آتلان/12
آبان 1386
حقيقت از لابلاي واقعيت ها
پوزش و تصحیح: بدينوسيله با پوزش از
خوانندگان محترم و دست اندركاران سايت "تركمنصحرامديا"
و بخصوص از آن نيروهايي كه در نشست هانور شركت داشته اند،
بدليل اشتباهي كه در پاراگراف پنج از مطلبِ "حقيقت
از لابلاي واقعيتها" نوشتة اينجانب رخ داده است، معذرت
خواهي كرده، بدين صورت تصحيح ميگردد؛
" اينگونه حركتها و مشابه آن همگي حكايت از شدت يابي
و گسترش هجوم شانتاژهاي سياسي عليه مليتهاي تحت ستم ايران
دارند."
در اين پاراگراف به اشتباه " نشست هانوفر" قيد
شده است كه نادرست ميباشد.
آتلان
شدت يافتن
بحث حملة احتمالي آمريكا به ايران نه تنها بر سايش جبهة
بين المللي موافق و يا مخالفان آن رمقي تازه بخشيد همچنين
اين روند حقيقت هاي نهفته در لابلاي سياست و برنامة بسياري
از نيروهاي سياسي بخصوص نيروهاي" سراسري" و مردم
سالارِ متعلق به مليت فارس ايران را به سطح كشانده و سياست
انحصاري و برتري طلبانة اين جريانات را بيش از پيش عريان
تر و واقعي تر ساخته است.
در اين برهة تاريخي كه بزعم بسياري از ناظران سياسي، كشور
ايران يكي از بحراني ترين لحظات زندگي سياسي خود را از سر
مي گذراند بر توان و هويت يابي جبهه ها و به تبع آن بر كاربرد
گزينه هاي شانتاژ سياسي شتابي تازه بخشيد و جالب تر از همه
مجموعة اين روند چهرة واقعي بسياري از نيروهاي سياسي بخصوص
نيروهاي" سراسري" متعلق به مليت فارس ايران، كه
زماني خود را نماينده و مدافع منافع تمامي مردم از جمله
ديگر مليتهاي ساكن در كشور ايران معرفي و قلمداد ميكردند
را در عرصة بيان و نظر هرچه شفاف تر نمايان تر ساخت. بهمين
دليل نيز اين مقطع از تاريخ سياسي كشورمان ايران براي دیگر
نيروهاي مليتهاي ساكن در آن از اهميت خاص و ويژه اي برخوردار
خواهد بود.
نگاه كژانديش جبهه اي از نيروهاي باصطلاح "سراسري"
متعلق به مليت فارس ايران همراه و هم صدا با ديگر نيروهاي
راست و ناسيونال - شوونيزم از جمله بخشی از نیروهای مشروطه
خواه ایرانی همسان داريوش همايونها در طلب و خواستهاي "دمكراسي"
خود، برداشتهاي برتري جويانه و انحصارطلبانه شان را با روحي
از ترس و انزجار از نيروهاي ملي به نمايش گذاشته اند.
سئوالي كه امروز براي هر نيروي هوادار دمكراسي و ملي مطرح
ميباشد اين است كه در حال حاضر چرا و برمبناي كدام نگاه
سياسي به مسائل جامعه در ايران شعار هميشه زنده و حاضر "تجزيه
طلبي" از طرف آن بخش از حكومتگران و بخصوص بخش عظيمي
از نيروهاي اپوزيسيون متعلق به مليت فارس، بعنوان ابزار
سياسي و با اين غلظت و شدت مورد استفاده قرار ميگيرد؟ امروز
كه ما بعنوان شاهدان عيني بي عدالتي هاي بيش از پيش اجتماعي،
سياسي، فرهنگي و اقتصادي بخصوص نسبت به ديگر مليتهاي ساكن
در جامعة ايران بوده و هستيم و علیرغم اينكه در اين برهه
از تاريخ سياسي، اهميت تاريخي وحدت تمامي نيروهاي عدالت
خواه و هوادار دمكراسي جامعه در تعارض با سياستهاي تفرقه
انگيز حكومت ايران بر كسي پوشيده نيست، چگونه ميتوانيم با
سردادن شعار " خاك و خون " چشمهايمان را بر اين
همه نابرابريها و ظلمهايي كه توان آن از تفرق ما تغذيه ميكند،
ببنديم؟ و اين بي حجابي تا آنجا سر برآورده است كه خواستهاي
برحق ملي - سياسي ديگر مليتهاي ايران بنام بيگانه گان سياسي
قلمداد شده و مبارزه با اين نيروها را همسان با مبارزه عليه
"جمهوري اسلامي ايران و جنگ" ( بخوان آمريكا )
ارزيابي مي كنند. اين طيف از نيروها طي سمیناری كه از طريق
پالتالک تشکیل گردید با نام و شعار " نه جنگ، نه جمهوری
اسلامی و نه تجزیه ایران"، عملاٌ ضديت خود را نه تنها
با خواستهاي ديگر مليتهاي ايران، بلكه با امر دمكراسي در
ايران با وقاحت هر چه تمام تر بنمايش گذاشتند. فقدان دمكراسي
در شعارهاي اين سمينار و جايگزيني شعار " مبارزه با
تجزيه طلبي" ( بخوان مبارزه با مليتهاي غير فارس )
بجاي دمكراسي، اين عنصر هميشه غايب در سياست و برنامة نيروهاي
اينچنيني مدعي مردم سالاري، خود حقايقي مبتني بر ذات و واقعيتهاي
ساخت دروني انديشه و افكار اين نوع از نيروها هستند. اين
شعار از نگاه سياسي در عين غيردمكراتيك بودن، هشداري است
كه در بطن خود حامل پيامي به ديگر نيروهاي ملي مبني بر گستاخي
و گستردگي جبهة مخالفين آنها ميباشد. امروز ديگر بر نيروهاي
ملي هيچ شبهه اي باقي نمانده است كه در مقابل خواسته هاي
برحق ملي- سياسي خود با جبهه اي مركب از جمهوري اسلامي ايران
و طيف وسيعي از نيروهاي اپوزيسيون چپ و راست، از جمله ناسيونال-
شوونيست هاي كهنه كاري چون همايون ها و نوآوران آنها همچون
علي كشگرها روبرو ميباشند.
اين نيروها بر خلاف ادعاهاي مردم دوستي و چهرة دمكرات مأبانه
شان حاضرند براي حفظ جايگاه برتري طلبانه شان در مقابل ميليونها
انسان ساكن ايران شمشير سركوب را از غلاف بيرون بكشند و
آنها را با ساتر " امت واحد" و " تماميت
ارضي " شق القمري نيست و نابود سازند تا در ايران اثري
از " عوامل بيگانه " (بخوان نيروهاي ملي) باقي
نماند، يعني همان نيتی كه رئيس جمهور اين آقايان يعني آقاي
احمدي نژاد، نسبت به نابودي اسرائيل كمر بسته است.
اينگونه حركتها و مشابه آن ها در نشست هانوفر همگي حكايت
از شدت يابي و گسترش هجوم شانتاژهاي سياسي عليه مليتهاي
تحت ستم ايران دارند.
وقايع و حركتهاي اينچنيني، تمامي نيروهاي ملي ايران را كه
بر مبناي عدالت اجتماعي و دمكراسي، خواهان حقوق پايمال شدة
ملي - سياسي خود ميباشند، در جبهه اي مقتدر، تأثيرگذار و
فعال براي اتحادي پايدار فرامي خواند. اگر امروز اين نيروها
به وظايف خود جوابي مسئولانه و مناسب با شرايط كنوني ندهند
تجربة تلخ تاريخ كشور ايران كه مملو از نابرابريهاي اجتماعي،
اقتصادي، سياسي و ملي- فرهنگي بوده بار ديگر و اينبار با
شدت و آهنگي ديگر بر كشور حاكم شده و حداقل دستاوردهاي سياسي
مجموعة نيروهاي ملي، فداي خودخواهي و تنگ نظريهاي برخي از
رهبران سازمانها و نيروهاي ملي خواهد شد كه با هيچ توجيهي
قابل توضيح نخواهند بود.