تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

سینا یمودی
آذر 1385

قرباندردی ذلیلی شاعر انسان دوست

"ذلیلی سؤزله گین هر نه بیله نینگ
تیلینگده، بولماسین غیبت ـ یالانینگ،
اولی ایلینگ آدیناعاشیق بولانینگ
دنیا اوچین یوره گـــینده غـم بولـمــاز" («اؤزگه دم بولماز» دییان قوشغی دن)
ذلیلی هر آنچه میدانی بگو، مبادا غیبت و دروغ بگویی، هرآن کسی که عاشق خلق خود شد، نباشد بهر دنیا در دلش غمی(از شعر اؤزگه دم بولماز)

یکی از بزرگان ادبیات کلاسیک ترکمن در قرن 18 میلادی، قرباندردی ذلیلی است. ذلیلی تخمینا در سال های 1780ـ1779 میلادی در "قارا قوزی" یکی ازآبادی های توابع کرانه رود گرگان چشم به جهان گشود و زندگی یی پربارداشت، که مشحون از رنج، فداکاری و تحمل مشقات بی شمار، و مبارزه بی باکانه علیه بی عدالتی ونابرابری های زمان خودش بود. ذلیلی دوره ای از زندگی اش را در "قارری قالا" بسر برد. ولی مدت بیشتری را در نواحی رود "اترک" گذراند.
ذلیلی احساسات وطن پرستانه عمیقی داشت. عشق او به وطنش در شعرهای "واطانیم سنی" و "سیدی"که به هنگام اسارت در خیوه سرود، بارز و آشکار است.

"یورک تالواس ادر، گؤترلر ســــریم
کونگول آرزو ایلار واطانیم سنی
اترک، گؤرگن یوردوم ـ گزن یرلریم
کونگول آرزو ایلأر، واطانی سنی (واطانیم سنی)

"آتا ـ بابا گـچن جای لاری گـؤرســم
گؤرگن دن نان اییسم، اترک ده یؤرسم
دگمه سه لر، آت اوستوندن بیر بارسم
هیچ بولماسا اتسم سیران، سیدی." (سیدی)

همان گونه که اشاره رفت ذلیلی اشعار فوق را در زمانی که در خیوه اسیر بود، در سال های 1825 ـ 1819 سروده است. او در این اشعار عشق عمیق به سرزمین محنت کشیده و مردم ستم دیده اش را با آرزوی قلبی خودش که همانا بازگشت به وطن است در هم می امیزد و بشکل درد آلودی به نظم می کشد.
نام اصلی شاعر قرباندردی می باشد. اما از آنجا که منبع الهام او زندگی سراسر رنج و فلاکت مردمش بود، تخلص شعری خود را "ذلیلی" برگزید. که به معنای خوار نگه داشته شده است.
ذلیلی از تیره «گرکز» طایفه «گوکلنگ» است. پدر او « محمد دولت» و مادرش «حورما»، خواهر شاعر بزرگ ترکمن، مختومقلی فراغی است. به استناد یکی از روایاتی که میان ترکمن های نواحی اترک در باره ذلیلی گفته می شود، شاعر در نوجوانی مدتی شاگرد دائی خود مختومقلی فراغی بوده و نزد او درس خوانده است. ذلیلی دوره ابتدائی مدرسه را در زادگاه خود طی نموده و سپس در یکی از مدارس خیوه به تحصیلات خویش ادامه داده است.
ذلیلی ار ابتدای جوانی به یادگیری افسانه ها، ترانه ها و ضرب المثل های ملت خویش پرداخت و با آثار گرانبهای استادان سخن ماقبل خود و نیز با گنجینه های ادبی و چهره های برجسته و درخشان ادبیات مشرق زمین و قصه های مردمی این منطقه آشنا گردید. او در بازیابی و شکوفایی خلاقیت های خویش از این مجموعه معنوی و دیر پای انسانی بهره فراوانی گرفت. در این میان تأثیرپذیری او از اندیشه ها و ایده آل های دائیش مختومقلی جایگاه ویژه ای دارد.
ذلیلی خلاقیت هنری و ادبی خویش را در ایام جوانی با سرودن اشعار شورانگیزی چون «هارائیم دوندی» و «سیله گیده لی» با مضامین عاشقانه آغاز نمود. شاعر در این ایام در زمره یکی از نوازندگان و سازندگان برجسته موسیقی ترکمنی نیز بود. او در همین ایام عاشق دختری به نام «دوندی» می شود، اما از بخت بد و به خاطر آداب و رسوم جاری «دوندی» را به کس دیگری شوهر می دهند که احساسات شاعر عاشق ما را عمیقا جریحه دار می کند. اودر شعری، رسوم ناعادلانه را به باد انتقاد می گیرد و می گوید:

دورس دألدیر اونونگ یوزونی گؤرمک
خسته بولسا باریپ حالینی سورماق
دونیاده بد ایـــش دیر زور بیلن برمــک
بیروینگ بیروه میلی بــــــولـمـا سـا («بولماسا» دییان قوشغی دن)

ذلیلی بعدا با دختری به نام «نوری» ازدواج کرد و تا پایان زندگی با او به سر برد. ثمره این زندگی مشترک پسری به نام «محمد دولت» بود.
گذار شاعر از اشعار عاشقانه به مسائل اجتماعی خیلی سریع صورت گرفت. او همانند استاد خردمندش مختومقلی فراعی به نقد اوضاع نابسامان وضعیت جامعه و نابرابری ها و بی عدالتی های موجود پرداخت به طور نمونه او در شعر «اوزگه دم بولماز» چنین می گوید:

بیر نــچه لر گزر مـــــله دون گییب
اورتــه نر نفسینیگ اودونا کویوپ
ماختانارلر ایله «صوفی من« دییپ
امــا ولی گؤزلرینده نم بــولمــــــاز

و یا در شعر«کاره دؤندی« می گوید:

سوده بریپ، یئغار مالی
قارامازلار ساغی ــ سولی
شو گونلرده اولی ایــلی
قصاب دک سویارا دؤندی


ذلیلی در شعر «واطانیم سنی»به طور دل انگیزی به توصیف طبیعت سرزمین خویش می پردازد. او در اشعار خود به طرز ساده به توصیف زیبایی ها، درد هجران و جداییها نیز پرداخته است. اشعار ذلیلی عموما ساده و روان است و به دل می نشیند.
قرباندردی ذلیلی در حدود سال های 1846 ـ1844 میلادی، یعنی پس از حدود شصت وپنچ سال زندگی سراسر درد و رنج ولی پربار و پر افتخار خود در حالی که تا پایان عمر به عهد و پیمانی که با سرزمین زیبا و مردم رنج کشیده خود بسته بود وفادار ماند ، دیده از جهان فرو بست. یکی از افتخارات جاودانه او اعتلا و تکامل بخشیدن ادبیات ترکمنی و آمیختن آن با انساندوستی و وطن پرستی است.


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است