الف.سالاری
نوامبر 2006
مروری
بر تاریخ وگذشته ترکمنها
پیش
گفتار:
بررسی تاریخ ترکمنها،
علیرغم پراکندگی جمعیت آنان، در ترکمنصحرا و در ترکمنستان
و نقاط دیگر بدلیل داشتن ریشه ها و ارتباطات فرهنگی و اجتماعی
مشترک خود، در گذشته های نه چندان دور، الزاما در ارتباط
با یکدیگر دنبال می گردد و بنا بر این اگر در جریان این
بررسی ِ مختصر، اشاراتی بر نحوه مبارزات مشترک ترکمنها برای
ایجاد حکومتی یکپارچه، یا تحمیل شدن قراردادهای اسارت بار
و تجزیه کننده، از جانب قدرت های بزرگ به ترکمنها، اشارت
رفته است، صرفا سمت و سویی تحقیقی و علمی دارد و نه سیاسی.
الف: موقعیت جغرافیایی " ترکمن
صحرا "
جلگه وسیعی که بین
30/56-15/54 درجه طول شرقی و 38-36 درجه عرض شمالی واقع
است. وسعت این جلگه 16375 کیلومتر مربع یا 163750 هکتار
بالغ می گردد. این منطقه در تعاریف حکومتی ایران، دشت گرگان
و یا بعضا ترکمن صحرا نامیده می شود. در واقع این سرزمین،
که جزیی جدایی ناپذیر از قسمتهای شرقی ان یعنی غرب استان
خراسان و شمال شهرستان بجنورد و قوچان ( جرگلان ) می باشد،
در کلیت خود ترکمنصحرای ِ ما را تشکیل می دهد که مساحت ان
نیز بمراتب از دشت گرگان بزرگتر می باشد.
ارتفاع این دشت در سواحل دریای خزر پایین تر از سطح دریای
ازاد است ولی هر قدر بسمت خاور پیش می رویم مرتفع تر می
گردد تا انجا که در گنبد قابوس ارتفاع آن به 38 متر می رسد.
" حد شمالی این جلگه رود اترک و مرز ترکمنستان و حد
جنوبی ان خاک ریزی " شاه مرز" می باشد که مرز
مشترک قراء فارس نشین و ترکمن ها بوده است. این دشت از عقب
نشینی دریاهایی که در دوران پیشین این ناحیه را پوشانیده
بود بوجود امده است و دریای خزر از بقایای انهاست. گرگان
و اترک و قره سو از مهمترین رودخانه هایی است که از دامنه
های البرز و کوههای الاداغ سرچشمه گرفته و جملگی به دریای
خزر می ریزند.
بنقل از کتاب اقتصاد گرگان و دشت اثر دکتر" منصور گرکانی"
ب: جمعیت و میزان پراکندگی ترکمنها
در طول تاریخ
ترکمنهای ایران
که عمدتا در ترکمنصحرا زندگی می کنند و بنا بر امار تقریبی
بیش از دو میلیون نفر را شامل میگردند از کرانه های شرقی
دریای خزر گرفته، تا شمال خراسان غربی ایران که "جرگلان"
نام دارد ساکن می باشند. علاوه بر این چند هزار نفری از
ترکمنها که از طایفه سالار می باشند و در جریان استقرار
حکومت بلشویکی از ترکمنستان به ایران پناه اوردند در تربت
جام سکونت دارند.
ترکمنصحرا در خطه شمالی خود با ترکمنستان هم مرز می باشد
و تا قرارداد پنهانی اخال بین حکومت قاجاریه ایران وروسیه
تزاری، در سال1881، جزو لاینفک ترکمنستان قلمداد می شده
است. بررسی تاریخ حیات وچگونگی زندگی ترکمنهای ایران از
تاریخ ترکمنستان جدا نمی باشد و بنابراین بیوگرافی و تاریخ
ترکمنهای ایران را نمی توان جدای از تاریخ ترکمنستان بررسی
نمود.
پروفسور دکتر محمت
سرای که با کتاب خود " ترکمنها در عصر امپریالیسم"
خدمت بزرگی در زنده کردن تاریخ ترکمنها دارد چنین می نویسد:
مردم ترکمن که قبل از پذیرش دین اسلام در قرون دهم و یازدهم
با نام اوغوز معروف بودند در مکانی به مساحت تقریبا 10000میل
مربع بین امودریا، بحر خزر، ترکمنستان، افغانستان ، منطقه
هرات و استانهای خراسان و استراباد ایران اسکان داشتند.
کلیت این سرزمین " ترکمنستان" نامیده می شد. مناطق
اصلی ان عبارت بودند از: مان قیشلاق، اوست یورت، اوزبوی،
کوپت داغ و اترک، واحه های تجند و مرغاب و منطقه وسیع قاراقوم.
از انجایی که سرزمین ترکمنها در بین سه کشور مختلف تقسیم
گردیده است و از ان میان کشورهای ایران و افغانستان هرگز
اماری از تعداد نفوس ترکمنها ارایه نداده اند در واقع امار
دقیقی از کمیت و تعداد نفوس کل ترکمنها در دست نیست ولی
تخمین زده میشود که حدودا ده میلیون نفر را شامل گردند.
تا استانه قرن بیستم
که نطفه های نخستین حکومت مرکزی مدرن در" ترکمنستان"
با رهبری و کیاست نوربردی خان شکل گرفت روابط اجتماعی و
اقتصادی ترکمنها بر اقتصاد شبانی تولید وهمراه با دادوستد
و کشاورزی استوار بوده است و سیستم طایفه ای و قبیله سالاری
شکل زندگی اجتماعی انها را تنظیم می نموده است. بر اساس
این شیوه زندگی سنتی نیز عمده نفوس ترکمنها بین11قبیله بزرگ
تقسیم می گردیده است که عبارتند از: ا- عالی ایلی 2- اتا
3- چاودار 4- یمره لی 5- ارساری 6- گوگلان 7- ساقار 8- سالور
9- ساریق 10- تکه 11- یموت .
از این یازده طایفه بزرگ تنها یموتها و گوگلانها در اکثریت
خود در ترکمن صحرا بسر می برند اکثریت بقیه طوایف ترکمن
منجمله تکه ها و ساریق ها و ارساری ها و... درترکمنستان
و افغانستان و آستراپول و سایر نقاط زندگی می کنند.
1-
تاریخ قدیم ترکمنها
سیر تحقیقات در
زمینه اتنوگرافی و علم باستان شناسی دقیقا این واقعیت را
به اثبات رسانیده است که سرزمین وسیع و حاصلخیزی که از دیرباز
ترکستان نامیده می شود و خود در شرق از قسمت جنوبی مغولستان
و سرزمین اویغور ها( که از دهه 50 میلادی حکومت کمونیستی
چین نام انرا به سین کیانگ عوض نمود ) شروع و در بخش غربی
نیز به دریای خزر و مانقشلاق ( مونگ قیشلیق ) ختم می شود
دارای تمدن چند هزار ساله بوده است. ویل دورانت در کتاب
تاریخ تمدن بزرگ خود عمر این تمدن را بیش از 9 هزار سال
ارزیابی می نماید. این سرزمین که حتی در شاهنامه فردوسی
توران زمین خوانده می شود در واقع میزبان اریاییهای مهاجر
بوده است. کشفیات باستان شناسی نیز که در ان حتی از قالیهای
دست بافی که مربوط به اجداد سابق مردم این خطه از زنان نسل
قدیم ترکمن هاست خبر می دهد.
علاوه بر ان مقدار زیادی خیش و وسایل و تجهیزات کشاورزی
یافت شده است که دلالت بر تمدن و تاریخ قدیم سرزمین توران
می باشد. در تاریخ و مونوگرافی و اسکلت شناسی کنونی تمدن
" انو" به عنوان یکی از قدیمیترین تمدنهای دنیا
ثبت گردیده است.
در منابع چینی نیز ذکر می شود که صنعت فلزکاری میراث( گوک
ترک ها ) پدران ترکها و ترکمنها بوده و از انجایی که سرزمین
انان در مسیرجاده استراتژیک ابریشم قرار داشته است، در علم
تجارت نیز تبحر زیادی را داشته اند. گوک ترکها در تدابیر
حکومتی و اداره امور خود صاحب خط نیز بوده اند و روایت است
که این خط شکل تکامل یافته خط سغدی ها بوده است.
علاوه بر واقعیتهای فوق این منطقه مرکز حکومت سیاسی قویترین
و کارا ترین اقوام متمدن نیز بوده است که از ان میان تمدن
اشکانیان که پایتخت ان به نام نسا در3 کیلومتری شمال اشقابات
( پایتخت کنونی ترکمنستان ) شهرت زیادی دارد. گرچه در منابع
تاریخی برخی از نویسندگان فارس، اشکانیان را به آریایی ها
منتسب می نمایند ولی ویل دورانت در تاریخ تمدن قطور خود
( جلد دوم بخش مشرق زمین، در ترک تبار بودن آنان تردیدی
را به خود راه نمی دهد.)
راجع به ترکیب نژادی
و اتنیکی ترکمنها نظرات متفاوتی وجود دارد و برخی انان را
منتسب به اریاییها می دانند که بنا به شواهد تاریخی قدمت
مهاجرت انان به این دیار اندکی بیش از 2500 سال می باشد
گروهی دیگر از تاریخ نگاران ونژاد شناسان نیز ترکمنها را
به اغوزها نسبت داده و ترکیب اتنیکی ان را در کنار نژاد
ترک قرار می دهند.
باستان شناسان و محققینی نیز وجود دارند که با استناد بر
مدارک و فرضیه های احتمال به یقین، به حقایق دیگری اشاره
می نمایند. بنا بر تصورات ِ انان، ترکمنها که با اکثریت
مطلق خود در ترکستان و در حوالی مانقشلاق پراکنده شده اند
فرزندان نژادی هستند که هزاران سال قبل از آمدن ِ اریاییها
در ان منطقه حیات داشته و توانسته اند تمدن خود را از طریق
سومری ها تا بین النهرین (مهد تمدن تاریخ ) پیش ببرند. آنان
با ابداع خط میخی یعنی نخستین خط مصنوع بشری، سیر تاریخ
را در روند اختراعات و اکتشافات تحول بخش کنونی سوق بدهند.
خط تصویر نگاری سومری که اندکی بعد به صورت خط اندیشه نگاری
برای نوشتن زبان التصافی سومری و ایلامی اختراع شده بود
بعدها به صورت خط اندیشه نگاری برای نوشتن زبان های قالبی
( اکدی و بابلی و اشوری ) نیز بکار رفت.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خود از سومرها به عنوان قومی
که مشابهت های زیادی در بسیاری از کلمات و نام گذاریها و
اسامی از یکطرف و از طرف دیگر در شکل و ترکیبات فیزیکی با
مغولها و ترکها دارد احتمال ارتباط انان با تمدن انو را
نا محتمل نمی داند و اما بدلیل نارسا بودن اطلاعات خود از
اظهارات صریح در این مورد نیزخودداری می نماید. اینکه ترکمنها
قومی هستند که متاثر از نژاد اورال-التاییک و یا شاید هم
هند و اروپایی بوده و تاریخی چند هزارساله داشته باشند و
یا اینکه همراه با حرکت و جابجایی قوم هون و فرزندان انها
یعنی اوغوزها و گوک ترکها وسلاجقه و .....از نواحی شرقی
تر اسیای میانه به ترکمنستان و مانقشلاق امده اند در حوصله
بررسی ما نیست و قطعا علم اتنوگرافی و باستان شناسی این
مشکل را حل خواهد نمود. اما بدیهی می باشد که به دلیل اختلاط
و امیزش های فرهنگی و نزادی با بسیاری از تمدنها و مردمانی
که در این خطه ظاهر گردیدند، ترکمنها به لحاظ اتنیکی و ساختار
ارگانیکی تاثیرات فراوانی از انها را داشته اند و بنابراین
از انجایی که سرزمین ترکمنان بخشی از سرزمین افسانه ای توران
می باشد و با گروه های قومی مختلف ترک و مغول امیزش و خویشاوندی
داشته اند تاریخ ان را نمی توان جداگانه از تاریخ آنان بررسی
نمود.
2-
اسلام و تاثیرات ان در تکوین و سمت گیری و جابجایی ترکمنها
بنا بر شواهد تاریخی،
تا قبل از امدن اسلام، مذهب اجداد ترکمنها شامانیزم بوده
است طوریکه حتی در شرایط فعلی نیز بقایایی از تاثیرات شامانیزم
در کنار اسلام در فرهنگ و اعتقادات ترکمنها قابل مشاهده
می باشد. این تاثیر را در نامیدن برخی از ماهها و روزهای
هفته نیز مشاهده نمود. برخی از روزهای ماه نیز بنا بر تاثیرات
ِ اعتقادات کهنه ترکمنها، نحس و بد شوگون تلقی می شود. همچنین
در برگزاری مراسم عقد و ازدواج و بویژه سوگواری و مرگ نیز
اعتقادات کهن وسنتی ترکمنها با اسلام ممزوج گردیده است.
بر اساس اسناد تاریخی، اجداد ترکمنها یعنی " گوک ترکها"
که از دیوار چین تا سواحل دریای خزر را با ایجاد امپراطوری
قبیله ای نیرومندی اداره می کردند، در مقابل تهاجم چینی
ها، در همسایه شرقی خود و مهاجمان اعراب مسلمان، به دفاع
می پردازند و جنگهای متعددی در بین انها روی می دهد. در
قرن هفتم میلادی در بین سه قدرت چین و امپراطوری گوک ترکها
و نیروی تازه وارد اسلام چون مثلثی سه ضلعی در گیری های
متعددی شکل می گیرد. یکی از رهبران انان بنام سولو که موفق
می شود ده قبیله حاکم گوک ترکها ( اون اوق ها) را متحد کند
با چینی ها و اعراب جنگهای متعددی می نماید و ضربات فراوانی
نیز به مهاجمین وارد می کند تا جایی که اعراب به ایشان ابومزاحم
نام می نهند ( منابع عربی الصولی). درگیری های داخلی و توطئه
رقیبان داخلی مجالی به ایشان نمی دهد و سولو به دست یکی
از فرماندهان مقتدر خود کشته می شود.
بعد از کشته شدن رهبر گوک ترکها حکومت انان رو به ضعف می
گذارد و چینی ها بر انان حکم می رانند حدود 682 میلادی به
دنبال شکست چینی ها از اعراب مجددا حکومت گوک ترکها تجدید
حیات می یابد و اما جالب است که در این برهه تاریخی برای
تحکیم موقعیت امپراطوری خود با اوغوزها که هنوز در زادگاه
اصلی خود یعنی مغولستان فعلی بودند درگیر می شوند و بعد
از شکست اوغوزها نیز حکومت گوک ترکها یکبار دیگر احیا می
گردد، در سال ( 682) میلادی. قابل ذکر است که در گیری اوغوزها
به عنوان یک قبیله با گوک ترکها به عنوان یک حکومت بدون
تردید از برای گسترش امپراطوری گوک ترکها و جلوگیری از تبدیل
شدن اوعوزها به قبیله ای رهبری کننده و حاکم بوده است.
اوردن حکومت گوک ترکها که بر اساس اتحاد قبیله ای دهگانه
بنام اون اوق ها ( ده تیرها ) امپراطوری خود را اداره می
کردند از اینجهت حایز اهمیت است که قبیله ای به نام ترکمن
یکی از اون اوق ها را تشکیل می داده است و بعدا نیز این
قبیله برطبق گفته های پروفسور فاروق سومر به بخش غربی یعنی
به سرزمین کنونی ترکمنها مهاجرت نموده است.
دراثبات هویت واقعی و تثبیت ترکیب نژادی انان گفتیم که اختلافات
فاحشی در بین تاریخ شناسان وجود دارد طوریکه عده ای بر این
نظر معتقد می باشند که نیاکان ترکمنها از گوک ترکها می باشند
و جد انان اوغوزخان نام دارد و اوغوز خان در کودکی اسلام
را پذیرفت وبعدها فرزندان او به سمت اسیای میانی و سرزمین
کنونی ترکمنها حرکت نمودند. روایتی وجود دارد که از انجایی
که مردم منطقه که تاجیک بوده اند و اشنایی با این قوم نداشتند
لذا با لفظ تاجیکی خود به انها ترکمان یا ترکمن ( شبیه ترک
) می گفتند. خواجه رشیدالدین فضل الله در کتاب جوامع التواریخ
خود چنین نظری را مطرح می نماید. شواهد تاریخی که ذیلا اورده
می شود دلالت بر این دارد که داستان اسلام آوردن اوغوزخان
در کودکی خطا می باشد و حیات افسانه ای ایشان به دورانی
بسیار قدیمی تر مربوط می گردد. بر این اساس برخی و از جمله
در برخی منابع ترکی و چینی از ایمان آوردن اغوزخان به خدای
حضرت نوح صحبت گردیده است.
بنا برنوشته پروفسور
فاروق سومر در کتاب اوغوزها " ترکمن و اوغوز دو قبیله
از قبایل دهگانه ( اون اوق ها ) گوک ترکها ( ترکان اسمانی
) می باشند و همچنین بنا به نظر ایشان در پروسه تکاملی قوم
ترکمن ازهمه طوایف ترک نقش اوغوزها بمراتب بیشتر بوده است
. داستانهای حماسی اوغوز نامه و قورقوت اتا ( دده قورقوت
) و همچنین نوشته های ابوالغازی دلالت بسیاری بر ان دارند.
تسلط مسلمانان اعراب بر حکومت گوک ترکها به دنبال سالهای
متمادی جنگهای پی در پی صورت می پذیرد و تازه در سال 711
م. است که اعراب برای نخستین بار برسمرقند در ماوراء النهر
دسترسی پیدا می نمایند. طبق گفته ف.سومار فقط در دوره فرماندهی
قاپقان خاقان مجموعا 25 بار لشکرکشی و سیزده بار عملیات
جنگی صورت پذیرفته است.
حکومت گوک ترکها و اوغوزها بدنبال این جنگهای فرسایش دهنده
روبه اضمحلال می گذارد و بخشی از انها به سمت شرقی تر متوجه
شده و تحت حاکمیت اویغورها قرار می گیرتد. در این دوره رهبر
اویغورها یعنی ایل اتمیش خاقان که رهبری مدبربوده است، سیاستی
معقول و مدارا با چینی ها در پیش می گیرد و در بازسازی فرهنگی
ترکها نقش بسیار بازی می نماید. در دوره او تجارت انها با
همسایگان به نقطه عطفی می رسد. متعاقب این موفقیتها ایل
اتمیش بیلگه خاقان در ساحل علیای اورخون شهری بنا می نهد
( 758م.) این شهر اردو بایلیک نام می گیرد.
جالب توجه است که در ان دوره دین رسمی حاکمان ترکها مانوی
بوده ولی توده های مردم این دین را قبول نمی نمایند. بعد
از حمله مشترک قرقیزها درغرب و چینی ها از سمت دیگر حکومت
انان متلاشی می شود و انطور که بعدها سیاحان روایت نموده
اند باقی مانده این قوم به بودیسم متوسل می گردند.تمیم بن
بحرسیاح مسلمان که در سال 721 م. ازشهر اردو بایلیک دیدن
کرده است از عظمت و ابهت و انبوه جمعیت و رونق ان در گزارشهای
خود اورده است.
همزمان با افول ناحیه شرقی حکومت گوک ترکها که سالیان درازی
توانسته بودند در مقابل تهاجم چینی ها پایداری نمایند دربخش
غربی ان، حکومت های جدید اسلامی موقعیت انها را به خطر می
اندازد. بخشی از انان که در اطراف دریای کاسپی حکومت خزرها
را تشکیل داده بودند هرگز به زیر بار حاکمیت خلفای اموی
و عباسی نمی روند و جنگهای خونینی در بین آنان و عرب ها
صورت می پذیرد ( مراجعه شود به قیام بابک در آذربایجان و
جنگهای ایشان با خلیفه المعتصم بالله). برای اولین بار بود
که اسماعیل بن احمد سامانی در سال 893 در سفری جنگی به تالاس
( طراز ) موفق می شود شهر و حومه ان را به متصرفات خود ملحق
نماید.
سامانیان با مشاهده درگیری های درونی اقوام ترک از شیوه
قدیم دیوارکشی که دقیقا برای جلوگیری از تهاجم ترکها صورت
می پذیرفت دست بر می دارند و برای اولین بار به حمله و تهاجم
نظامی متوسل می گردند.
در حوالی قرن نهم و دهم است که این منطقه به تصرف سامانیان
در می اید و بعد از این برهه تاریخ بررسی اوغوزها و گوک
ترکها ( اجداد ترکمن های فعلی ) در داخل کشمکشهای حکومتهای
سیاسی ماورء النهرو ایران بررسی میگردد.
در نیمه قرن دهم اوغوزها در اراضی واقع در مابین محدوده
جغرافیایی فاراب و اسفیجاب از دریای خزر تا بستر میانی رودخانه
سیحون و صحاری شمالی این رودخانه سکونت داشته اند.دشت شمالی
قره قوم، در درجه اول ییلاق اوغوزها محسوب می شده است.مانقشلاق
و بالخان ناحیه ای با اراضی لم یزرع به دلیل دنج و متروک
بودن این نواحی اوغوزهای ساکن این مناطق توانستند موجودیت
خود را حفظ نمایند. طوریکه حتی هجوم ویرانگر چنگیزخان نیز
نتوانست حیات انان را به خطر اندازد. طبق اطلاعات موجود
اکثر ترکمن های جمهوری ترکمنستان امروزی اخلاف اوغوزهای
ساکن مانقشلاق می باشند.
طبق نوشته ابن حوقل در حدود العالم در اوایل قرن دهم میلادی
یکی از اجتماعات اوغوزها در سویت کنت به اسلام می پیوندد.
تعداد این قبایل ترک که اسلام می اورند هزار چادر تخمین
زده می شود. قبایل مسلمان شده در مقابله با قبایلی که به
اعتقادات سابق خود پایبند بودند قرار می گرفتند و حتی جنگهای
خونینی بین انان در می گرفت. بعضی از بزرگان قبایل نیز از
انجایی که با نافرمانی اعضای قبیله خود روبرو می گردیدند
مجددا به دیانت قبلی خود برمی گشتند.
با تمام این کشمکشها روزبروز برتعداد اوغوزهای مسلمان افزوده
می شد. طبق گفته مورخان تنها در سال 960 میلادی یک اجتماع
بزرگ مرکب از دویست هزار خانوار اسلام می اورند. بنا به
شواهد مورخان این فبایل مختلف تحت حاکمیت ترکان قراختایی
بوده است. دقیقا درست در استانه قرن 11 اسلام به عنوان دینی
غالب در بین اوغوزها درمیاید.
مسلمانان ماوراء النهر به ان دسته از اوغوزهای مسلمان در
مقابل بقیه لفظ ترکمن را بکار می بردند. همانطور که پیشتر
مذکور افتاد بعلت اینکه نام اولین قوم ترک که در اسیای مرکزی
اسلام اورد" ترکمن" نام داشته ( یکی از قبایل
متحده حکومت گوک ترکها ) لفظ ترکمن در مفهوم عام خود به
تمامی قبایل اوغوز که اسلام اورده بودند نیز اتلاق می شده
است. بعدا نیز در قرن سیزدهم واژه ترکمن به جای اوغوزهای
مسلمان تثبیت می گردد. ( روایتی نیز وجود دارد که ترکمن
از دو واژه ترک+ایمان تشکیل گردیده است).
اوغوزها یا ترک های مسلمان که در قرون 12 و 13 میلادی در
ترکستان غربی و بویژه در ماوراءالنهر زندگی می کردند و بدون
شک اجداد ترکمنهای فعلی نیز می باشند، بزودی با سلحشوری
و سیاستمداری ِ قابل خود با هویتی نوین اقتدار پیشینیان
ِ خود را احیا می نمایند و با تشکیل دادن اردوهای تهاجم
کننده خود و با توسل بر شیوه جنگی " قاچ- اوروشی"
رقیبان حاکم منطقه را یکی پس از دیگری از سر راه خود بر
میدارند و سرانجام نیز یکی از بزرگترین امپراطوریهای زمان
خود یعنی حکومت سلجوقیان را بنیانگزاری می نمایند.
سلجوقیان ابتدا حاکمیتهای متنوعی را که اکثرا ریشه های ترکی
ِاغوزی را داشته اند را درترکستان غربی از سر راه خود بر
می دارند و سپس نیز با حکومت مقتدرغزنویان ِترک دست و پنجه
نرم نموده و سرانجام نیز بدنبال پنج سال تمام نبرد با در
هم شکستن اردوی سلطان مسعود غزنوی بر ایران و اسیای صغیر
استیلا پیدا می نمایند. سلجوقیان با در هم شکستن لشکر مهاجم
روم امپراطور والریانوس را به اسیری می گیرند و صرفا با
تکیه بر روحیه جنگجویی و سیاستمداری امپراطوری بزرگی را
بر پا می کنند که از چین تا اسیای صغیر گسترش یا فته بود
.
سلجوقیان که خود ترکمن بوده اند و از سواحل شرقی بحر خز
با نخستین اردوی نظامی خود به همت و سلحشوری همکیشان ِ ترکمن
خود صاحب امپراطوری بزرگی شده بودند ( روایت است که از بیست
و چهار طایفه اوغوز بیست و دو تای ان همراه سلجوقیان به
اناطولی و سپس در ترکیه فعلی و غرب پراکنده شده اند. ) بدنبال
اقتدار و حاکمیت سالاری خود انچه که توجه داشتند منافع سران
قبایل و حاکمان ِ آنان بوده است و نه مردم قبیله های متنوع
ترکمن! شیوه حکومتی سلجوقیان ادامه حکومت غزنویان و دیلمیان
بوده و در دربار انها مشاغل حکومتی در دست مملوکان بوده
است و بسیاری از وزیران و کاردانان نیز از ملیتهای دیگر
انتخاب می شده است و این در حالی بوده است که اوغوزها و
یا ترکمنان را به مرزهایی که در خطر تهاجم دشمن بود می فرستادند.
در مقابل سیستم حکومتی سلجوقیان که در راس، بر دیگران متکی
بود، خلفای عرب، ترکها و اوغوزها را در راس امور می گماردند.
بسیاری از انان نیز لیاقت و کاردانی هایی از خود بنمایش
گذاشته و شهره عالم گردیدند.
شیوه باج و خراج
و مالیات بندی سلاجقه برای دامداران و عشایر ترکمن چندان
تفاوتی با دیگر نقاط امپراطوری انان نداشت . در برخی موارد
نیز شدت فشار انان بر توده های ترکمن بقدری شدید بود که
تود ه ها را به شورش و عصیان مجبور می کرد.در برخی موارد
ترکمنان ماوراءالنهر برای دفاع از استقلال خود با اقوام
همسایه خود متحد می شدند و برعلیه حاکمان سلجوقی می جنگیدند.
شواهد وجود دارد که در یکی از نبردها انها سلطان سنجر را
نیز به اسارت می گیرند.
3- ترکمنها و پایداری و مقاومت پی
در پی انان در مقابل حکام زورمدار و سرکوبگر
وقتی از ترکمنها
به عنوان قومی آزاده طلب صحبت می شود بایستی بین حاکمان
جاه طلب و مقتدر که خود ترکمن بودند و بر روی اسب خود جهان
را درنوردیده و سرزمینهایی را فتح نمودند فرقی فاحش گذاشت.
در واقع توده های ترکمنی که با حفظ اصالت خود سالیان و قرنهای
متمادی را در سرزمین مادری خود بسر بردند تاوان کمی را برای
استقلال خود نپرداخته اند. انها بکرات و متوالیا مورد تهاجم
حاکمان و مستبدان قرار می گرفتند و خانه و کاشانه انها ویران
می گردید وزنان و کودکان انها اگر شانس می اوردند تا زنده
بمانند به اسارت رفته و به دیگران فروخته می شدند. مانقشلاق
این شبه جزیره ظاهرا استتار شده که به دلیل واقع شدن در
گوشه شمال شرقی دریای خزر با صخره ها و پناهگاههای طبیعی
خود امن ترین محل زندگی ترکمنها بود و خود دارای حکمران
مستقلی نیز بوده است حدودا از قرن دهم م. مورد سکونت ترکمنهای
اوغوز بوده است و به دلیل موقعیت ویژه خود پناهگاه ترکمنها
قلمداد می شود. بارها وبارها حکومت های ترک و مغول بدان
تاخته و کشتار می نمایند. به عنوان مثال وقتی اتسیز فرزند
محمد خوارزمشاه که هنوز تحت استیلای سلجوقیان بودند و بدان
جا حمله می برند ترکمنها با تمام وجود از استقلال خود دفاع
می نمایند که حتی در منابع عربی نیز اشعاری در وصف دلاوری
انان سروده می شود. جالب توجه است که به این اقدام و کشتار
قساوتمندانه اتسیزخوارزمشاهی سلاطین سلجوقی که در حاکمیت
بوده اند اعتراضی هم نمی کنند!
حاکمان سلجوقی که برای اداره کشور خود خراج های سنگینی بر
خلایق محروم تحمیل می نمودند بر ترکمنها نیز نه تنها استثنایی
قائل نبودند بلکه در برخی موارد خراج بیشتری را نیز طلب
می نمودند" سنجر" این سلطان پر اوازه ترکمن از
انجا که مقاومت هایی را در بین ترکمنان در مورد میزان و
مقدار خراج مورد نظر مشاهده می نماید گستاخانه بسوی مانقشلاق
و کرانه شرقی دریای خزر یورش می اورد. ترکمنان که نه اماده
جنگ بودند و نه می خواستند با سلطان مغرور خود در بیا فتند
زن و کودکان خود را جهت وساطت به پیشواز می فرستند و لی
سنجر خودخواه که هر گز در جنگی شکست نخورده بود خواهش ترکمنان
را حتی حاظر بودند خراج بیشتری را بپردازند قبول نمی نماید
و ترکمنان از سوی اجبار جنگ نابرابر را می پذیرند. انان
به روش قدیم اوغوزها که جنگجویان خودرا به گروههای کوچک
صد نفری تقسیم می نمودند، در منطقه ای صعب العبور، کمین
نموده سپاهیان سنجر را به مناطق مورد دلخواه خود می کشانند
و طی یک حمله برق اسا نیز سپاهیان او را متلاشی می نمایند.
در این جنگ خود سلطان نیز اسیر می گردد. ترکمنها که سنجر
را در اسارت دا شتند ضمن گسترش قلمرو سرزمین خود به خراسان
و نیشابور، از انجا که سلطان سنجر را حاکم ممالک اسلامی
می دانستند در حین حبس او در قفسی اهنین هر روز به اسم ایشان
خطبه نماز نیز می خواندند. سلطان سنجر موقعی از زندان ترکمنان
ازاد می گردد که بدلیل کهولت و شکستگی و ماتم چندی زنده
نمی ماند و فوت می نماید.
4-
ترکمنها در آستانه پیشروی قوای چنگیزخان در آسیای میانه
مغولها که حوزه
سفلای رود خانه سیحون را متصرف می گردند، از ترکمنها نیرویی
جنگی ده هزارنفری تشکیل داده و تحت فرمان فرماندهی مغول
قرار می دهند، اما ترکمنها که از نیات کشورگشایی مغولها
اگاهی پیدا می کنند در اقدامی دستجمعی رو بر تافته و به
کشتار انان می پردازند. این اقدام جسورانه ترکمنان، چنگیزخان
را به خشم می اورد لذا با لشکریانی بغایت اماده به سرزمین
ترکمنها یورش می اورند و چادرهای ترکمنان را به اتش می کشند
و هزاران نفر را نیز قتل عام می نمایند. این حادثه شوم تاریخی
از انجایی در تاریخ ِ ترکمنان اهمیت پیدا می کند که در نتیجه
حمله خونبار چنگیزخان، درصد بسیار بزرگتر ترکمنان، به سوی
مناطق مرکزی ِ ایران چون کرمان و اصفهان فرار می کنند و
بسیاری نیز به اناطولی در خاک ترکیه امروزی کوچ می نمایند.
قبایل کثیر ترکمن که به ترکیه می روند به هنگام هجوم سپاهیان
مغول بدان دیار، با دلاوری بی نظیری انچنان ضربه ای بر انان
وارد می نمایند که افسانه شکست نا پذیری مغولها را از اذهان
توده های مورد تهاجم می زدایند. بعد از این شکست نیز مغول
ها هرگزخیال حمله مجدد بدان دیار رادر سر نمی پرورانند.
مارکوپولو که با چشمهای خود نغش های مغولها را دیده بود
از این جسارت و جنگجویی ترکمنان به حیرت افتاده و روحیه
مدافعت جویانه و شیوه جنگجویی انان را بسیار تعریف نموده
است.
نتیجه حملات مغول
به ماوراءالنهر، برای قبایل منطقه دگرگونیهای بنیادینی را
سبب می گردد.از نتایج امتزاج برخی از قبایل اوغوز با مغولها
قومهای جدیدی چون ازبک و قزاق و قره قالپاق و....متولد می
گردد که درحین اصالت زبانی ترکی خود در تاریخ سیاسی مغولی
مستحیل می گردند. پیدایش این اقوام جدید نیز تاثیرات قاطعی
در سرنوشت و اینده ترکمنها می گذارد. ترکمنها که در جریان
تجاوز و کشتار مغولها با اکثریت بزرگی مجبور به مهاجرت می
گردند تدریجا نفوذ و اقتدار پیشینه خود را از دست می دهند
و در سرزمین خویش به قومی دست نشانده و باج گزار تبدیل می
گردند و هرگز نمی توانند تا حکومتی مستقل را سازمان بدهند.
بنا به پیشروی برخی از اقوام مهاجر نیز حتی مجبور می شوند
از مانقشلاق که امن ترین پناهگاه ترکمنها بوده است و حکومت
مستقلی را نیز در انجا داشته اند به نقاطی دیگر چون خراسان
و شمال شرقی ایران و افغانستان فعلی عقب نشینی بنمایند.
ترکمنهایی که در سرزمین مادری خود باقی می مانند براساس
فشار و یورش قومهای دیگر کم کم استقلال خود را از دست می
دهند و باجگزار خانات ترکستان و خیوه و حکومت ایران می گردند
و قرنهای طولانی را بدون داشتن حکومتی مستقل و از ان ِخود
سپری می نمایند و نتیجتا ترکمنها، در مقایسه با دیگر قومها
خیلی دیر به سکونت و شهرنشینی روی می اورند
جالب اینجاست که در طول قرنهای طولانی که ترکمنها در سرزمین
اجدادی خود مورد حمله و ظلم اقوام دیگر بوده اند قبایل بسیاری
از انان که خویشاوندی و ریشه اتنیکی مشترک با ترکمنها داشتند
بر نیمی از دنیا حکم می راندند.
5ـ
نگاهی مختصر بر تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ترکمنها در
عصر معاصر
از انجاییکه دریای خزر به عنوان مامن ترین و استراتژیک ترین
محل، هماره جایگاه خاصی در تاریخ و زندگی طولانی ترکمنها
دارا می باشد قدری نیز به موقعیت اکولوژیکی و سیاسی ان در
میانه تاریخ مدرن بشری می پردازیم.
" وجه تسمیه خزر بمناسبت طایفه ترک نژاد بود که به
خزر موسوم بوده اند و در شمال قفقاز در کرانه ها ی دریای
خزر مسکن داشتند". در سال 449 میلادی آتیلا پادشاه
هونها بر این قوم استیلا می یابد و پسر خود را پادشاه انان
می نماید ولی بعد از مرگ اتیلا مجددا خزرها قدرت را در دست
می گیرند.
معروف است که خسرو انوشیروان با خاقان خزر صلح می نماید
و سد معروف دربند نیز که خرابه های ان هنوز هم باقیست برای
جلوگیری از هجوم خزرها به داخل ایران در ان زمان ساخته می
شود، هر چند خزرها براحتی از ان عبور نموده و در ایران و
ارمنستان ان دوره تاخت و تاز می نمودند.
پس از استیلای اعراب بر ایران، چون با خزرها همسایه می شوند،
در سال 71 هجری، محمد بن مروان برادر خلیفه وقت با صد هزار
سپاهی خود بر انان می تازد و خزرها را شکست می دهد و اما
مدتی بعد یعنی در سال 110 هجری باز خزرها وارد ارمنستان
شده و سپاهیان اعراب را در هم می شکنند.
خزرها که موقعیت سیاسی مستحکمی در قفقاز و حوالی دریای خزر
ایجاد نموده بودند با امپراطوری روم نیز مناسبات حسنه ای
داشته و یکی از دختران خاقان انان نیز به عقد پسر کنستانتین
پنجم در امده بود.
پایتخت کشور خزر در این هنگام شهر ( اتل ) در کنار رودخانه
اتل ( ولگا ) جای فعلی حاجی طرخان و مرکز بازرگانی بوده
است.
جالب توجه است که بدلیل قرار گرفتن حکومت خزرها در منطقه
قفقاز که به لحاظ ژیوپولیتیک نیز مرز اروپا و اسیا تلقی
می گردد، این قوم صدها سال در مقابل دو تمدن و دو فرهنگ
مختلف ِ اسلام و مسیحیت که یکی از طریق روم شرقی و دیگری
از جانب خلفای اموی و عباسی هدایت می شدند با سیاست و تدبیر
مقاومت می نماید و روایت است که به خاطر این فرهنگ استقلال
طلبانه خود نیز، حکام خزر نه اسلا م و نه مسیحیت و بلکه
دین سوم یعنی جهودیت را به عنوان دین رسمی می پذیرند.
حکومت خزرها که چندین قرن مانع پیشروی روسها بود عاقبت در
اواخر قرن دهم میلادی بدست شاهزادگان روسی منقرض می گردد.
تا این تاریخ روسها هرگز نتوانسته بودند تا پایشان به قفقاز
و ترکستان برسد، برچیده شدن قزل اردو بدست تیمور لنگ یکی
از علت های تهاجم و موفقیت روسها بوده است.
در فاصله بین قرن دهم تا استانه قرن نوزدهم میلادی، ترکمنها
در سرزمین اجدادی خود یعنی از مانقشلاق و کرانه شرقی دریای
خزر تا انسوی جیحون و امودریا فاقد حکومت مستقل سیاسی از
ان خود بوده است ولی در عمل نیز هرگز به انقیاد حکومتهای
موجود همسایه نیز در نیامده و از برای استقلال خود سالیان
درازی را در کشمکش و جنگ بسر برده است. در تمامی این دوران
طولانی و سخت، ترکمنها تنها بر اساس قانون نامکتوب دیرینه
اجدادی خود که" توره " خوانده می شود توانستند
امورات اجتماعی و زندگی خود را سازمان بدهند و خلا سیاسی
حکومت مستقل را ترفیع نمایند. اتکا بر سنت های قبیله و حفظ
روح مشترک قومی و عدم روحیه تسلیم طلبی و در مقابل حفظ روحیه
سخت جنگندگی و تلاش، باعث می گردد تا ترکمنها در مقابل حکومت
های مقتدر ِهمسایه مقاومت بنمایند و اصالت خود را حفظ بنمایند.
بنا به گفته ابوالغازی ترکمنها که بدنبال هجوم مغول شدیدا
تقلیل یافته بودند اندک اندک خود را با وضعیت نوین تطبیق
می دادند و در میدان مناقشات سیاسی نقش خود را باز می یافتند.
بدنبال سقوط اخرین حکومت تیموری توسط ازبک ها در ترکستان
غربی، "خانات خیوه و بخارا" تشکیل می گردد که
به لحاظ سیاسی از حکومت ایران کاملا مستقل بوده است . بسیاری
از ترکمنها که در محدوده ِاین خانات ِ ترک نشین زندگی می
کردند مستقیما تحت تاثیر این خانات قرار می گرفتند، طوری
که به لحاظ تاثیر گذاری رقیب ِ ازبک ها قلمداد می شدند و
هر از گاهی نیز درگیری های شدیدی بین انان در می گرفت.
گرایش صفویان به شیعی گری افراطی باعث می گردد تا برای دفاع
از باورهای خود، خانات سنی مذهب ترکستان دنبال متحدی نیرومندترباشند.
مذهب مشترک سنی این خانات جدید التاسیس با امپراطوری عثمانی
باعث می گردد تا در تمامی جنگهای ترکان عثمانی با صفویان
ترکمنها نیز به مناقشات و در گیریها کشیده شود. جنگهایی
که تلفات و خسارات کشنده ای برای ترکمنها داشته است. ابا
خان ( ابا سردار ) یکی از سرداران ترکمن که رهبری مقاومت
خانات را غهده دار بوده، چندین سال با صفویان می جنگد و
عاقبت نیز به وضع فجیعی توسط صفویان نابود می گردد.
جنگهای مسلکی سنی و شیعی ِان دوران باعث می گردد تا ترکمنهااستیلای
حکومت خیوه و بخارا را که شدیدا تحت تاثیر روحانیت سنی بود
بپذیرند..نتیجتااختلافات ترکمنها با ازبکها و دیگر اقوام
ترک اسیای میانه بر سرقدرت و رهبری تحت الشعاع قرار می گیرد
و باعث می گردد تا ترکمنها، مدتهای مدیدی در فکر ایجاد حکومت
مستقل برای خود نباشند.
خانات ترکستان به دلیل موقعیت ویژه خود که در مسیر جاده
ابریشم نیز قرار گرفته بود خود دارای تمدنی سر امد بوده
است و در تاریخ ایران نیز ماوراء النهرمدتهای مدیدی مرکز
تمدن وعلم و سیاست بوده و دارای دانشگاههایی بود ه است که
در عصر خود سرامد زمان بوده است. رودکی و عمرخیام و دانشمند
بزرگ ابوعلی سینا نیز افتخار فرزندی مردم این مرز و بوم
را داشته اند.
ترکمنهایی که گاه
در اتحاد با خانات ترکستان و گاه مستقلانه در سرزمین پهناور
ِ زیستی خود امرار معاش می نمودند، تا قرن 18 میلادی فاقد
انسجام و وحدت قبیله ای و دولت مستقل و ملی خود بوده اند
و همانند بسیاری از قبایل و قوم های دیگر ِآن دوران ِ آسیا
و اروپا به ضرورت ایجاد آن، پی نبرده بودند. دخالت ها و
سرکوب های حکومت های متجاوز روس و ایران یکی از اصلی ترین
علت های این ناکامی بوده است. همانطور که قبلا نیز متذکر
افتاد، اولین حکومت ِ سیاسی مستقل و ملی و مدرن ِ ترکمنها
در دوران رهبری قوشیت خان و سپس نوربردی خان اتفاق می افتد.
نوربردی خان سیاستمداری ماهر و کاردان بود و جهت حفظ استقلال
ترکمنها نه تنها با انگلیسی ها مذاکرات مستمری داشته است،
بلکه ضمن جنگیدن با امپراطوری روس، جهت خنثی کردن توطئه
حکومت قاجار، برای مذاکره به تهران نیز می رفت. در دوره
ایشان است که اتحادی بی نظیر از طایفه های ترکمن بوجود می
آید و ترکمنها نه به عنوان ِ طوایف مجزا و پراکنده، بلکه
به عنوان ملتی متمدن و استقلال طلب و آزاده معرفی می گردند.
منابع : اغوزها (
نیاکان ترکمنها): فاروق سومر
تاریخ ترکمنها در عصر امپریالیسم: پروفسور محمت سرای
مهاجران توران زمین
ترکمنهای ایران: م.بگ دیللی
ترکمن های ایران: م.کمالی
نشریه روزگار نو شماره های 79 و 81 از دکتر صدر
و مقالات متفرقه از نشریات کنونی ترکمنصحرا