| مآتی
30 فروردین 1386
گلستان
در آینه آمار
به گزارش ایرنا،
اداره کل ثبت احوال استان، خبر تولد 33 هزار و 661 نفر
در سال 85 را در اختیار رسانه های عمومی قرار داده است.
رشد جمیعت در استان نسبت به سال قبل 3.6 در صد می باشد.
اکنون در استان گلستان 1.613.615 نفر (801.802 نفر مرد
و 811.813 نفر زن) زندگی می کند.
در سال گذشته
مرگ و میر در گلستان سیر صعودی داشته است (7.830 نفر)
که افزایش 2.5 در صد نسبت به سا ل قبل را حکایت می کند.
روزانه 21 نفر جان خویش را از دست
می دهند و کمترین تعداد مرگ و میر، برای مراوه تپه به
ثبت رسیده است.
در سال 85، 20.260
نفر در استان گلستان ازدواج کرده اندکه نسبت به سال گذشته
1.2 در صد کاهش یافته است و 1.538 مورد طلاق نیز در استان
به ثبت رسیده است که نسبت به سال قبل 28.5 در صد افزایش
یافته است.
در سال گذشته در استان گلستان در ازای 13 ازدواج یک طلاق
به ثبت رسیده است.در مقایسه با سال 84 : در ازای 17 ازدواج
یک طلاق به ثبت رسیده است.
در آمار و ارقام
فوق می توان روی چند محور اساسی مکث کرد و منجمله به رشد
جمیعت استان گلستان با دقت بیشتری نگاه کرد. استان با
ترکیب بافت جمیعتی بسیار جوان احتیاج به امکانات آموزشی
و مدارس برای تحصیل،کادر آموزشی با تجربه را دارد.ذر عین
حال، نیروی جوان تحصیل کرده بایستی ضمانت هایی را برای
اشتغال و استفاده از تخصص خود در جامعه داشته باشند. بدون
فراهم ساختن این ضمانت ها، تنها به تغداد بیکاران تحصیل
کرده جامعه افزوده خواهد شد.
سازماندهی امکانات بهداشتی هماهنگ با رشد جمیعت یکی از
نیازهای مبرم دیگر جامعه می باشد.
بررسی علل افزایش مرگ و میر یکی دیگر از نقاط مهم آمار
و ارقام فوق می باشد. برای بررسی دقیق این موضوع به اطلاعات
زیادی نیازمند است ولی به چند مورد: مثل مرگ و میر طبیعی،مرگ
و میر نوزادان، مرگ و میر در تصادفات، خودکشی ها ،مرگ
و میر به خاطر کمبود بیمارستان ها و مرگ و میر به دلایل
فقدان امکانات مالی را میتوان اشاره کرد.
در خبر فوق اشاره
ای به سیر نزولی ازدواج ها شده است و علل آن را می توان
در بیکاری نیروی جوان جستجو کرد.جامعه ای که در آن نیروی
جوان ِبیکار ، معتاد، افسرده و نا توان از پاسخ گویی به
نیازهای سخصی خویش است ، گرایشی برای ازدواج و تشکیل خانواده
نمیتوان دید.
در استان گلستان از افزایش 28.5 در صدی طلاق نسبت به سال
قبل خبر می دهند واین خود نیز یکی از معضلات پیجیده جامعه
ما است. پیامدهای طلاق را می توان از دیدگاهای مختلفی
چون جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصادی و ... بررسی کرد.
اثرات مخرب طلاق را از جمله می توان بر روی کودکان و دشواری
های امکان تشکیل مجدد خانواده در جامعه سنتی به روشنی
دید. افزایش طلاق با ارقام یاد شده نشانگر آن است که کشتی
خانواده اسیب های جدی دیده است. برای ترمیم این زخمها
جامعه ما نیازمند مسئولین دلسوز و فداکار می باشد. مسئولینی
که می بایستی با مردم خو یش با عزت و احترام رفتار بکنند.
مردم ما شایسته یک زندگی بهتر میباشد.
|