تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

سواران بی اسب


(بحثی پیرامون جوانان موتور سوار ترکمن صحرا)

معضل جوانان موتور سوار در سالهای اخیر از بزرگترین مشکلات اجتماعی جامعه امروزی ترکمنها به حساب می آید. و هر روزه شاهد مرگ جوانا ترکمن موتور سوار در جاده ها هستیم و یا شاهد درگیری مأموران نیروی انتظامی با موتور سواران که در ظاهر راه حل درست برای این معضل پنداشته می شود که نتایج سوءی را در پی داشته است.

جامعه امروزی ترکمن هر گاه شاهد واقعه تلخی که عامل و به وجود آورنده اصلیش موتور سواران بوده اند جوانان را مقصر می دانند و تمامی تقصیرها را بر گردن جوانان می اندازند و آنها را مقصر اصلی می دانند ولی آیا در حقیقت چنین است؟ بیش از هر چیز باید یادمان باشد که این جوانان را که عامل بی امنیتی می دانیم فرزندان کسانی هستند که روز گاری بر روی اسبهای تیز رو می زیستند و می تاختند و هی می کردند و فریاد شادیشان سرتاسر صحرا را فرا می گرفت و جای سم اسبشان بر سرتاسر خاک صحرا نمایان بود. آنان که وجودشان پر از انرژی و نشاط بود آرام و ساکن بودن برای آنان برابر با پیری وم مرگ بود و اگر لحظه ای از اسبشان دور می ماندند بی تابی و بی قراری وجودشان را فرا می گرفتو احساسی شبیه به احساس آبهای خروشانی که در پشت سدها مانده اند را پیدا می کردند . آنان هیچ گاه حاضر نبودند از اسب خود فرود بیایند و همیشه می تاختند هم برای خود و هم برای ایل و مردمشان.

آری جوانان امروز جامعه ما فرزندان همین انسان های پر از انرژی و نشاط هستند و به مانند آنان سکون و بی تحرّکی برای آنان برابر با مرگ است امّا کو اسب؟ و کجاست آن هیجان سوارکاری؟

این جوانان نمی توانستند آرام و بی تحرّک باشند و در غیاب اسب با وفا و نجیب که نه تنها جانی را نمی گرفت بلکه جانها می بخشید موتور سیکلت به وجود آمد موتور سیکلتی که نه احساسی دارد و نه می تواند بفهد که وفاداری به سوار خود یعنی چه؟

جوانان امروز ترکمن موتور را اسب خود می دانند هنگامی که روشنش می کنند می پندارند که افسار اسب را می کشند و وقتی گاز می دهند می پندارند این صدای شیهه اسبشان است و وقتی کلاژ را می گیرند و به دنده می زنند به خیالشان اسبشان آمده تاختن است و وقتی هم تک چرخ می روند فکر می کنند اسبشان است که بر روی دو پا ایستاده است و وقتی سرعت می گیرند احساس سواری را پیدا می کنند که اسبشان به سرعت در حال تاختن است. امّا متفاوت اسب با موتور خیلی است خیلی.

کاش مدرنیته تا این حد سنّت را پایمال نمی کرد و حدّاقل اسب را برایمان می گذاشت. اسب با وفاتر از بسیاری از انسانهاست قرنهاست که انسان را یاری کرد تا پیشرفت کند ولی اسب در جامعه امروزی ما به فراموشی سپرده شده استو نتیجه اش هم همین است.

شاید دیگر دیر باشد که بتوان اسب را دوباره زنده کرد و جایگزین موتور کرد امّا آیا تنها موتور می تواند جای اسب را پر کند آیا جانشینی کم خطرتر از موتور پیدا نمی شود تا جوانان جامعه ما را یاری کند تا نه از بی تحرّکی بمیرند نه بر روی موتور.

نمی توان دست به دست گذاشت تا هر روزه شاهد مرگ جوانان آنهم به صورت دلخراش باشیم جوانانی که می توانند ما را از بحرانهای بسیاری که در جامعه وجود دارد رها سازند نه این که خود آنان برای جامعه بحران باشند.

در خاتمه انتظار دارم که جامعه ما به جای این که بر پیشانی جوانان ما برچسبهایی چون لات، بدرد نخور، اوباشگر،مزاحم، دردسر ساز،نمک نشناس و...بچسبانند باورشان کنند و شرایطی را برای آنان فراهم نمایند تا جوانان از نیرو و نشاط وافر خود به صورتی صحیح استفاده نمایند به گونه ای که هم به نفع و سود خودشان باشند و هم به سود و نفع ایل و جامعه شان.

 


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است