ترکمن
ايليم ـ يعقوب
به
حضور زنده نیاز داریم
حوادث سازمان یافته
هفته های پیش در ترکمنصحرا ، امری اتفاقی و به یکباره نبوده
و نیست، بارها ما در سایت ترکمن ایلیم، وضعیت و شرایط حاضردر
ایران را توضییح دادیم و گفتیم حکومت ایران در وضعییت غیر
متعادلی بسر میبرد، فشارهای خارجی، تحریمها، تورم رو به
رشد و کشنده ی داخلی، گسنرش نارضایتیها، گسترش اعتراضات
مناطق ملی نشین، اعتراضات گسترده مردم آذربایجان، نا آرامیهای
کردستان، جنگ مسلحانه در بلوچستان و کردستان، اعتراضات دانشجوئی،
تظاهرات زنان، همه و همه رژیم ایران را در مخمصه ای قرار
داده که امروز رهبران ایران خود را در بن بستی می بینند
که نه راه پیش دارند و نه راه پس، و آگاهانه ضعیفترین حلقه
ی فروپاشی حکومت خود را در مناطق ملی جستجو میکنند، زیرا
که خود به خوبی میدانند مردم مناطق ملی مخصوصاً مناطق سنی
نشین ایران محرومترین منطقه ها و بی حقوقترین مناطق ایران
است، در رابطه با این مناطق و مردم این مناطق، قانون اساسی
خود نوشته نیز ارزش عملی ندارد و نداشته. این واقعیتها است
که رژیم ایران دست به ترور شخصیتها و روزنانه نگاران دور
اندیش و با اندیشه ی آهسته ولی پیوسته میزند، برای رهبران
ایران ، مهم نیست روزنامه یا هفته نامه ای حق انتشار را
از قانون اساسی حکومت به امانت گرفته و در چهاچوب قانون
اساسی کشور فعالیت میکند، و مسئولین و روزنامه نگاران رسانه
ها طبق قانون باید از امنیت شغلی برخوردار باشند، برای حکومت
ایران مهم این است، که در مناطق ملی صدای اعتراض، یا انتقادی
و سئوال بی جائی شنیده نشود و مهمتر از همه به هر قیمت از
پیدا شدن شخصیت مردم پسند در این مناطق به شدت جلوگیری کرد.
زیرا که رهبران ایران به تجربه میدانند در کشورهای آسیائی
مخصوصًا در ایران و مناطق ملی نشین ایران، وجود شخصیتهای
با نفوذ بسیار خطرناکتر از احزاب سیاسی خارج از کشور میباشد،
زیرا که فرهنگ آسیائی و ایرانی و مناطق ملی نشین ایران حزب،
زندگی و اعتماد حزبی را تجربه نکرده اند، در مناطق ملی و
کشوری شخصیتهای سیاسی و ملی میتوانند در زمان بسیار کوتاه
در سرنوشت ملتی و یا کشوری مسئولیت، قدرت انسجام و سازماندهی
مردم نقش سرنوشت سازی داشته باشند. با شناخت از این ویژه
گی است رهبران ایران از ایجاد و وجود شخصیتهای محلی و ملی
پرهیز میکنند و در مسئولیتهای کلیدی منطقه استفاده نمیکنند
تا از شناخته شدن و حضور داشتن آنها در صحنه ی زندگی مردم
باز مانند. این شگرد دشمن است که افراد سیاستمدار و آگاه
را که تلاش میکنند در چهارچوب قانون نوشته و نا نوشته ی
رژیم بر حیات سیاسی خود امکان زنده ماندن را جستجو میکنند
و تلاش میکنند آهسته و پیوسته از میان سیمهای خاردار رژیم
عبور کنند، از بین ببرند. اگر ترور سیاسی کار ساز نبود،
باید ترور اقتصادی را تحمیل کرد، اگر ترور اقتصادی کارساز
نبود، باید بر ترور فیزیکی پناه برد. زیرا وجود انسانهای
دلسوز و آگاه که آگاهانه راه آهسته ولی پیوسته را انتخاب
کرده اند خواب را بر رهبران ایران حرام میکنند، رهبران ایران
از کسانیکه با صدای بلند فریاد مرگ بر رژیم میگویند واهمه
ای ندارد بلکه از انسانهای آگاه که رژیم را در کارهای روزمره
زیر نظر دارند و در مناسبترین فرصت مچ آنها را میگیرند و
از فرصتهائیکه در مسیر راه پیش می آید از آنها استفاده درست
و بلندمدتتر میکنند نگران است، رژیم به خوبی میداند، دشمن
آگاه ، متین و پر حوصله هزاران بار خطرناکتر، تاًثیر گذارتر
و پر طرفدارتر از دشمن بی حوصله، تند، منزه طلب و کم منطق
و زیاده طلب میباشد. حکومتهای ایران دیروز و امروز شخصیتهای
سیاسی، فرهنگی ترکمنها و مردم ترکمن را در عرصه های مختلف
در زیر ترور خود داشته و دارد و تلاش میکند با این ترورها
مردم ترکمنصحرا را از وجود رهبران و صدای رسای مردم خلع
سلاح کند.
ترور
سیاسی و اقتصادی: ترکمنها تاریخاً
در گیر ترور سیاسی و اقتصادی بوده اند، این ملت حق تشکیل
حزب سیاسی نداشته و ندارند و در اداره ی منطقه از تحصیلکرده
ها و کارشناسان ترکمن استفاده نمیشود، در نتیجه در زیر چنین
ترورهائی ساختن کادرهای منطقه و چهره های ملی و سیاسی بسیار
مشکل میشود. ما در طول تاریخ هیچوقت، قانوناً هیچ امکان
و شانسی در تاًثیر گذاری در سرنوشت خود نداشتیم و این نبود
امکانات قانونی ما را یا به شورش میکشاند و یا اینکه ما
را به کناری میراند که صدائی از ما به بیرون نزند. در حکومت
شیعه ایران این ترور ابعاد گسترده تری به خود گرفته حتی
دامن نخبگان و تحصیلکردگان خارج از مستخدمین دولت را در
بر میگیرد، و تلاش میکند به هر وسیله ای زیر پای نخبگان
ترکمن را خالی کند و نقش و نفوذ آنها را در جامعه ترکمن
نیست و نابود کند، در این رابطه از امکانات بسیاری بهره
میبرند، از برگزاری مراسم گسترده ی مختومقلی تا برگزاری
کنفرانسها و تبلیغات پر سر و صدای دیگر ....همه ی این برنانه
ها آگاهانه و سازمان یافته است، هدف این است که نخبگان ترکمن
را کنار زنند، و مختومقلی را که به عنوان پدر زبان مدرن
ترکمنهاست از آنها گرفته و در پروسه ایشان را به عنوان یک
شاعر معمولی در میان دیگر شاعران نیست و نابود کند، و برای
نخبگان ترکمن که برگزاری هفته ی مختومقلی به مثابه هفته
ی زبان ترکمنی میباشد و تکیه گاه همبستگی آنهاست را از آنها
گرفته و جمع آنها و نقطه ی اتصال قانونی آنها را از بین
میبرند. این هدف رژیمهای ایران بود و است و با این آرزو
هم خرج زیادی را متحمل میشوند. ترور سیاسی و اقتصادی در
ترکمنصحرا بسیار گسترده و کشنده میباشد، در ترکمنصحرا زندگی
مردم کاملاً وابسته به دولت میباشد، هر ترکمنی بخواهد استخدام
شود باید از هزار فیلتر مرئی و نا مرئی گذر کند، اگر دهقان
طلب سم، کود، بذر کند باید جوابگوی اعمال تمامی خانواده
اش باشد، اگر دامدار بخواهد از امکانات دولتی استفاده کند
پرونده ی خانواده اش سفیدتر از برف باشد، اگر ترکمنی طلب
وام کند از فیلتر ارشاد به سلامت گذر کند، اینهمه فشارها
انسان را از انسانیت و از زندگی عادی که حق هر انسانی میباشد
باز میدارد. در نتیجه ترکمن نه تنها نمیتواند به مسائل سیاسی
فکر کند بلکه زندگی نرمال و عادی خود را نیز از دست میدهد،
ترور سیاسی با ترور اقتصادی با هم عمل میکند و همیشه همدیگر
را در ترکمنصحرا تکمیل کرده اند، وقتی ملتی از نظر اقتصادی
و امکاناتی وابسته به دولت باشد، این بسیار طبیعی است که
از نظر سیاسی نیز طناب کلفتی بر گلو داشته باشد. در کنار
زحمات رژیم و ترورهای چندگانه ی آنها، دوستان نزدیک بین
زیادی داریم که ماهی خود را در آب رژیم رها میکنند، شبی،
اتحادیه ی روشنفکران ترکمن تشکیل میشود و وبلاگی برای خود
سر و هم میکنند و نویسنده ای با نامهای مصطفی برزگر و یاشار
ترکمانزاده ظاهر میشود ، گویا از همه کس عقب مانده باشند
نوک تیز حمله ی خود را نخبگان ترکمن قرار میدهند، مصاحبه
گر سفیر ایران در ترکمنستان خائن معرفی میشود و اصلاح طلبان
ترکمن نیز از همان قماش خوانده میشوند و بدون هیچگونه مدرکی
زندگی شخصی و شغلی نخبگان ترکمن زیر سئوال میرود، بدون اینکه
ذره ای از روزنامه نگاری و از نقش نخبگان ترکمن در ترکمنصحرای
به خاک نشسته اطلاعی داشته باشند، وظیفه ی ملی خود را در
سرکوبی نخبگان ترکمن قرار میدهند، و به پای، هر کدام از
نخبگان ترکمن، قوطی خالی میبندند که کوچکترین حرکت آنها
ترکمنهای تنها و اسیر به هوشیاری دعوت شوند، که آگاه باشند
که ما ترکمنها نخبه ای نداریم همه سازشکار و خائن هستند،
در سایت دانشجویان پیام همدردی میفرستند و میگویند با وجود
اینکه ما به صحرا و آقای دیه جی انتقاد داریم بااین وجود،
ایشان را ما حمایت میکنیم، گویا این دوستان در حیات صحرا
با صحرا همکاری داشتند و یا اینکه انتقادی پیش کشیدند که
انتقاد خود را در مناسبت با ترور ناکام ایشان پیش میکشند.
ای کاش خود دوستان در ایران بودند و زهر روزنامه نگاری و
درد نخبه ی ترکمن را مزه میکردند. سال 57 قبل از پیروزی
انقلاب آقای تنکابنی سخنرانی در دانشگاه ساری داشتند، سخنرانی
ایشان به وسیله یکی از فعالین ترکمن ضبط و با خود به گنبد
آورده بود، من نیز این سخنرانی را گوش کردم ، آن مرد بزرگ
میگفت: انسان باید اندیشه کند، تا بتواند نوشته ها و پیامها
را درک کند، اگر اندیشه کنید پیامها را روزنامه نگاران به
زبانهای مختلف در اختیار ما میگذارد و آنها آگاهانه دولت
را با زبانی دیگر افشاء میکنند. روزنامه کیهان را که متعلق
به رزیم شاه بود، که در دستش داشت، باز میکند و در صفحه
ای از صفحات کیهان میخواند، به علت کمبود میگو در تهران
قیمت میگو به پنجاه تومان رسید. در همین صفحه دوباره میخواند،
دو نفر در بندرعباس از گرسنگی جان سپرد. آقای تنکا بنی دو
خبر را مقایسه میکرد و میگفت، برای کسی که اندیشه میکند
این دو خبر پیام کاملاً روشنی دارد و میگفت مردمی که خود
میگو صید میکنند و این میگو کیلوئی 50 تومان در تهران فروخته
میشود خود از گرسنگی میمیرد. و از حاضرین میپرسید: این پیام
و خبر افشاء گرانه نیست؟ وضعیت روزنامه نگاران و نخبگان
ترکمن نیز مثل روزنامه نگاران روزنامه کیهان زمان شاه است،
آنها نیز در میان پرسشها و نوشته های خود سئوالها و نوشته
های پیام داری را به مردم ترکمن میفرستند، این ما هستیم
که اندیشه کنیم نه سرکوب. دوستان آگاهانه و یا نا آگاهانه
با قلم خود ساختمانی را رنگ میکنند که رژیم مدتها برای پیدا
کردن نقاش محلی هزینه ها صرف کرد و دنبال نقاش منطقه ای
میگشت، دوستان به همانجا تف میکنند که رژیم از خدا میخواهد
آنها را سیل ببرد. سیاست نخبگان ترکمن آهسته و پیوسته است
و این سیاست برای رژیم ایران بسیار خطرناک میباشد، خطر برای
حکومت فحشهای آبدار و شعارهای غلیظ من نیست و یا، های و
هوی باد آورده ی شما نمیباشد. من هفته ی پیش اسامی بیش از
صد نفر از مسئولین درجه ی اول ترکمنصحرا را در سایت آوردم
و میتوانم به جرئت بگویم هزاران نفر ترکمنهای تحصیلکرده
حق اشتغال در ترکمنصحرا را ندارند و امروز در شهرها و شهرستانهای
دور دست مشغول کار هستند و آن تعداد نخبه و تحصیلکرده ترکمن
در ترکمنصحرا دست از پا خطا کنند ازتمامی امکانات محروم
خواهند شد و مجبور خواهند بود منطقه را ترک و آواره ی غربت
گردند و در میان مردم دیگر شهرها حل و جذب گردند، امروز
همه ی امکانات مالی دست دولت است و مردم ما از نظر اقتصادی
کاملاً وابسته به دولت مرکزی و محلی میباشد آنها هر زمان
اراده کنند هر کس را که در هر موقعییتی که باشند از نظر
اقتصادی و سیاسی، نیست و نابود کنند. تحریم اقتصادی نخبگان
و تحصیلکردگان ترکمن خطرناکترین اسلحه رزیم میباشد.
ترور
فیزیکی: در رابطه با ترور فیزیکی
ما ترکمنها تجربه ی بس تلخی داریم تجربه ی ترور توماچ و
یاران، و سلسله اعدامهای بدون محاکمه در چند ده سال اخیر،
زندانهای طویل المدت برای جوانان و نوجوانان ترکمن، ضربه
ی هولناک به مردم ترکمن زد و ترور نا موفق مدیر هفته نامه
ی صحرا در چند هفته ی اخیر نشان دهنده ترس وحشیگرانه رژیم
از نخبگان ترکمن و شخصیتهای ترکمن میباشد، و در نهایت نشاندهنده
عدم اعتماد به قدرت و نفوذ خود در میان مردم ترکمن میباشد.
این ترورها در آینده نیز به شکلهای مختلف، ترور سیاسی، ترور
اقتصادی، فرهنگی و فیزیکی ادامه خواهد داشت و میزان خشونت
در این ترورها به میزان فشارها از جانب نخبگان ترکمن و به
فشارهای خارجی و نا هنجاریهای داخلی بستگی خواهد داشت.
آنچه که در محدوده ی
قدرت ماست، بسیار محدود میباشد، در ایران ترکمنها، حق داشتن
تشکل سیاسی را ندارند و تحرکات و تشکلات فرهنگی نیز محدود
میباشند، نخبگان ترکمن هر کدام به گونه ای با ترور سه گانه
روبرو هستند، در نتیجه از پایگاه توده ای لازم برخوردار
نیستند که در محکومیت بی عدالتیها و بی حرمتیها، مردم را
به اعتصاب و یا به اعتراضات خیابانی دعوت کنند. صدای مردم
ترکمن در داخل کشور کاملاً خاموش است و توان شرکت در اعتراضات
خیابانی را ندارند، ولی با همه ی این مشکلات همه ی درها
به روی ما بسته نیست و روزنه هائی برای اعتراض وجود دارد،
اگر ما توان استفاده ی اصولی از امکانات را داشته باشیم،
ترکمنهای زیادی در خارج از کشور فعال هستند و دارای سایتها
و وبلاگهای فراوانی میباشند و آنچه که من میدانم، به اسم
هم که شده، دارای هشت گروه و سازمان سیاسی میباشند، اگر
همه ی این نیروها و گروها و امکانها در افشاء این ترورها
کوشا باشند روشنگری زیادی صورت خواهند داد. ترورهای رژیم
باید هر روز و در تمامی عرصه ها، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
و فرهنگی افشاء شود و این افشاء گری باید روزانه و مربوط
به روز باشد. مچگیری روزانه و پرداختن به مسائل و مشکلات
روز مردم و رژیم، ما را در کنار مردم سرکوب شده ی خود قرار
خواهد داد و رژیم یکه تاز را زیر ضرب خواهد برد. حضور زنده
و روزانه ی ما در مسائل سیاسی ایران و ترکمنصحرا نشان زنده
بودن ماست.
5 تیر 1386