تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

الف. سالاری
نوامبر2006

جوامع سنتی بدون تغییر خصوصیات و اخلاق سازندگان آن دموکراتیزه نمی شود

سیر تحولات و تکامل جوامع بشری علیرغم داشتن ارتباطات گسترده با یکدیگر به خاطر تاثیر پذیری از سنت ها و فرهنگ ها و نوع اندیشه و خصوصیات و اخلاق حاکم درهر کدام از این جوامع، از یکدیگر متمایز می گردد و با سیر تاریخ و گذر زمان با معیارها و مختصات ارزشی که بر خاسته از مناسبات درونی آن جامعه است معرفی می گردد. علم کردار شناسی به ما می آمورد که در ورای تک تک منش ها و کردارهای اعضای یک جامعه مناسبات و روابط پیچیده اجتماعی قرار دارد که تحت عنوان اخلاق و یا فراز های فرهنگی و عرفی و یا جاری مناسبات اعضای آن جامعه را تنظیم می نماید. این ارزش ها از آنجایی که در طول سالیان متمادی و نسل اندر نسل به عادات و باورهای بسیار پایدار تبدیل شده اند به آسانی قابل تغییر نیستند و منش ها و کردارهای اعضای جامعه را در مقابل هم و در برابر جامعه تنظیم می نمایند. خصوصیاتی که کماکان عادت وار و نسل اندر نسل تکرار می گردند.
از طرفی دیگر، علم جامعه شناسی به ما می آموزد که با تغییر مادیات و تکنیک زندگی و تغییرات در آب و هوا و دگرگونی شرایط اجتماعی مناسبات رفتاری و روابط فی مابین انسانها در یک جامعه نیز تا حدی دگرگون می گردد و نتیجتا تغیراتی در عادات و خوی و رفتار و فرهنگ اجتماعی صورت می پذیرد. این تغییرات زمانی می تواند به طور بنیادی اخلاقیات و سلیقه ها و نتیجتا مناسبات روحی و معنوی یک جامعه را تحت تاثیر قرار بدهد که با جایگزینی ارزش ها و معیارهای اخلاقی نوینی توام باشد. تغییرات در مناسبات مادی و فیزیکی و تکنیکی یک جامعه که به تبع تکامل اجتماعی وگسترش گلوبالیسم همراه است، بنا به تجربه فعلی به تنهایی برای دگرگونی ارزش های اجتماعی و اخلاقی در یک جامعه کافی نیست و می بایستی اراده و خواست نیروی رهبری یک جامعه را همراه داشته باشد.
در این رابطه و در جوامع مدرن رسانه های گروهی از جمله رادیو و تلویزیون و مطبوعات نقش بسیار تاثیر گذارنده ای را دارند. بنا به آموزش های برخی از مکاتب جدیدتری چون مارکسیسم تصور می گردید که با انتخاب سیستم های اقتصادی-اجتماعی و مشترک، تدریجا بر باورها و سلیقه ها و طرز اندیشه اعضای آن جامعه تغییراتی صورت خواهد گرفت ولی هم تجربه اتحاد شوروی و هم یوگوسلاوی نشان دادند که برای ایجاد تغییرات اساسی در فرهنگ و طرز باور و نحوه نگرش اجتماعی، تغییرات در سیستم اقتصادی و پایه ای به تنهایی کافی نیست و ضرورتا هماهنگی خواست ها و تمایلات ملیت های آن جامعه را با اراده نیروی رهبری کننده، الزامی می نماید، تجربه ای که در کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده امریکا بمراتب نتیجه بخش تر بوده است.
مقایسه جوامع لیبرال اروپایی غربی مثال روشنی است در این رابطه، این جوامع با اتخاذ سیستم حکومتی مردم سالار و غیر ایدئولوژیک، موفق گردیدند تا ارزش ها و سلیقه های فکری کهنه را همراه با آموزش های علمی و سازنده تغییر بدهند و متدولوژی "دموکراتیک" اندیشیدن را به میان مردم برده و به صورت نهادی در بیاورند. در این جوامع، بسیاری از نهادهای اجتماعی و حتی احزاب و گروههای سیاسی و بنیاد های فرهنگی و اجتماعی یا به شکل زنجیره و متصل بر یکدیگر تبدیل شده اند و یا نیز از ساختارها و نام های نسبتا مشابهی تبعیت می نمایند. باز بودن این جوامع و مرتبط بودن بسیاری از امورات سیاسی و ااقتصادی آنان با یکدیگر خصوصیات اخلاقی و کرداری نسبتا مشابه ای را سبب گردیده است و شهروند یک کشوری در کشورهای دیگر اروپایی احساس قربت و ویژه گی نمی نماید. انتگراسیون و همگرایی و آثار مثبت گلوبالیزم را در این جوامع مطلقا نمی توان انکار نمود.

یکی از پدیده های مثبت تکاملی این جوامع کنترل شدن نهادها و مراجع روحانی و مذهبی می باشد در این سیستم حکومتی، هیچکدام از این نهادها در ماورای جامعه و خارج از اراده اجتماعی قرار نمی گیرند و بر آنان اراده عموم اعمال گردیده و کاملا تحت کنترل در آمده اند.امروزه کلیسا ها و اسقف ها و مراجع مذهبی که در قدیم یکی از اساسی ترین پایه های قدرت و کنترل سیاسی و اجتماعی این جوامع بوده اند به تابعی از اقتدارات عمومی و مردمی تبدیل گردیده و نهایتا در خدمت و کنترل جامعه در آمده اند. سلطنت و تاج و تختی که بسان کلیسا و دیانت موروثی و لایزال و سایه خدایگان باور می گردید, قدرت خود را ازدست داده یا حذف شده اند و یا نیز درحد نهادهای تشریفاتی تنزل نموده اند. به دلیل باز بودن این جوامع و داشتن حق انتخاب برای همه شهروندان و... مذهب و ایده ئولوژی های موروثی دیگر تاثیر چندانی در تربیت و پرورش نسل های مدرنتر ندارند و کودکان و نوجوانان در جامعه ای آزاد رشد پیدا می نمایند. برای نو باوگان و اطفال کلمات قصار ائمه و یا پند ونصایح پیامبران که حتی معلوم هم نیست اصالت و وزن داشته باشند طوطی وار ونسل اندر نسل تکرار نمی گردد و بلکه به آنان، با استفاده از آخرین پژوهش های علمی-اجتماعی نحوه معاشرت و اخلاق آموخته می شود. در مدارس ابتدایی و متوسطه برای کودکان و نوجوانان نحوه صحبت و تکنیک های مجادله اصولی و نتیجه بخش آموخته می شود و تلاش بر این است تا آنان در طرح عقاید و اظهار نظرها از پیشداوری های و ذهنگرایی ها پرهیز بنمایند.اما بالعکس معنویات و روحیات اخلاقی در جوامع اسلامی منجمله کشور ما ایران کماکان از متد های سنتی پیروی می نماید و آنچه که در اصطلاح عام اخلاق و یا ارزش تلقی می گردد در واقع پرنسیبی غیر از تبعیت بلامنازعه از بزرگان و یا برگزیدگان مذهبی و یا کارگزاران سیاسی و اجتماعی سیستم حکومتی موجود نمی باشد. در این جوامع هر نوع بدعت و یا نوع آوری و یا طرح عقایدی خلاف باور های سنتی جامعه با تمسخر و تردیدهایی روبرو می گردد و اگر نیز احتمال تاثیر گذاری در مناسبات اجتماعی موجود را داشته باشد بشدت سرکوب می گردد.
ادامه این مطلب در فرصتی دیگر از سر گرفته خواهد شد.

 

 


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است