قایلی
24بهمن
1385
متحد
کیست، اتحاد عمل با کدام ایدئولوژی؟
از نوشتجات روشنفکران
ترکمن که عمدتا در سایت های انترنتی منعکس می گردد، دو نوع
بحث را می توان استنباط نمود که بترتیب بدین گونه محوربندی
می گردد:
1- بحث هایی که اساسا به گذشته تعلق دارد و مسائل مربوط
به کانون و موقعیت آن و رابطه آن با جنبش ملی مورد بحث قرار
می گیرد.
2- بحث هایی که به دوره زمانی نزدیکتر مربوط می گردد و به
مناسبات فی مابین روشنفکران سیاسی ترکمن در خارج مربوط می
گردد.
اگر هر کدام از این موارد بحث و مجادله را در جای خود و
جداگانه مورد بررسی قرار بدهیم، آنموقع با سهولت می توانیم
استنتاج های چه بسا مفیدتری را نتیجه بگیریم. در غیر اینصورت
اگر بخواهیم در عین واحد زمانی و بدون رعایت حد و مرزهای
مسئله، وارد میدان شده و به بررسی مسائل بپردازیم، چه بسا
به جای راه حل دادن، بر پیچیده کردن اوضاع سبب گردیده و
باعث خستگی خوانندگان خواهیم شد.
سعی می کنم به سهم خودم، تا حد امکان و به شکل ساده تر به
توضیح موارد فوق بپردازم و این نکته را هم تاکید می نمایم
که: هدف از راه انداختن بحث و فحص های اینچنانی مطلقا در
جهت قانع کردن خوانندگان نیست، چرا که معتقد می باشم به
میزان تعداد آدمها؛ هم صاحبنظر وجود دارد و هم آدمهای ِدارای
سلیقه! بنابر این وقتی در رابطه با موضوعی صحبت می شود،
اساسا بدین معنا نیست که نظرات ارائه شده را فرمول وار،
هجی نموده و آنرا بر له و یا بر علیه کسی تصور بنمائیم.
یکی از ابتدائی ترین آموزه های درس فلسفه این است که، باید
در نظر گرفته شود که چه موضوعی؟.... در کدام رابطه بکار
گرفته شده است؟.... آیا قصد نویسنده از ارائه یک نظر و یا
یک تحلیل، صرفا انتقاد است؟ و یا اینکه جنبه اخباری و توضیحی
را داشته است؟ درست فهمیدن موقعیت فاعل، می تواند در گشوده
شدن برخی مشکلات تاثیرات فراوانی را داشته باشد. موضوع را
با آوردن مثالی در پائین از سر می گیریم.
اخیرا دو مطلب من
که هر دو بررسی رویدادهای خونین بهمن ماه 58 ترکمنصحرا را
مد نظر داشت، در سایت های انترنتی ترکمنصحرا مدیا و ترکمن
ایلیم و... منتشر گردید. در این دو مطلب سعی گردیده بود
تا رویدادهای مربوط به دوران 57/59 که حرکت گسترده ملی و
دموکراتیک ترکمنها را همراه داشته است، به عنوان یادی از
آن دوران آورده شود. متاسفانه برخلاف سالهای قبل، اینبار
به دلیل راه افتادن برخی بحث های نالازم، در باره نقش کانون
وغیره، فضای حاکم در بین روشنفکران ترکمن تا حدی پریشان
بوده است. مصادف شدن این ایام تاریخی با اینگونه بحث های
انرژی زا و شاید هم بی حاصل باعث گردید تا من هم نه با قصد
مشارکت در اینگونه مجادلات، بلکه صرفا با نیت روشنگری بدین
صحبت ها کشیده شوم که: بقول یکی از ریش سفیدان محترم ترکمن
که جایگاهی از سالهای طولانی تر در فعالیت های ملی و عالدلانه
ترکمنها دارد، بهتر آن بود که اینگونه مسائل همچنانکه اشاره
نمودم، به دلیل مناسبات غیر اصولی جاری، به زمان دیگری منتقل
می گردید. بهر حال انتقادی است منطقی و درست.
با در نظر گرفتن واقعیات کنونی و با اعتقاد بر این موضوع
که می بایستی بر اتحاد بیشتر و نزدیک شدن عناصر آگاه و محافل
و جمعیت های بین ترکمنان سبب گردید، پرداختن به بند اول
صحبت ها را به زمانی بعد واگذار می نمایم.
در مورد محور دوم
که طبیعتا مناسبات جاری را در بر می گیرد، نطر من این است
که با انداختن طرحی نو وارد گود گردیده و در این جهت نیز
بر اتحاد بیشتر و ظرفیتهای بیشتر تکیه نمود و از هر مسئله
ای که بنوعی در ایجاد مناسبات فی مابین خدشه و سردی ایجاد
می نماید، خودداری نمود. در رابطه با مکانیزم ایجاد چنین
مناسبات ایده آلی نیز، سایت های موجود و اطاق های انترنتی(پالتاک)
چنانکه در رابطه با دیگر ملتها نشان داده اند، اگر بشکل
اصولی و مسئولانه مورد توجه قرار بگیرند، می توانند تا حد
زیادی سازنده باشند.
برخی از محافل و تشکل های موجود که جایگاه سازمان های ملی
را نیز گرفته و در کنفرانس های بین ملیت های تحت ستم نیز
شرکت می نمایند، اگر بخواهند از مشروعیت و بازدهی موثرتری
برخوردار گردند، بجای مجادلات غیر لازم راهی غیر از اتحاد
عمل و همکاری ندارند.
اتحاد عمل، در شرایطی که طرز فکرها از هم دور است چندان
ساده نیست ولی اگر وضعیت اسفناک حاکم در ایران را در نظر
داشته باشیم و تجربه اپوزوسیون و دیگر ملیت های تحت ستم
را در نظر داشته باشیم، امری غیر ممکن هم نمی باشد.
نکته ای که در آخرین پاراگراف این نوشته اشارت می گردد،
رعایت مرزبندی های حقوقی در بین فعالین سیاسی و فرهنگی می
باشد. بنا به تجارب حاصله نمی توان به پوپولیسم دوچار گردیده
و از همه انتظار داشت تا در تشکل های موجود و یا جمعی دیگر
مشارکت بنمایند.
امروزه بخش بسیار قابل توجه تری ازاهرم ها و ابزارهای پیش
برنده جوامع مدرن را مطبوعات و یا دیگر سازمان های غیر حزبی
ِ انتقادگر تشکیل می دهد. بها ندادن به نقش آن در جامعه
ترکمن و قاطی کردن نقش آنان با تشکل های حزبی موجود خطایی
است که می تواند به قیمت نفی دموکراسی تمام گردد. به همان
میزان که تشکل های حزبی لازم می باشد، انجمن های فرهنگی،
علمی، پژوهشی و سایت ها و رسانه های مستقل نیزلازم می باشد.