الف.سالاری
16 دی 1385
مطالبات
زمان و پیچیدگی مسائل امروز و موقعیت روشنفکران!
اصولا نوشتن مطالب و یا مقالات با بار ایدئولوژیک، امروزه
بمراتب کمتر از چند دهه قبل مورد توجه می باشد. اگر دهه
های قبل آن را، دوران ایدئولوژی ها نامگذاری بنمائیم، اکنون
زمانه اساسا مسائل دیگری را طلب می نماید و کمتر آدمی را
می توان یافت که حل کلیدی مسائل بغرنج سیاسی را در لابلای
کتابها و یا نشریات حزبی و یا دسور العمل های کمیته های
حزبی جستجوگر باشد.
در ایام سپری شده که (دوران جنگ سرد را نیز شامل می گردد)
برای روشنفکران سیاسی جامعه ما، چه مذهبی و چه چپ عادت بود
که همه جهان غرب را زیر سوال ببرند و در هر گفته و نوشته
ای نوک تیز حملات خود را متوجه ِ آنچه که تهاجمات فرهنگی
غرب تعبیر می گردید، بنمایند. اما اکنون که مضرات ایده ئولوژی
های رنگارنگ، در تجارب زندگی سیاسی و اجتماعی این نسل، یکی
پس از دیگری آشکارگردیده است، آنان ابزارهای فکری دیگری
را برای جانشینی و اتکا به خود جستجو می نمایند. امروزه،
دموکراسی غربی و دستاوردهای سیاسی و اجتماعی آن از جانب
بسیاری از طلایه داران نهضت های مارکسیستی از جمله ایرانی
به عنوان الگوی برتر و معقول پذیرفته می شود.
حکومت های سکولار
و یا مردم سالار، که بنیان آن بر نفی دیکتاتوری و ایزوله
گردیدن گرایشات ایدئولوژیکی و دینی می باشد، در اذهان عمومی
جا افتاده و به عنوان تنها مدل حکومتی مدرن پذیرفته می شود.
البته هنوز زود است که همه مدعیان دموکراسی و مدل های حکومتی
مدرن و سکولار را در یک سطح و همطراز با مردم ِ مغرب زمین
قرار بدهیم.
برای به عمل در آمدن این گرایشات، هنوز راه درازی باقیست
و تا تبدیل شذن آدمها به انسانهای واقعا دموکرات و جمع گرا
راه طولانی در پیش خواهد بود. منظور از بیان این واقعیت،
مطلقا عیبجویی نیست و بودن عارضه هایی اینچنانی نیز با در
نظر گرفتن سالهای طولانی وابستگی روشنفکران، به نگرش های
ایدئولوژیکی ِ محورگرا، بنظر طبیعی میاید. همگان در یک فاصله
زمانی ِ مساوی از عادت های کهن فاصله نخواهند گرفت و بقولی
یکشبه دموکرات نخواهند شد. بودن اینگونه گرایشات دموکراتیک
و تلاش ها در جهت ِفاصله گیری از فرقه گرایی و ایده آل پرستی!
نقطه قوتی است که در آینده موازنات سیاسی و اجتماعی را در
جامعه ما تغییر خواهد داد و نتیجتا به جای رقابت های ناسالم،
اتحادها و خلاقیت های جمعی تر شکل خواهد گرفت.
برای اینکه یک جامعه در مسیری دموکراتیک سوق داده شود و
تمامی گرایشات اراده گرایانه و جزمی در آن دفع گردد، نخست
می بایستی در بین روشنفکران این جامعه تحولات لارم شکل بگیرد
و بقولی اندیشه دموکراتیک در بین آنان نهادی گردد و در آن
حالت است که زمینه برای رویارویی با دردها و پیچ و خم های
جامعه فراهم می گردد.
بنا بر آموزش های
ایده ئولوژی های کلاسیک و مذهبی مانند اسلام ومسیحیت، روشنفکر
بیش از آنکه خلاق بود خود نقش ِ واسطه را بازی می کرد و
وظیفه او صرفا تبلیغ و ترویج ِ ایده ئولوژی ها بوده است
و خیلی بندرت اتفاق می افتاد که "روشنفکر" بدعتی
در آن ایدئولوژی بوجود آورده و نقش برجسته ای را برای تاثیرگزاری
در اجتماع ایفا می نمود. کمتر آدمهایی بسان لوتر و کالون
در تاریخ مسیحیت اروپا پیدا شده اند که توانسته باشند قلمرو
جغرافیایی نفوذ کلیسای روم را محدود بنمایند. آموزش های
این پیشروان سیاسی- مذهبی، در واقع چیزی غیر از انعکاس دادن
و تطبیق اعتراضات اجتماعی برای درهم شکستن اختناق مذهبی،
در قبال قدرت لایزال و گسترده کلیساها نبوده است. بوجود
آمدن عقیده مذهبی پروتستان (مکتب اعتراضی) و محلی گردیدن
قدرت کلیساها خود رمینه ای می شود برای دخالت و نقش فزون
یابنده اندیشه های زمینی چون ناتورالیسم و لیبرالیسم و مکاتب
سوسیالیستی و غیره.
پروسه شکل گیری اندیشه های زمینی و جایگزینی آن به جای مذهب
و بیرون راندن کلیسا و دربار از زندگی و سرنوشت مردم و لیبرالیزه
کردن نهادهای اجتماعی و سیاسی در اروپا، نزدیک به پنج قرن
طول می کشد و در تمامی این مدت، نویسندگان و جامعه شناسان
و دانشمندان اجتماعی و روشنفکران سیاسی، با تحمل سختی ها
برای قانونمند نمودن ایده ها و اسلوب های برخاسته از بطن
اجتماعات فعالیت می نمایند. تکامل اجتماعی و گسترش مناسبات
اقتصادی وشکل گیری بازار جهانی سرمایه داری که بدون شک به
تضمین های فراملیتی نیاز داشته است، به نوبه خود تاثیرات
مستقیم خود را بر قوانین اجتماعی می گذارد و لیبرالیزه کردن
مناسبات اجتماعی و اقتصادی و بویژه تضمین گردش سرمایه و
تکنیک، را سبب می گردد.
بعد از تولد اندیشه هایی چون مارکسیسم و سندیکالیسم و آنارشیسم
( از بطن این جوامع) که هر کدام بشکلی خواهان بر اندازی
نظام های سرمایه داری بوده اند، به نظر می آمد که جامعه
بشری یکبار دیگر، برای اداره اجتماعی به عقب برخواهد گشت
و با اتکا بر برنامه ریزی های اقتصادی و دستورالعمل های
مدون شده تئوریکی، که برخاسته از اندیشه های اقتدارگرایانه
برخی از نخبگان اجتماعی است، آرای عمومی و اعمال ِ اراده
اجتماعی را به خطر خواهد انداخت ولی عقب زده شدن ِ اندیشه
دیکتاتوری پرولتاریا نشان داد که آنچه که اصالت دارد و برخاسته
از تکامل طبیعی یک جامعه است، نه اراده گرایی است! و نه
توسل بر سیستم های حکومتی ِ دیکتاتوری.
از آنجایی که غرب پشتوانه ای تاریخی و نهادی شده ای از نظام
های اقتصادی و اجتماعی سکولار داشت، این مارکسیسم بود که
رنگ عوض می کند و در جوامع مختلف اروپایی، یکی پس از دیگری
پایه های اعتقادی خود چون دیکتاتوری پرولتاریا و حتی قانون
مارکسیستی جنگ طبقاتی را تغییر می دهد. پروسه ای که بالعکس،
در روسیه و چین و برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی به قوام
جزمیت های سنتی سبب می گردد و جای اندیشه های مذهبی راپر
می کند.
فناتیزم و اقتدارگرایی!
چه در مذهب و چه در ایدئولوژی های دیگر
اگر وضعیت فعلی
جامعه سنتی ایران را در نظر بگیریم دو نسل متفاوت را می
بینیم که هر دو برای تاثیرگزاری بر جامعه فعالیت می نمایند.
دسته ای که به سنت گرایان و مذهبی اندیشان تعلق دارد و دسته
ای دیگر که تلاش می نماید، جامعه را در مسیر ایده آل ها
و اندیشه های روشنگرایانه ِ مورد نظر ِ خود تغییر بدهد.
برای مذهبیون که پیاده کردن اسلام "ناب محمدی"
الگوی آنان می باشد، تکامل و تحولات در اندیشه هیچ معنایی
ندارد و بلکه آنچه اهمیت دارد و مقدس شمرده می شود، اجرای
دستورات مذهبی و تطبیق آن با مقتضیات زمان می باشد.
درمذاهبی چون شیعه دوازده امامی، می توان دو نوع قوانین
و مقررات را مشاهده نمود، قوانینی که ثابت هستند و قوانینی
که دگر گون شونده می باشند. از نظر آنان اصول دین چون نماز
و روزه و حج و عدل و امامت هرگز دگرگون نمی شود ولی برخی
از مقررات جانبی که بسیار است دگرگون می شوند و در حیطه
اختیارات ولی امر می باشد.
اگر بیاد داشته باشیم وقتی مسئله " فلس ماهی "
مطرح گردید، خمینی فتوا داد که ماهی اوزون برون قابل خوردن
می باشد، اما زمانی قبل مجتهد دیگری آنرا حرام اعلام نموده
بود.
قوانین اسلامی به نام "شرعیت" که توسط مجتهدین
مذهبی تدوین میگردد، بهنگام اجرا با تفسیرها و برداشت های
متفاوتی روبرو می گردد و هر کدام از علمای مذهبی بنا به
موقعیت و نقش خود در اجرای آن تاثیر می گذارند. در عرصه
سیاسی نیز کنش های مذهبی از متدهای سیاسی رفتاری جاری چون
لیبرالیسم، فناتیسم و مدراتیسم پیروی می نماید. همه روزه
شاهد جنگ ها و درگیری های سختی در بین طیف بندی های فکری
مذهبی با یکدیگر می باشیم و در کارزار سیاست هاست که آنچه
که قوی تر است با کنارزدن مخالفین فکری خود، باورهای خود
را به جای حق می نشاند، درست مثل ایدئولوژی های دیگر. به
عنوان مثال: در جریان تحولات مشروطه طلبی در ایران شیخ فضل
الله نوری به خاطر داشتن اندیشه های فناتیکی و غیر مدرن،
با شرکت روحانیون جوان ِ مشروطه طلب دار زده می شود ولی
بعد از دو سه دهه بعد، فردی دیگر بنام آیت الله خمینی، با
داشتن اندیشه فکری نسبتا مشابه، با حمایت مطلق روحانیون
و جریانات مذهبی، در حد رهبر مطلق دینی و سیاسی ایران پذیرفته
می شود.
به همان میزان که در بین روشنفکران و فلاسفه و علمای اجتماعی،
فناتیسم و یا ارتدوکس گرایی نفوذ می نماید و باعث درگیری
های خشن تری در بین آنان می گردد، در بین جریانات سیاسی
مذهبی نیز چنین گرایشاتی بوجود می آید و حتی باعث درگیری
های خونباری نیز می گردد. تجربه قدرت گیری طالبان ها در
افغانستان و یا روحانیون اهل شریعت و دادگاه اسلامی در سومالی،
که با سرعت تمام مبادرت به تصفیه ِ بقیه مسلمانان ِ میانه
روتر نمودند، مثالی است روشن در این رابطه.
بطور خلاصه می توان
جنین نتیجه گرفت که قبل از اینکه انسان مدعی انجام عملی
باشد، آن بهتر که موقعیت فکری و تمایلات تحول طلبانه خود
را با مراجعه بر تجارب گران علمی و سیاسی و فکری موجود مقایسه
بنماید. در این رابطه تعلق داشتن بر اندیشه های زمینی و
یا الهی نمی تواند، پیش شرط باشد، چون که پر واضح است که
در دنیای سیاست ها و مجاهدت های اجتماعی، خیر خواه بودن
و از برای ایده آل ها مبارزه نمودن، هرچند لازم و قابل تمجید
می باشد، ولی اگر رسالتی انسانگرایانه و دموکراتیک و عدالت
خواهانه ای را بدنبال نداشته باشد، می تواند بجای پاداش
و حسن تفاهم، لعن و نفرین های مردم در صحنه را همراه داشته
باشد. بنا بر این اساس فعالیت ها نه تنها در ادعاها نیست،
بلکه دقیقا در طی پروسه ای است که در آن آدمی با صراحت و
بینایی بر عواقب فعل خود واقف باشد.
فعالیت در کشوری مانند ایران که به گواه ِ حتی محافظه کارترین
جریانات سیاسی، از مجموعه ای از اقوام و مذاهب و مسالک مختلف
تشکیل گردیده است، بدون توجه بر ضرورت های دموکراسی و عدالت
انسانی، مطلقا مردود می باشد. ایران پرستی و چاک ک ردن سینه
ها برای وطن و اسلام، هرگز نمی تواند به این مفهوم باشد
که حقوق بخش های بزرگی از انسانها نفی گردد و یا به هیچ
گرفته شود.بنا بر این هر ایده ئولوژی، چه اسلامی و چه ناسیونالیستی،
اگر این حق برابر طلبانه را زیر حاله ای از ابهامات قرار
بدهد، آنوقت می توان بر سلامت و صحت آن ایده ئولوژی شک نمود.
اگر بانیان و خالق آن ایده ئولوژی نیز از اشتباهات مبرا
باشند، بدون شک مجریان و کارگزاران آنان است که راه خلاف
می روند و خیانت می نمایند.
روشنفکران ایرانی از هر طیف و قشری، دارای کوله باری از
تجارب سیاسی می باشند. اما علیرغم اینهمه تجارب سیاسی، در
اتخاذ تاکتیک های سیاسی، برای رسیدن به هدفی شفاف و مشخص
فعالیت نمی نمایند. برخی از این روشنفکران که در ادعاهای
خود، اساس فعالیت های خود را بر نجات ایران قرار می دهند،
بدون اقرار و یا برجسته کردن موقعیت چند ملیتی ایران، نظام
سیاسی مورد نظر خود را تبلیغ می نمایند. آنان از دموکراسی
و برقراری حکومتی سکولار دفاع می نمایند ولی عملا در مقابل
شرایط ایجاد این حکومت، که پایه ای ترین آنها رفع ستم های
ملی و فرهنگی، اقتصادی و اداری از اقلیت ها می باشد، سکوت
اختیار می نمایند.
دسته های دیگر از فعالین سیاسی ایرانی که به مناطق ملی غیر
فارس تعلق دارند، بکرات مدل فدرالیستی حکومتی را برای ایران
تبلیغ می نمایند ولی در عرصه های عملی و اجرایی، مناسبات
بین حکومت های خود مختار را با فارس زبانان و دولت مرکزی
آنطور که لازم است روشن نمی نمایند.
توهمات دوجانبه، نارسا بودن انباشت های تجربی در عرصه مدل
سازی و بویژه کارشکنی های حکومت دینی و برخی جریانات شوونیستی
و اقتدارگرا، تاکنون عرصه مناسبی را برای همیاری و اتحاد
این دو گروه بوجود نیاورده است. تا زمانی که قدم هایی از
هر دو طرف برای اتخاذ فعالیت های مشترک برداشته نشود و تا
مادامی که نظام فدرالیستی به عنوان تنها نمونه حکومتی دموکراتیک
و سکولار پذیرفته نشود، شانس برای حذف حکومت های استبدادی
در ایران نمی تواند وجود داشته باشد.
فناتیسم و محورگرایی که زاده اندیشه های فناتیک می باشد،
کماکان تاثیرات منفی خود را در عرصه های عملی نشان می دهد
و حتی بسیاری از مدعیان دموکراسی نیز از گزند و آزار آن
در امان نمی باشند. اندیشه های دموکراتیک، تا زمانی که در
سرشت آدمها تاثیر نگذاشته و خصلت روشنفکران را تحت تاثیر
قرار نداده باشد، مشکل است از اتحاد و همیاری های گسترده
صحبت نمود. همه چیز به همت نیاز دارد و بدون خود سازی و
آمادگی روحی و فکری مشکل است که نقش مثبتی را در سرنوشت
خود و جامعه بازی نمود.