني در نزد باسوادها و بي سوادها معني دار نيست . داده ها نشان مي دهند كه بي سوادها هويت ملي شان قوي تر است . اين نادرست است و ناشي از خطاي نمونه ها است . باسوادها در مورد هوست ملي و جهاني تقريباً يكسان هستند . در نتيجه فرضيه 3-9 نيز رد مي شود و بدين صورت درمي آيد كه : بين سواد در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت معني دار وجود ندارد .
14- فرضيه 4-9 : بين سطح تحصيلات در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت وجود دارد .براي آزمون از تحليل واريانس يك سويه استفاده مي كنيم. محاسبات و داده هاي جدول 146 نشان مي دهد كه بين سطح تحصيلات و هويت ملي و هويت جهاني اختلاف معني داري وجود ندارد . در نتيجه فرضيه 4-9 نيز رد مي شود و بدين صورت بيان مي گردد كه‌: بين سطح تحصيلات در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت هاي ملي و جهاني تفاوت معني داري وجود ندارد .
15- فرضيه 5-9 : بين سطح درآمد در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت ملي و هويت جهاني تفاوت وجود دارد .براي آزمون از تحليل واريانس يك سويه استفاده مي كنيم . محاسبات و داده هاي جداول 147 و 148 نشان مي دهند كه در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت ملي و هويت جهاني تفاوت معني داري وجود ندارد . در نتيجه فرضيه 5-9 نيز رد مي شود و بدين شكل درمي آيد : بين سطح درآمد در قوم آذري و ميزان تعلق به هويت ملي و هويت جهاني معني داري وجود ندارد .
16- فرضيه 6-9 : بين نوع مسكن در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر به هويت ملي و هويت جهاني تفاوت وجود دارد . براي آزمون اين فرضيه از تحليل واريانس يك سويه استفاده مي كنيم . محاسبات و داده هاي جداول 149 و 150 نشان مي دهند كه اين فرضيه رد مي شود و بدين سان مي گردد : هيچ تفاوت معني داري در مالكيت نوع مسكن ( شخصي ، اجاره اي ، سازماني و ساير ) و هويت جهاني و ملي وجود ندارد .
17- فرضيه 7-9 : بين زبان در قوم آذري و ميزان تعلق خاطر و هويت ملي و هويت جهاني تفاوت وجود دارد .براي آزمون اين فرضيه از آزمون نمونه هاي مستقل يعني آزمون t و آزمون ليون استفاده مي كنيم . محاسبات جداول 151 و 152 نشانگر آنست كه اين فرضيه نيز رد مي شود . پس به اين شكل بيان مي گردد كه : تفاوت معني داري بين زبان آذري و هويت ملي و هويت جهاني وجود ندارد .
اين آزمون را براي هويت قومي نيز انجام داديم . اين بار نيز آزمون نمونه هاي مستقل يعني آزمون t و آزمون ليون براي برابري واريانس ها را بكار برديم . محاسبات جدول شماره 154 نشانگر آن است كه در رابطه با زبان آذري با هويت قومي در سطح05/0= α تفاوت معني دار نيست . ولي در سطح 10/0=α تفاوت معني دار است . در نتيجه معلوم مي شود كه بين زبان در قوم آذري و تعلق قومي تفاوت معني دار در سطح 10/0=α وجود دارد .
18- فرضيه 8-9 : بين وضعيت تأهل و هويت جهاني ، هويت ملي و هويت قومي تفاوت معني دار وجود دارد .براي آزمون فرضيه از آزمون تحليل واريانس يك سويه استفاده مي شود . محاسبات و داده هاي جداول 155 و 156 و 157 نشانگر آنست كه فرضيه ما تأييد مي شود . يعني بين ازدواج كرده ها و مجردها در مورد ميزان هويت ملي شان تفاوت معني دار وجود دارد .
براي اطمينان از اين فرضيه آزمون Post Hoc Test را اجرا مي كنيم . اين آزمون براي زير مجموعه هاي همگي است و آزمون دانكن نيز ناميده مي شود . محاسبات آزمون دانكن در جدول شماره 158 آمده است . محاسبات نشان مي دهد كه اختلاف بين ازدواج كرده ها و مجردها در مورد ميزان هويت ملي معني دار نبوده است .
19- فرضيه 9-9 : بين تعداد فرزندان خانواده و هويت ملي ، قومي و جهاني اختلاف معني داري وجود دارد . براي آزمون اين فرضيه از آزمون تحليل واريانس يك سويه استفاده مي كنيم . محاسبات جداول 159 و 160 و 161 نشانگر آنست كه فرضيه ما رد مي شود . يعني اختلاف معني داري بين هويت ملي ، قومي و جهاني و تعداد فرزندان خانواده وجود ندارد .
20- فرضيه دهم : قوم آذري با محلي كردن مدرنيته غربي ، انسان سوژه ي شرقي را در درون خرده فرهنگ خود در حال ايجاد است . داده ها نشان داد كه قوم آذري ضمن بالا بودن ميزان هويت قومي و به تبع آن تعلق قومي ، و ضمن بالا بودن ميزان هويت ملي ، تعلق جهاني اش از تعلق ملي قدري بيشتر است . اين بيانگر آنست كه انسان آذري مدرنيته غربي را ضمن پذيرش به تدريج محلي مي كند و در درون خرده فرهنگش جذب كرده و به هويت سازي نوين مي پردازد. به نظر مي رسد قوم آذري به تركيب هاي جديد در درون خرده فرهنگ خود دست مي زند و انسان سوژه ي شرقي را به وجود مي آورد . در نيتجه اين فرض تأييد مي شود .
21- فرض يازدهم : در تقابل با جهاني شدن پايداري هويت قومي و خاص گرايي فرهنگي وجود دارد .آذري ها اولاً معتقد به اتحاد با همسايه هاي آذري خود هستند ، ثانياً به ايجاد دولت مستقل معتقدند . اين نشانگر آن است كه خاص گرايي فرهنگي در درون خرده فرهنگ آذري ها در حال شكل گيري است .در باب هويت قومي آنان مخالف نابودي هويت آذري هستند . و درباره پايداري در تقابل با جهاني شدن موافقت خود را اعلام كرده اند . و و قتي از رضايت از وضع موجود مي‌پرسيم آنان عدم رضايت خود را اعلام مي كنند .
اين اعتقاد به عدم رضايت از وضع موجود هسته ي شكل گيري جنبش هاي اجتماعي آينده است كه به خاص گرايي فرهنگي تعبير شده است و سرانجام انسان آذري به ماندگاري قوم آذري معتقدند و به وجود نارضايتي در آذربايجان اعتقاد دارند . و بالاخره باور دارند در مقابل تغييرات سريع جهان بايد ايستادگي كرد و همه چيز را به نفع خود تغيير داد . در نتيجه آنان به هويت سازي نوين و خاص گرايي فرهنگي معتقدند . پس اين فرض تأييد مي شود .
22- فرض دوازدهم : تحت تأثير جهاني شدن نسبي فرهنگ ما و به تبع اين ، بحران هويت يابي نسبتي در قوم آذري به بازسازي هويت قومي جديد انجاميده است . انسان آذري ضمن پذيرش جهاني شدن به تدريج به يادگيري زبان انگليسي مي انديشد. اوحتي دوست دارد كانال آذري در ماهواره برايش برنامه پخش كند و نيز ترجيح مي دهد زبان آذري زبان رسمي آذربايجان شود . همچنين او موسيقي آذري را ترجيح مي دهد و براي كودكانش ترجيح مي دهد به زبان آذري قصه بگويد . حتي زبان ارتباط در خانواده اش آذري باقي بماند . گرايش به آذري بودن را به مثابه ي يك هويت اعلام مي كند و از زندگي در آذربايجان شديداً رضايت دارد و معتقد به بازسازي اين هويت است . در نتيجه اين فرض نيز تأييد مي شود .
23- فرض سيزدهم : رسانه هاي جمعي در هويت سازي نوين قوم آذري تأثيري مثبت و معني دار داشته است . توزيع و استفاده از وسايل ارتباط جمعي در خانواده آذري بالاست . آنان به ضرورت استفاده از وسايل ارتباط جمعي تأكييد مي ورزند و استفاده از اينترنت را جزو ضروريات زندگي امروزين تلقي مي كنند . بدين سان بدون شك وسايل ارتباط جمعي در هويت سازي نوين قوم آذري تأثيرات مثبتي دارد . و در نتيجه اين فرض نيز تأييد مي شود .
24- فرض چهاردهم : خاص گرايي فرهنگي در قوم آذري ، جماعت گرايي را در مقابل فردگرايي ناشي از جهاني شدن به وجود آورده است .آذري ها معتقد به متحد بودن هستند و در درجه دوم به اتحاد با همسايه هاي آذري مي‌انديشند و بالاخره به ايجاد دولت مستقل آذربايجان معتقدند و آنان معتقدند آذري ها از همديگر حمايت مي كنند . اين نشانگر آن است كه خاص گرايي فرهنگي در درون خرده فرهنگ آذري در حال شكل گيري است .
آذري ها خود را به جامعه ي بشري متعلق مي دانند اما اين تعلق را در اولويت قرار نمي دهند . آنان جهان را خانه خود مي دانند . آنان همچنين معتقدند بين انسان هاي امروزين فاصله افتاده است . اين همان فردگرايي است . آنان معتقد به جهاني انديشيدن و محلي زندگي كردن هستند . بدين سان معلوم مي شود كه فرد گرايي در قوم آذري كاملاً شكل گرفته است و هنوز ريشه هاي جماعت گرايي سنتي در ميان مردم باقي است . به نظر مي‌رسد با شدت گرفتن روند جهاني شدن ، جماعت گرايي نيز تعميق خواهد يافت .
25- فرض پانزدهم : گرايش به جهاني شدن ، جايگاه مليت را به عناون چارچوب اصلي همبستگي جمعي به طور بنيادي تضعيف نكرده است بلكه به سست شدن روابط بين قوميت و دولت كمك كرده است .آذري ها معتقدند كه عملكرد فارس ها در بعد از انقلاب در مورد آنان منفي بوده است . آنان معتقد به دشمني دولت با آذري ها نبوده اند . آنها اعتقاد به ظلم فارس ها در طول تاريخ به آذري ها دارند و سرانجام آنان وجود نارضايتي در آذربايجان را پنهان نمي كنند . اين ها نشانگر آنست كه روابط بين قوميت آذري با دولت مركزي سست است .
آذري ها جايگاه مليت قوي دارند . آنان با ريشه كني فارسي از آذربايجان مخالفند . به ايراني بودن خود افتخار مي كنند . به سرزمين ايران عشق مي ورزند . پرچم سه رنگ ايران را مايه ي سربلندي شان مي دانند. حافظ و مولوي و فردوسي را مايه ي افتخار و سربلندي ايرانيان مي دانند . از اينكه در ايران متولد شده اند رضايت دارند و با جلاي وطن شديداً مخالفند . از ايرانيان تنفر ندارند . آنان خود را به جامعه بشري متعلق مي دانند ولي اين تعلق برايشان اولويت ندارد . آنان همه جاي ايران را سراي خود مي دانند . در نتيجه فرض پانزدهم تأييد مي شود .
26- فرض شانزدهم : گسترش روابط فراملي موجب ظهور برخي انديشه ها و پيوندهاي جهان وطني شده است .آذري ها جهان را خانه ي خود مي دانند . آنان اعتقاد به جهان وطني در بين آذري ها دارند . به نظر مي رسد گسترش ارتباطات جهاني ، مسافرت هاي برون مرزي چه براي تجارت و چه براي تحصيل باعث پيوندهاي جهان وطني شده است . در نتيجه فرض شانزدهم تأييد مي شود .
27- فرض هفدهم : تماس گسترده ميان – فرهنگي در متن جهاني شدن و پيدايش هويت هاي دورگه ي ( آذري – فارسي ) انجاميده است . علاوه بر ارتباطات و پيوندهاي برون مرزي و پيدايي هويت هاي دورگه ايراني – خارجي ، در درون مرزهاي ايران نيز به لحاظ مهاجرت ها چه براي كار و چه براي تحصيل ، ازدواج با فارس ها و ساير قوميت ها را فراهم كرده است . و در نتيجه در نسل دوم ما شاهد هويت هاي دورگه ي ( آذري – فارسي ) هستيم . در نتيجه اين فرض نيز تأييد مي شود .
جمع بندي :
(1) جهاني شدن معاصر جايگاه مليت را به عنوان چارچوب اصلي همبستگي جمعي ، به طور بنيادي تضعيف نكرده ، بلكه به سست شدن برخي از پيوندها ميان ملت ها و دولت ها كمك كرده است .
(2) رشد فضاهاي فوق قلمروي موجب تسهيل توسعه ي جوامع بي قلمرو گوناگون از جمله بر اساس طبقه ، جنسيت ، نژاد و مذهب شده است .
(3) گسترش روابط فرا جهاني موجب تقويت ظهور برخي پيوندهاي جهاني وطني شده است .
(4) تماس هاي گسترده ي ميان فرهنگي در متن جهاني شدن هويت هاي دورگه را افزايش داده اند .
در مطالعات ميداني درباره ي هويت ، هويت جمعي و بحران هويت به اين يافته ها رسيديم كه : آذري ها معتقدند كه هويت آنان به علت تغييرات جهاني در حال نابودي نيست . آنان اعتقاد دارند در مقابل تغييرات سريع جهان بايد ايستادگي كنيم و همه چيز را به نفع خود تغيير دهيم . آذري ها خودشان را قبل از تعلق به جهان به ايران متعلق مي دانند . آنان با از بين رفتن مرزهاي جغرافيايي و سياسي مخالفند . آنان هم چنين با جهاني شدن زبان انگليسي مخالفند و آذري ها از وضع موجود رضايت ندارند .
در يافته هاي هويت جمعي به اين نتيجه رسيديم كه در هويت جمعي آذري ها تعلق جهاني باعث كاهش تعلق قومي و تعلق ملي شده است . آذري ها در درجه ي اول واحد جمعي خودشان را قوم آذري مي دانند و در درجه ي دوم جهاني و بالاخره در درجه ي سوم تعلق ملي قرار مي دهند .
در قوم آذري هويت جمعي ملي ( مياني ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) با هم توازي و هم زيستي نشان نمي دهند . هويت جمعي ( كلان ) و هويت جمعي ملي ( مياني ) در قوم آذري با هم در تضاد خصومت آميز نيستند همچنين هويت جمعي ( كلان ) و هويت جمعي قومي ( خرد ) در قوم آذري با هم تضاد خصومت آميز نيستند . در ميان آذري ها مناسبات بين هويت قومي با هويت جمعي جهاني قوي تر از هويت جمعي ملي است .
تحت تأثير جهاني شدن ، نسبي شدن فرهنگ ما و به تبع اين ، بحران هويت يابي سنتي در قوم آذري به بازسازي هويت قومي جديد انجاميده است . گرايش به جهاني شدن ، جايگاه مليت را به عنوان چارچوب اصلي همبستگي جمعي به طور بنيادي تضعيف نكرده است . بلكه به سست شدن روابط بين قوميت و دولت كمك كرده است . همچنين تماس گسترده ميان فرهنگي در متن جهاني شدن به پيدايش هويت هاي دورگه ي ( آذري – فارسي ) انجاميده است .

ارائه پيشنهادات و رهنمودهاي حاصل از يافته هاي پژوهش
پيشنهادات و رهنمودهاي زير از يافته هاي توصيفي و تبييني منشاء گرفته است :
1- آذري ها معتقدند كه بعد از انقلاب دولت براي آنها كاري نكرده است . اين ناشي از توسعه ي ناموزون در استان هاي كشور مي باشد. پيشنهاد مي شود برنامه ريزيهاي توسعه‌ي اقتصادي – اجتماعي ايران جهت گيري خودشان را به توسعه ي پايدار موزون سوق دهند تا نابرابري هاي منطقه اي در ايران از بين رفته و به تبع آن نارضايتي موجود از دولت در مناطق به ويژه در مناطق محروم از بين برود .
2- آذري ها به دشمني دولت با قوم آذري معتقد نبوده اند . اين مهم را بايد تقويت كرد در غير اين صورت زمينه هاي تجزيه ي آذربايجان و اتحاد با همسايه ها شكل مي گيرد .
3- آذري ها معتقدند كه در طول تاريخ فارس ها به آنان ظلم كرده اند . پيشنهاد مي شود امورات آذري ها حتي المقدور و تا آنجا كه همبستگي كلي را به مخاطره نياندازد به خودشان واگذار شود تا اين طرز تلقي به تدريج از بين برود .
4- آذري ها به زبان آذري و موسيقي شان حساسيت بالايي دارند . پيشنهاد مي شود زبان آذري در كنار زبان فارسي در مدارس ، ادارات ، راديو و تلويزيون عموميت بيشتري يابد . آذري هاي اعتقاد دارند كه زبان آذري بايد به رسميت درآيد . مثلاً در اين زمينه مي توان انتشار مجلات و روزنامه ها و كتاب ها به زبان آذري و تشكيل كرسي زبان و ادبيات آذري در دانشگاه تبريز را پيشنهاد كرد .
5- وسايل ارتباط جمعي آذري ها گرايش بيشتري بايد به زبان آذري داشته باشد . چه راديو و چه تلويزيون و حتي مطبوعات محلي . پيشنهاد مي شود كانال ماهواره اي مخصوص آذري برنامه داشته باشد .
6- آذري ها ، هويت ملي شان بسيار قوي است . اين هويت را بايد تقويت كرد . بازي ندادن آذري ها در عرصه هاي مسئوليتي و مديريتي رده بالا مي تواند بسيار خطرناك باشد . به آنان بايد اعتماد كرد و حتي اعتقاد دارند مسئولين محلي بايد از آذري ها انتخاب شود . تزريق نيرو از خارج از استان براي كارهاي حساس سياسي و نظامي بي اعتمادي به قوم آذري تلقي مي شود .
7- هويت قومي در بسيار قوي است . آذري ها به اين هويت بسيار هستند . آنان خودشان را قومي ماندگار در تاريخ مي دانند . آنان حتي به اتحاد با آذري هاي ساير كشورهاي همسايه معتقدند و تلويحاً به آذربايجان بزرگ مي انديشند . آنان متايل به ايجاد دولت مستقل آذربايجان هستند . دليل اين تمايل خطرناك عملكرد ضعيف دولت هاي بعد از انقلاب در آذربايجان بوده است .
8- آذري ها خودشان را قبل از تعلق به قوم آذري به جهان متعلق مي دانند . آنان جهاني مي انديشند و محلي زندگي مي كنند . و جالب اينجاست كه خودشان را قبل از تعلق به جهان به ايران متعلق مي دانند . اين مهم را بايد تقويت كرد . آذري ها معتقد به نابودي هويت آذريبه علت تغييرات جهاني نيستند . آنان اعتقاد راسخ دارند كه در مقابل تغييرات سريع جهان بايد ايستادگي كرد و همه چيز را به نفع خود تغيير داد . در شكل گيري هويت يابي نوين دولت ار طريق رسانه هاي جمعي بايد به آنها كمك فرهنگي كند .
9- آذري ها به روشني عدم رضايت خودشان را از وضع موجود نشان مي دهند . پژوهشي ديگر لازم است تا ريشه هاي عدم رضامندي آذري ها از وضع موجود معلوم شود . پيشنهاد مي شود اين عدم رضامندي را دولت بايد جدي بگيرد .
10- در مناسبات قومي آذري ها فارس ها را بسيار بيشتر از كردها و ارمني ها تحمل مي‌كنند . پيشنهاد مي شود حداقل از مهاجرت ارامنه واكرد به آذربايجان جلوگيري شود . آذري ها گشودگي خوبي نسبت به اكراد و ارامنه از خود نشان نمي دهند . فعلاً همزيستي مسالمت آميزي بطور جداگانه بدون تنش دارند . آنان كردها را به ارمني ها ترجيح مي دهند .
11- آذري ها با هم اتحاد قوي دارند . آنان از زندگي در آذربايجان كاملاً راضي هستند و به سرزمين آذربايجان عشق مي ورزند . اين زمينه ي خوبي براي نگهداشت قوم آذري در آذربايجان است و يم تواند جلوي مهاجرت هاي به مركز و ساير استانها را بگيرد . دولت بايد در زمينه ي جاذبه ي قومي آذري ها تأمل و انديشه ي بيشتري كند . اگر زمينه هاي اشتغال در آذربايجان ايجاد شود . مهاجرت ها شتاب كمتري مي يابد .
12- آذري ها با مدرنيته سازگاري خوبي نشان مي دهند . بايد دولت برنامه ريزي فرهنگي براي مدرن كردن دنياي آذري ها داشته باشد . در اين صورت انسان سوژه ي غربي عيناً تقليد نمي شود و به تدريج انسان سوژه ي شرقي در قوم آذري شكل مي گيرد .
13- تخصص گرايي ، فرهنگ كار ، اعتقاد به جهان وطني ، سنت ستيزي و سنت گريزي ، اعتقاد به رايانه اي شدن ، اعتقاد به برابري حقوق زن و مرد ، اعتقاذ به زوال حكومت هاي خودكامه ، اعتقاد راسخ به مردم سالاري ، اعتقاد به زوال باورهاي ديني در دنياي معاصر ، اعتقاد به زوال مالكيت جنسي در دنياي معاصر ، اعتقاد به صف آرايي در برابر تمدن غرب يا خاص گرايي فرهنگي ، اعتقاد به جهاني شدن از ويژگي هاي مهم قوم آذري است .اين اعتقادات را بايد تقويت كرد و عملكرد دولت نبايد با اين اعتقادات تضاد داشته باشد .
14- در هويت جمعي تعلق جهاني باعث كاهش تعلق قومي و تعلق ملي شده است . پژوهش حاضر نشان داد كه ميزان تعلق جهاني در قوم آذري بالاست ، و قدري از تعلق ملي هم بالاتر است . آذري ها واحد جمعي خودشان را در درجه اول قوم آذري و دردرجه دوم جهاني و در درجه سوم تعلق ملي مي دانند . بدين سان نتيجه مي گيريم كه قوم آذري تحت تأثير جهاني شدن قرار دارد و بحران هويت قومي و بحران هويت ملي در حال شكل گيري است . دولت در هويت يابي مجدد قومي و ملي بايد كارهاي ريشه اي انجام دهد . پيشنهاد مي شود تركيب هاي جديد مورد پژوهش جدي قرار گيرد .
15- آذري ها به مردم سالاري اهميت خاصي قائلند . اين ريشه تاريخي دارد . جنبش ها و نهضت هاي تاريخي مؤيد اين نظر است . براي ايجاد و حفظ مردم سالاري به قول هابر ماس بايد رابطه ي بين دولت و اقتصاد قطع شود تا در فضاي عمومي يا حوزه هاي عمومي دموكراسي شكل گيرد . پيشنهاد مي شود دولت تصدي گري خود را از اقتصاد به تدريج قطع كند . نهادها و سازمان هاي مردم سالاري در آذربايجان همانند ساير مناطق ايران شكل نگرفته است . پيشنهاد مي شود ، آزادي شكل گيري آنها فراهم شود .
16- بين زبان در قوم آذري و تعلق قومي رابطه ي معني داري وجود دارد . دست زبان فارسي از جلوي دهن زبان آذري بايد در تمام عرصه ها برداشته شود . تا باعث تقويت اين زبان قومي شود . دولت بايد زمينه هاي تقويت اين زبان را فراهم سازد .
17- پژوهش نشان داد كه گرايش به جهاني شدن ، جايگاه مليت را به عبوان چارچوب اصلي همبستگي جمعي به طور بنيادي تضعيف نكرده است ، بلكه به سست شدن روابط بين قوميت و دولت كمك كرده است . پيشنهاد مي شود اين روابط بايد توسط دولت تقويت گردد .
محدوديت هاي پژوهش
در اين پژوهش محدوديت هاي خاصي وجود داشت . بويژه حساسيت هاي خاصي كه در زمينه ي قومي در جوامع وجود داشت باعث مي شد كه نتوانيم وارد محدوده هاي تعصب قومي شويم . هم چنين محدوديت هاي سياسي و حساسيت هاي مربوطه به آن مانع رسيدن به پاسخ برخي پرسش هاي حساس از قبيل استقلال ، مردم سالاري ، اتحاد با ساير قوميت ها و غيره مي شد . سعي كرديم اين حساسيت را كاهش داده و با دقت به پاسخ پرسش ها برسيم

منبع: سايت جامعه شناسي ايران

 


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است