تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

نگاه دختران دشت در جشن قربان تركمن صحرا


هواى شرجى ساحل خزر، بوى گوسفند و خيل گردشگرانى كه براى ديدن مراسم عيد قربان تركمن ها به استان گلستان آمده اند، تصورى است كه در تمام طول راه در ذهن دارم. اتوبوسى كه به گرگان مى رود شلوغ است. جوانى صندلى خودش را به بزرگترى داده و قرار است تمام راه را همراه پيرمرد تركمنى روى پله هاى اتوبوس بنشيند، يا اگر سرد بود، در حالت ايستاده تلويزيون نگاه كند. زنى با سه دختر نوجوان و جوانش، كه پيش از اينكه حرفى بزنند، از چشم هاى كشيده و چارقدهاى محلى شان پيداست «تركمن» هستند، بايد روى بوفه بنشينند. چون از مسافران روز قبل هستند كه به دليل بسته شدن جاده با بهمن نتوانسته اند خود را به موقع به گنبد كاووس برسانند. دختر بزرگش كه فقط موقع اعتراض كردن «فارسى» حرف مى زند از اين وضع ناراضى است و به لهجه محلى، اسمى مى آورد كه گويا نامزدش باشد و رو به مادرش مى گويد: «اگر بفهمد با اين وضع سفر مى كنيم بيچاره مان مى كند.» همه اينها نويد بخش روزى باشكوه است؛ «قربان»، بزرگ ترين عيد مسلمان ها و تركمن ها. اتوبوس در گرگان نگه مى دارد. در اين شهر زندگى به روال معمول جارى است و جز درختان سبز نارنج، كه همه خيابان ها و خانه ها را تزيين كرده اند، چيز ديگرى به چشم نمى آيد. راننده تاكسى و مسئول هتل، هيچ اطلاعى از جشن بزرگ روز عيد قربان ندارند: «خب هر كس بخواهد در خانه خودش گوسفند قربانى مى كند. اينكه چيز جديدى نيست!»
• دختران انتظار
اتومبيل سازمان ميراث فرهنگى استان گلستان در روستاى «سيجبال» توقف مى كند. همه مردان اين روستا و روستاهاى نزديك به سوى محل برگزارى نماز عيد قربان مى روند. آنها كه حاجى هستند يا به سن ۶۳ سالگى، كه مى گويند «سن پيغمبر بزرگوار است» رسيده اند، كلاهى سفيد به سر دارند. آنها كه درس طلبگى مى خوانند، پارچه سفيدى را دور كلاهشان بسته اند و بيشتر جوان ها هم كه نه حاجى هستند و نه طلبه، با لباس نو، اما بدون هيچ نشان خاصى به نماز مى روند.اما وجه اشتراك همه مردان، قاليچه هايى است كه براى زير پا انداختن، به دست گرفته اند. قاليچه هايى دست باف كه هنر زنان و دختران تركمن است. اتومبيل سازمان ميراث فرهنگى، در گل و لاى كوچه فرو رفته است. بايد صبر كنيم تا نماز تمام شود و كمك بيايد. در اين فرصت از «فرزانه» مى خواهم سئوال «سال نو» را براى پيرزنى كه به ديوار خانه مشرف به محل برگزارى نماز تكيه داده است، تكرار كند. پيرزن مثل خيلى از تركمن ها، فارسى نمى داند. شايد نيازى هم نداشته باشد. چون اين طور كه از صحبت هاى فرزانه متوجه مى شوم تعداد فارس هايى كه به روستاى بكر و زيبايشان مى روند، انگشت شمار است. مرا نگاه مى كند و مى گويد: «اولين بار است كه براى مراسم عيد قربان كسى از غيرتركمن ها به اين جا آمده.» پيرزن هم مثل «فرزانه» چيزى از نوروز و سفره هفت سين و چهارشنبه سورى نمى داند. تركمن هايى هم كه با فرهنگ ديگر مناطق كشور بيشتر آشنا هستند، انجام مراسم سنتى نوروز را صحيح نمى دانند و اگر كسى سفره بچيند، يا آتش برافروزد، از او ناراحت مى شوند.
• قربانگاه
ساكنان بندر تركمن، مثل ساكنان روستاى سيجبال، يكدست تركمن نيستند. «آخوند محمود صيادچى»، امام جماعت بندر تركمن، مى گويد: «حدود سى تا چهل درصد ساكنان امروز بندر، غيرتركمن هستند.» در مورد اجراى احكام دينى در ميان تركمن ها: «از نوجوان و جوان و بزرگسال، ۹۹ درصد مردم به كتاب و همه سنت ها پاى بند هستند.» او «يك درصد» باقى مانده را هم تنها براى اطمينان خاطر حساب نكرده است. حالا نماز عيد تمام شده و مردم پاى بند به سنت ها، بايد به ازاى هر فرد مستغنى، يك گوسفند، يا يك سهم از هفت سهم يك گاو را قربانى كنند. اما نه در فضا بوى گوسفند پيچيده و نه روى زمين خونى راه افتاده است. ابتدا زمين را كمى مى كنند تا پشته اى درست شود و از جارى شدن خون قربانى جلوگيرى كند. بعد از آن، نوبت به از پا انداختن حيوان است كه بسته به قدرت و شادابى او، پنج، شش نفر از مردان و جوانان به زمينش مى زنند. به اين شكل كه شاخ ها و بينى اش را مى گيرند تا يك نفر با طناب، پاهاى جلويش را گره بزند. حالا نوبت جمع شدن هفت نفرى است كه از اين گاو سهم دارند. دعاى مخصوص خوانده مى شود و چند دقيقه بعد، پوست گاو از تنش جدا شده، نمك و زغال و گندم روى خون ريخته شده، و گوشت او را به هفت قسمت مساوى تقسيم كرده اند. ترازو، هفت سبد و يك چاقو، كه هرچه از اين گاو به دست مى آيد قسمت مى كنند. سبد هر كس را قرعه مشخص مى كند. كار زنان تركمن از اين لحظه شروع مى شود. سه روز پختن و سرخ كردن گوشت، و فريز كردن آن چه بعد از سه روز ميهمانى كردن و صدقه دادن، باقى مانده است. زنان روستا، در حياط خانه هاشان آتش درست مى كنند و ديگى از آب، براى تميز كردن محتويات شكم گاوها و گوسفندان روى آتش مى گذارند. همان قدر كه مراسم تركمن ها، با طبيعت زيباى صحرا و زيبايى طبع آدم هايش براى ما جالب است، حضور آدم هايى غريبه كه براى ديدن مراسم عيد قربان به تركمن صحرا رفته باشند، براى آنها عجيب است. نگاهمان مى كنند و آنها كه فارسى مى فهمند، ما را براى خوردن غذاى عيد به خانه هايشان دعوت مى كنند. كنار سفره اى كه با ميوه و شيرينى و آجيل براى عيد چيده شده است. حالا مردان دشت به انتظار رسيدن حاصل تلاششان نشسته اند.

منبع: سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن

 


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است