تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com

|

22 مرداد 1386
جليل.گ

آيا عصر بر تري طلبي هاي ملي سپري نشده؟

روشنفكران ايراني، بخصوص طرفداران نظريه "دولت واحد، ملت واحد" بايد بپذيرند كه جامعه ايران، جامعه ايست از مليتهاي گوناگون كه از لحاظ اتنیکی، فرهنگي، زباني، مذهبي با يكديگر متفاوت مي باشند. طبيعي است كه در چنين جامعه اي تنوع كردار، آداب ورسوم، عقايد و ديدگاهها وجود داشته و خواهد داشت، نبايد نگران شد كه چرا ايران داراي تنوع فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، مذهب، عقايد و نظرات است. تنها كساني كه اعتقاد به دمكراسي وآزادي ندارند بايد ترس از گوناگوني ها و تنوع طلبي ها داشته باشند. بايد تاكيد كرد كه گوناگوني نظرات و عقايد سياسي واجتماعي از خصوصيات بارز يك جامعه باز و دمكراتيك مي باشد. و واضح است كه اين جوامع هم عاري از مشكلات، تضاد ها واختلافات نمي باشند.بايد گفت، جامعه اي را ميتوان مدني ناميد كه مشكلات و بحران هاي درون جامعه را بدون كشمكش و درگيري، بدون كمك بيگانگان همانند يك خانوادهء بزرگ، در داخل خود حل نمايد. ملتي را ميتوان با فرهنگ ناميد كه ظرفيت پذيرش تحولات دمكراتيك را داشته و اين تحولات را نه صرفا براي خود بلكه براي ساير ملل ديگر آرزو نمايد، كه متاسفانه اين فرهنگ در بين مردم عادي اصلا نبوده و در بين روشنفكران بسيار ضعيف ميباشد.

با كمال تاسف روشنفكران ايراني طرفدار دمكراسي هنوز نميتوانند برون از منافع حزبي، گروهي و قومي خود فكر كنند، هنوز هم در باطلاق "تفكرات ديروز" فرورفته اند و عليرغم اينكه هر روز در باره دمكراسي، حقوق بشر، گلوباليزم، "گفتگوي تمدن ها" و نظایر آن نوشته اند و سخن گفته اند.

بسياري از اين روشنفكران هنوز با همان شيوه هاي كهنه و آزموده شده به نظر دهی در باره مليتهاي غیر فارس و روشنفكران آن توسل می جویند. تحلیل ها وسیاست های تبلیغی ایشان غالبا جز افشاندن بذر خصومت و دشمنی بین ملیت های ساکن ایران چیز دیگری در برندارد.

در ايران، بخصوص در سالهاي اخير در نتيجه سياستهاي برتري طلبانه، سركوب گرانه و تبعیض گرایانه جمهوري اسلامي در قبال مليتهاي ديگر، و تائيد تلويحی برخي از روشنفكران فارس ما در قبال چنين سياست هایی( بخصوص با سكوتشان) مشكلات و اختلافات شديدي را دامن زده است. شایان ذکر است که اختلافات اين چنينی مختص كشور ايران و روشنفكران آن نبوده و نیست. مشكلاتي از این دست حتي در كشور هاي پيشرفته اي که داراي تنوع ملي هستند مانند سوئيس و كانادا و يا كشور هائي مانند هند و چكسلواكي وجود دارد. اما تفاوت ما با آن ها در اتخاذ راه حل های اساسا متفاوت است. آن ها با انتخاب راه حل دمکراتیک و به رسمیت شناختن تساوي حقوق تمامي مليتهاي ساكن كشورشان و پای بندی عملی به موازین و اصول دمکراسی در عمل، آنرا حل نموده اند. آنها بر اين واقف بوده اند كه خوار و بي اهميت شمردن و نا ديده گرفتن حقوق مليتها توســط ملـيت ديگر نـه تنها نتايج مثبتي بـبار نـخواهد آورد، بلكه برعکس نتايج خطرناكي خواهد داشت.

تفكر ايجاد "يك ملت و يك دولت واحد" تفكر شوونيستي ونژاد پرستانه مي باشد كه در عصر حاضر توهمي غير واقع بينانه وخيالي است، تفكريست كه نازي هاي المان با شعار "يك كشور، يك ملت و يك پيشوا" اين چنين مي انديشيدند. اين انديشه صرب هاي يوگسلاوي سابق به رهبري ميلوسويچ بود كه تلاش نمود ساير مليتهاي ساكن يوگسلاوي را زير سيطرهء خود نگهدارد. اين يك ايدوئولوژي انسجام يافته و تئوريزه شده ايست كه با شعار "دولت بزرگ و يا دولت واحد" همچنان خواهان سياست اسيميلاسيون يا حل مليتهاي ديگر در ملت خود است. ادامه اين سياست برتري طلبانه در داخل به توسعه طلبي در خارج يعني تسلط بر ساير كشورها و ملتهاي ديگر مي انجامد. در نتيجه تغيير اوضاع جهاني، ثمرهء شعار روسيه كبير و يا صربستان بزرگ توسط شوونيست هاي این کشورها را در تجزيه يوگسلاوي و اعلام استقلال جمهوري ها از روسيه، ميتوان مشاهده کرد.

طرفداران "يك ملت واحد و دولت واحد" بايد قبول كنند كه در آينده ديگر فقط نمايندگان ملت فارس رسالت آن را نخواهند داشت كه از طرف تمامي مليتهاي ساكن ايران اقدام به تشكيل دولت واحد با يك زبان واحد براي همه مردم ایران نمايند. بايد بپذيرند كه تاريخ مصرف اين نظريه سپري شده و بايد فرمول جديدتري بسته به شرايط امروز ارائه داده شود. فرمولي كه تجلي جامعه اي متنوع وپلورال باشد. در این جامعه دولتي تشكيل گردد كه تمامي مليتهاي ساكن ايران با رعايت اصل برابر حقوقي، حق مشاركت داشته باشند. اگر غير از آن باشد كشور بسوي تنش ها وتصادمات ملي و بالاخره تجزيه سوق داده خواهد شد.

در شرائط كنوني دو ديدگاه مخرب و ويرانگر در برخورد با مسئله مليتهاي تحت ستم ساكن ايران شكل گرفته است: يكي ديدگاه شونيستي برتري طلب ملت حاكم است و ديگري ديدگاه ناسيوناليستي افراطي نيروهاي وابسته به مليتهاي تخت ستم ميباشد.
شوونيستهاي برتري طلب، با انكار گوناگوني مليتهاي ساكن ايران با تنوع زباني، فرهنگي و مذهبي، وحدت ملي را در يكسان سازي زباني، فرهنگي( اخيرا با استقرار ج.ا يكسان سازي مذهبي) و يكسان سازي ملي مي بينند، غافل از اينكه موقعيت جهاني به نفع يكسان سازي ملي عمل نكرده و بايد اين تفكر به گورستان تاريخ سپرده شود.

عصر ما عصرگلوباليزم، عصر پلوراليزم اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و پلوراليزم نظري وانديشه اي ميباشد.
ويرانگري وخطر ناسيوناليست هاي افراطي وابسته به مليتهاي ستم ديده كمتر از شوونيست ها نمي باشد. اين تفكر مشكلات، ستم و اجحافاتي كه بر ملت شان وارد ميشود را بخوبي بيان نموده ولي با برخوردهاي احساسي به قضايا، راه حل در ستي را ارائه نمي دهند، از انجهت مبارزات مردم خود را از مسير واقعي خود منحرف نموده و با شعار هاي احساسي خود به طرف مقابل يعني بر تري طلبان بهانه ميدهند. اين دو تفكر در عين ضديت با يكديگر، در واقع تقويت كننده يكديگر مي باشند.

در يك جامعه اي كه تنوع اتنيكي وجود دارد اكثر تصادمات و جنگهاي مسلحانه كه بين مليتهاي ساكن بوقوع مي پيوندد، صرفا بخاطر تفاوت فرهنگي، زباني و يا مذهبي نبوده بلكه اين برخورد ها زماني بوقوع مي پيوندند كه يكي از اين مليتها سعي نمايد حقوق سايرين را نقض نموده بر آنها تسلط يابد. پس تشنج آفرين ها و جنگ طلبها، كساني هستند كه بخواهند سياست يكسان سازي زبان، فرهنگ، مذهب سايرين را بنام "وحدت ملي"، "تماميت ارضي"، " دولت واحد"، را دنبال نمايند تا برتري طلبي و انحصار طلبي خود را پنهان سازند.

دشمن سازي در بين ملیت های گوناگون بسيار آسان ميباشد. وقتي جامعه رابه "ما" و "آنها" بطور نابرابر تقسيم بكنند، طبيعي است كه خصومت ايجاد خواهد شد. وقتي در جامعه تبعيض قائل شوند، وقتي سني مذهب ها در عمل و كردار از طرف مذهب شيعه "كافر" و"غير مسلمان" تلقي گردند، وقتي فرزندان كردها، تركمن ها، بلوچ هاو...ضد انقلاب، مزدوربيگانه ناميده شده و سعي در محو ونابودي آنها گردد صد البته كه باعث گسترش و تعميق دشمني ها خواهد گرديد.

با گذشت 28 سال از انقلاب اسلامي، دولتمردان ايران با سياست خوار شمردن مليتهاي ايران بخصوص سني مذهب ها وبه كنار نهادن آنها، انتظار برادري داشتن غير واقعي ميباشد. لازمه استحكام وحدت ملي و برادري مليتها نه با شعار هاي توخالي بلكه تنها در گرو متساوي الحقوق بودن انها در زمينه هاي سياسي، اجتماعي، و. .. ميسر ميباشد.

بار ديگر بايد تاكيد شود كه وحدت ملي و يكپا رچگي كشور، برادري وصلح در بين مردم در سيستمي دمكراتيك كه حق اشتراك تمامي مليتهاي ايران را با حقوق مساوي در تعيين وشركت حكومت تامين وتضمين نماید، نهفته است. سيستمي كه متعلق به ايدئولوژي و مليت خاصي نباشد و راي آزاد مردم را در تاثير گذاري بر تمامي شئون زندگي سياسي و اجتماعي مبنا قرار دهد. اكنون زمان آن فرا رسيده كه برخي از روشنفكران كه گاه به نعل می کوبند و گاه به ميخ بايد تكليف خودشان را با دمكراسي كه خواهان آنند مشخص نمايند. چون در شرائط فعلي دادن شعار دمكراسي کافی نیست، چرا که، حتي دولت مردان ج.ا نیز خود را "دمكرات ترين" مي دانند. معیار دمکرات بودن پای بندی عملی به اصول دمکراسی است. آن هم نه از فردا بلکه از همین امروز و از همین لحظه. در غیر این صورت دمکراسی طلبی، جز خود فریبی و نهایتا مردم فریبی چیز دیگری نخواهد بود.

بايد آنها بپذيرند كه استفاده ابزاري از برخي "مقوله"ها براي مشروعيت بخشيدن به برنامه هاي نا مشروع نه تنها كمكي به اعتمادسازي و وحدت ملي نمي كند، بلكه بر عكس باعث هر چه بيشتر بي اعتمادي ها و جدائي ها مي گردد. براي اينكه ثابت كنند حس برتري جوئي نسبت به ديگر مليت ها را ندارند، بجاي تهمت و افتراء به سايرين، تغهد عملی به دمكراسي ست كه تامين وتضمين كننده برابر حقوقي تمامي مليتهاي ساكن ايران در تمامي زمينه ها ميباشد و بس!