5
شهريور 1386
جليل.گ
در
خلوت بياد آنين
بياد انين گوگلاني قهرمان مقاومت زندانهاي
جمهوري اسلامي!
آنين! حتما به یاد داری
که آخرين بار همسايگانت ترا درگرماي تابستان سوزان گنبد،
در حالي كه با قامتي استوار، وقتي آدم ربايان "كميتهء
خلع سلاح گنبد" سوار ماشين شان ميكردند، ديدند.
چماق بدستان و چاقو كشان قبل از انقلاب مانند حاجي عزيز
ها، كه از موهبت انقلاب اسلامي به نان و نوائي رسيده بودند
و منافع خود را در به بند كشيدن، شكنجه و قتل عام مردم وبخصوص
روشنفكران آزاده تركمن ميديدند، با شلاق هايشان به جان تو
افتادند تا ترا به زانو در آورند.براي ترساندن و خوار كردنت،
هر روز به مرگ واعدام تهديد كردند، اما تو كسي نبودي كه
از ترس مرگ، بوسه بر دست جلادان رژيم بزني.
هم سلولي هايت از بدن خون آلودت، از پاهاي تاول زده ناشي
ازضربات تازيانه های شکنجه گران و مقاومت هاي ستودني تو
ياد ميكنند. مقاومت قهرمانانه ات در زير شكنجه ها، دلیل
روشن و محكمي بود از پایداری انسانیت و عدالت در برابر جور
و جنایت.
مقاومت تو، در واقع دفاع از كرامت انسان بود در مقابل كساني
كه با "توبه نامه" مي خواستند شرافت انساني را
مسخ كنند.
از خصائل بارز تو، سعي و كوشش براي استقلال فكري و روحيه
مقابله با زور گوئي ها واعتراض به تحميل هر ان چيزي بود،
كه ناخوشايند بود .ايستادگي ات در مقابل تحميل نظرات، خود
محوربيني ها و كيش شخصيت مسئول وقت تشكيلات تركمن صحرا،
دقيقا از اين خصلت تو ناشي ميشد.
ولي آنين، بايد اذعان كنم با وجود تمام احترام وحرمتي كه
بتو داشته ام و هنوز هم بخاطر حماسه آفريني ات در زندانهاي
جمهوری اسلامی دارم بايد بگويم من وتو وبقيه رفقايمان از
يك چيز بزرگ رنج ميبرديم، از عدم تسلط به علم! عدم آگاهي
از علوم سياسي، جامعه شناسي، اقتصاد، روانشناسي و....كه
متاسفانه هنوز هم متاسفانه دامنگير ماست.
اگر ما به آنچنان علمي مجهز بوديم، امروز شرائط ديگري را
داشتيم و شايد تو ، آرقا ، توماج، حكيم و....زنده و پوینده
در میان ما بوديد.