آتيلا/ايل
گون
ازماست
که بر ماست
ما بعنوان بخشی از نیروهای مدعی روشنفکر ترکمن از دمکرات
بودن چه برداشتی داریم؟ امروزه ایرانیان دارای سایتهای اینترنتی
فراوانی هستند آن سایتی که پسوند و یا پیشوند ترکمن و یا
نام ترکمنی دارد با آن سایت مثلا فارسها و یا کردها چه تفاوتهایی
میتواند داشته باشد؟ آیا همه آن سایتهای سیاسی، صرفا به
دلیل که خود را دمکرات و طرفدار دمکراسی می دانند، مضامین
مشترک و یکسانی دارند؟ با اندک توجه به اینگونه سایتهای
مختلف متعلق به ملیتهای متفاوت می توان دید که هر کدام در
چارچوبهای کلی دمکراسی و دمکرات بودن منافع معینی را تعقیب
می کنند و این نیز کاملا امری منطقی است. اگر غیر از این
بود مثلا یدک کشیدن یک نام ترکمنی برای یک سایت متعلق به
روشنفکران ترکمن چه معنا و مفهومی میتوانست داشته باشد،
اگر که این سایت منافع و آرمانهای ملت ترکمن را مد نظر نمیداشت
و در آن راستا عمل نمیکرد؟
در اینجا البته لازم به تذکر است که در نظرداشت منافع و
آرمانهای ملت خود به معنی دشمنی و یا مقابله با منافع ملیتهای
دیگر نیست، بلکه در چارچوب موازین دمکراسی تلاش برای احقاق
حقوق ملی خود در ایرانی آزاد و دمکراتیک که منافع همه ملیتهای
ساکن در آن را تامین نماید مورد نظر است. ولی بقول معروف
"کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" و یا "
آغلامادیق اوغلانا امجگ یوق" در چارچوب همین دمکراسی
نیز الزاما نیروهای هر ملیتی از جمله ترکمنها بایستی برای
تأ مین منافع ملی خود تلاش کنند.
منظور من از این مقدمه خلاصه، صحبت در مورد مطلبی است که
در دو نوبت شماره 1و2 تحت عنوان "بحران هویت ملی و
قومی در ایران" بقلم شخصی بنام احمد اشرف در سایت "تورکمن
صحرا مدیا" آمده بود. این مطلب حدودا 15 صفحه ای را
به امید اینکه حاوی نکات آموزنده ای در باره هویت ملی ملیتهای
تحت ستم در ایران باشد را به دقت مطالعه کردم. با کمال تعجب
متوجه شدم که این مقاله تلاش نموده نظرات فارسی شوونیستی
80 ساله را که جامعه ایران را به این حد از اختناق و انجماد
از نظر سیاسی و اجتماعی و فرهنگی رسانده، در چارچوب نوینی
تئوریزه نماید.
نزد خود اندیشیدم که بر چه اساس و به چه دلیلی این مقاله
در یک سایت ترکمنی آورده شده است. آیا این نشانه دمکرات
بودن این سایت دوستان ترکمن است. برخلاف آنچه که سایت تورکمن
صحرا مدیا مدعی میگردد که درِ این سایت برای قلم هر انسان
"آزاد اندیش و ترقی خواه" که برای "آزادی
و برابری" تلاش می کنند باز است، این مطلب احمد اشرف
نه آزاد اندیشانه و ترقیخواهانه و نه تلاش برای برابری و
آزادی است، بلکه تلاشی برای تحقیر و توهین به خواستهای ملی
وبخشا بسیار راسیستی و بحق جلوه نشان دادن آن نابرابریهای
اجتماعی در ایران است.
آیا میخواهیم بگوییم که ما دمکرات هستیم و نظرات مخالف را
نیز در سایت خود می آوریم که دوستان ترکمن با آنها نیز آشنا
شوند؟ این نیز غیر منطقی است، چون در شرایط حاضر صدها سایت
متعلق به اینگونه تفکرات با مقالات زهراگین و مسموم وجود
دارد که هر فردی و از جمله هر دوست ترکمنی نیز براحتی میتواند
در اینترنت به آنها دست یابد و لزومی ندارد که در یک سایت
ترکمنی آنهم بدون کوچکترین توضیح و تذکری همانند مقالات
دیگر آن سایت آورده شود.
ممکن است گفته شود که ما بعنوان گردانندگان سایت با تمام
مقالات آمده در سایت موافق نباشیم. این نیز کاملا درست است.
طبیعی است که در چارچوب تلاس برای تأمین منافع ملی و آرمانهای
ملت خود راه کارهای متفاوتی ارائه گردد که بخشا موافق همدیگر
نیز نباشند. اما زمانی که مطلبی اساس تفکرات ما را مورد
تهاجم و تهدید قرار دهد، طبیعی است که در سایت ما جایی نداشته
باشد.
اگر یکی از دوستان ترکمن مطلبی در مورد حقوق ملت ترکمن و
خواستهای برحق آن و برابری حقوق همه ملیتهای ساکن در ایران
در همه عرصه های زندگی و دردنامه ای با دردها و رنجهای تاکنونی
و ناروای هایی که به این ملت روا شده به قلم آورده و به
سایتهایی که مبلغ ایده های ناسیونالیسم عظمت طلبانه فارس
هستند بفرستد، چاپ نشده و جایگاهی در آنجا نخواهد داشت.
ولی با اینحال اندک سایتهای فارس زبانان هستند که در چارچوب
افکار عمومی خود که برخا تلاش می ورزند که بدور از ایده
های ناسیونالیستی فارسگرایانه عمل نمایند، مطالبی در مورد
مطالبات ملیتهای دیگر نشر دهند ولی همانطور که گفتم تعداد
این سایتها انگشت شمار هستند.
اکنون به برخی مطالب مندرج در مقاله مذکور، "بحران
هویت ملی و قومی در ایران"، بصورت خلاصه اشاراتی می
کنم.
آقای اشرف در بخشهای نخست مقاله طولانی خود تعاریفی از هویت
ملی و قومی ارائه می دهد بدون اینکه تمایزی مشخص بین آنها
قائل شود که هرکدام چه تعاریف و مضامین متفاوتی از همدیگر
می توانند داشته باشند. بهر حال نظر وی است و محترم. اما
زمانی که بحث به مسائل مشخص جامعه ایران میرسد کنه نظرات
وی مشخصتر و عیانتر میگردد.
وی با اشاره به بحران هویت ملی در ایران و بدون بررسی دلایل
آن نتیجه میگیرد:"این بحران از یکسو به تفرقه درون
مرزی اقوام ایرانی و تمایل برخی از آنان به استقلال و جدایی
از ایران میرسد و از سوی دیگر با مسئله وحدت برون مرزی فارس
زبانان ارتباط پیدا می کند." این اتهام تجزیه طلبی
مسئله تازه ای نیست اما وحدت برون مرزی فارس زبانان پدیده
نسبتا جدیدی است. احتمالا آقای اشرف از وحدت فارس زبانان،
منظورش وحدت با تاجیکستان و بخشی از افغانستان است. به غیر
از آنجا در هیچ جای دنیا به این زبان صحبت نمیشود.
آقای اشرف در جای جای مقاله خود روحیه و اندیشه ضدترکی خود
را به عیان بیان می کند. وی با فاکت آوردن از شاهنامه فردوسی
ترکان را "بدخواه و توطئه گر" می نامد و ایرانی
(فارس) را "هوشمند و دلیر" میداند و بسیاری از
دانشمندان عصر اسلامی ایران، ابن سینا و فارابی و بیرونی،
را "ایرانی" میداند و معتقد است که آنها آگاهی
داشتند که "ترک" نیستند بلکه "ایرانی"
هستند. وی میگوید که "زبان فارسی و تداوم اسطوره های
قومی هویت فرهنگی ایران را زنده نگاه میدارد."
حاکمیت دولت بزرگ و سراسری سلجوقیان در ایران آن روز را
"حکام محلی که ربطی به دولت سراسری ایران ندارند"
و "حاکی از تسلط سیاسی طوایفی بر سرزمین ایران است
و نه دال بر تأسیس حکومت فراگیر و وحدت سرزمین ایران"
میداند.
وی میگوید:"با این همه در دوران فترت سیاسی و ملی چند
چیز برجای میماند. یکی اقوام ایرانی است که بعنوان عجم در
برابر عرب و تاجیک در برابر ترک شناسایی میشود و هویت خاصی
برای ایرانیان معین می کند و از همه بالاتر و درخشانترشکوفایی
زبان دری است که حامل و نگاهبان فرهنگ پربار هویت ایرانی
میشود." و این برخورد نژادپرستانه و راسیستی را با
استناد به شاهنامه کاملتر می کند، "اهل این میانه جهان
(ایران) به خرد داناترند و به عقل تمامتر و به مردی شجاعتر
و ممتازتر و دوربین تر و سخی تر و اهل اطراف به همه چیز
از این طبقه کمترند."
آقای اشرف مذهب شیعه را یکی از عوامل اصلی هویت ایرانی میداند
"تشیع صفوی که بدست پایه گذاران سلسله صفوی به صورت
دین رسمی دولتی درآمد، نقش بزرگ تاریخی در حفظ هویت ایرانی
و جمع و جور کردن اجزاء پراکنده کشور و همبسته کردن آنها
و ایجاد یکپارچگی سیاسی در ایران زمین داشته است."
وی ایران را کشور شیعی میخواند و با این حساب همه ایرانیهایی
که مذهبی بغیر از شیعه دارند دارای هویت ایرانی نمی باشند.
نویسنده مقاله، آقای اشرف، سیاستهای سرکوبگرانه رضاخان در
راستای ایجاد دولت شبه مدرن براساس ناسیونالیسم یک ملت یک
زبان را امری کاملا طبیعی و لازم دانسته و آن را از "مقتضیات
عصر جدید که ربطی به فردی خاص و یا دولتی خاص نداشته است"
میداند و مبارزات و تلاشهای ملتهای تحت ستم ملی در ایران
را "بیماری مزمن" می نامد. وی معتقد است که در
انقلاب مشروطه و پس از آن که "هویت ملی ایران به معنای
امروزین آن تکامل پیدا کرد نقطه بحران هویت در میان اقوام
ایرانی بسته شد و به مرور زمان به گونه بیماری مزمن در آمد."
شاهکار نظرات آقای اشرف در قسمتهای آخری نوشته بیان می شود
که نشان از دیدگاه مبتنی برتئوری توطئه و نادانی همه ملیتهای
تحت ستم که تحت تاثیر بیگانگان هستند، میباشد که همانند
صغیرانی محتاج به قیم هستند.
درمورد فعالیتهای حق طلباانه مردم ترک آذربایجان وی معتقد
است که "با براندازی و برافتادن قاجار آذریها موقعیت
ممتاز خود را از دست داده و در ردیف فارسها قرار گرفتند."
و در ادامه حتی منت بر ترکها می گذارد که "نه تنها
بر آنها تبعیض روا نشده بلکه آذریها بیش از سهم خود از نظر
تناسب جمعیت در میان نخبگان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جای
گرفته اند." و ادامه می دهد که با اینحال ترکها ناراحت
هستند و علت آن را نیز "برآمدن ناسیونالیسم در آذربایجان
روسیه و تحریکات پان ترکیستها" می داند.
در مورد کردها میگوید "دولتهای ایران نسبت به دو همسایه
دیگر برخورد معتدل تری داشته اند ولی تأسیس دولت خودمختار
کردستان در عراق علت اصلی بحران قومی کردها در ایران است."
علت بحران در بلوچستان را نیز همان دعوای بین شیعه و سنی
می داند و مبارزات حق طلبانه اعراب خوزستان را متأثر از
کشورهای عربی میداند و میگوید "اعراب خوزستان و سواحل
شمالی خلیچ فارس نیز که از راه رادیو و تلویزیون های عربی
متأثر از فرهنگ عرب هستند.
برای ترکمن ها حتی اصطلاح قوم را نیز قائل نشده و میگوید
"قبایل ترکمن نیز بعد از فروپاشی رژیم پیشین به اتکا
سازمان چریکی چپ سر به شورش و خومختاری گذاشتند اما شورش
آنها با سرکوب خونین تنی چند از رهبران چریکها در ترکمن
صحرا به پایان رسید." وی در جایی دیگر ادامه می دهد
"این گروه ها در جریان انقلاب بی درنگ در ترکمن صحرا
علم استقلال خلق ترکمن را برافراشتند."
خلاصه اینکه آقای اشرف تمام ملیتهای غیرفارس در ایران را
در وضعیت پیش آمده مقصر میداند و سیاستهای سرکوبگرانه و
شوونیستی حاکم بر ایران را لاپوشانی نموده و برخا موجه و
لازم نیز جلوه می دهد.
در آخر مقاله این آقای اشرف میخ آخر را می کوبد و میگوید
"ایران در آستانه سال 2000(؟) با بحران بزرگ تجزبه
روبرو است." و تعریف خود را از ایرانی بودن ارائه میدهد
"ایرانیان کسانی هستند که به هویت ایرانی خود مباهات
می کنند و به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی مهر می ورزند."
امثال آقای اشرف
با طرح بحثهای التقاطی از هویت ملی و قومی تلاش می کنند
که غیرفارس ها در ایران را با قبیله یا قوم نامیدن، سطح
خواستها ومطالبات آنها را به حد بسیار پایینی نزول دهند
و هویت ملی را نیز همان هویت ملی ایرانیان (بخوان فارسها)
و علامت مشخصه آنرا نیز زبان فارسی و تشیع جلوه دهند. این
در حالی است که در نظر بسیاری از متخصصان علوم اجتماعی آن
تئوری که فقط زمانی ملتی که صاحب دولت باشد میتوان آن را
ملت نامید، اعتبار خود را از دست داده است. در عصرگلوبالیزاسیون
و براثرگسترش علم و دانش ارتباطات، ستمها و نابرابریهای
ملی در کشورهای چند ملیتی همانند ایران نمیتوانند پنهان
و بدون پشتیبان بمانند. ملیتهای غیرفارس ساکن در ایران برای
برابر حقوقی در چارچوب ایرانی آزاد و دمکراتیک مبارزه می
کنند و در این مسیر می توانند و بایستی که از همه امکانات
بین المللی بهره جویند.
من هنوز نیز نمیتوانم درک کنم که چرا دوست گرامیم آقای وکیل
لی بعنوان مسئول سایت "تورکمن صحرامدیا" این مطلب
راسیستی و ضدملی را در سایت خود قرار داده است. این مطلب
آقای احمد اشرف مقوله نادری نیست بلکه صدها نوع از این نوشته
ها را میتوان در سایتهای مختلف مربوط به این طرز تفکر براحتی
یافت. این طرز تفکربا بیش از 80 سال سابقه دارای آکادمیسین
ها، مراکز فرهنگی، انستیتو زبان، و همچنین دارای رادیو و
تلویزیون برای تبلیغ سیاستهای پایه ای خود بعنوان زبان فارسی
تنها زبان ایرانیان است. صاحبان اینگونه تفکر به سایتهای
ما ابدا نیازی ندارند.
در خاتمه فقط می خواهم بگویم که به همان میزان که به دمکراسی
ودمکرات بودن پایبندیم به منافع ملی و آرمانهای ملت خود
نیز پایبند باشیم و این دو را تلفیقی مناسب دهیم. معتقدم
حقوق بشر و دمکراسی در ایران و احقاق حقوق وبرابری همه ملیتهای
ایرانی از همدیگر قابل تفکیک نیستند. مبارزه برای هرکدام
بدون مبارزه برای دیگری معنی و مفهومی نخواهد داشت. تحقیر
تلاشهای و مبارزات ملیتهای غیر فارس و ناآگاه و نادان جلوه
دادن آنها دقیقا امری برعلیه دمکراسی در ایران است.
14 فروردین 86