11
شهريور 1386
الف. سالاری
a.salary@hotmail.com
اتحاد
دموکراتیک
تنها آلترناتیو تاثیر گذاری بر روند مطالبات ملی ترکمن های
ایران
(2)
موجود موضع مشخص و روشنی
را ارائه نداده اند ولی تلاش های بسیاری از آنان را برای
بوجود آوردن اتحادی وسیعتر و تاثیر گزارانه، در دفاع از
حقوق ملی و دمکراتیک ترکمنها را می توان مثبت ارزیابی نمود.
متد ها و روش های
مقابله با بحران
برای غلبه بر این بحران، متدها و روش
های متفاوتی در پیش گرفته شده است که دقیقا برخاسته از طرز
اندیشه و طرز درک مجریان آن می باشد. می شود شیوه های جوابگویی
بر این معضل را با در نظر گرفتن طرز فکر مجریان آن تشریح
نمود. چنان که چندی پیش اشاره نمودم، در جهت تاثیر گزاری
بر فعالیت های ملی- دموکراتیک ترکمنها در ترکمنصحرا، گرایش
و یا طرز عمل واحد و مشخصی را نمی شود استخراج نمود. این
تنوع و اینگونه تفاوت نظرها، در شرایطی که امکانی برای تبادل
نظرها بوجود نیامده است، باعث گسستن مناسبات گردیده و روحیات
جمع ستیزانه و مایوس کننده و بدبینانه ای را نیز سبب گردیده
است. که در زیر به برخی از این زمینه هااشاره می نمایم.
1- برخی از فعالین سیاسی و فرهنگی
ترکمن که در گذشته به جریانات چپ تعلق داشته اند، مدتهاست
که به سازماندهی مستقلانه فعالیت ها، حول و حوش " مسئله
ملی" ترکمن ها باور دارند. این طیف هر نوع اشتراک عمل
و یا نزدیکی به این سازمان ها را رد می نمایند و در مقابل
آن حساسیت نشان می دهند ولی به دلیل تاثیر پذیری از فرهنگ
هژمونیستی گذشته، فراسوی بهتری را برای ایجاد مناسبات گسترده
تر نیافته اند و به جای ایجاد تشکلی ملی و فراگیر به فراکسیون
های تقابل آمیز و رقیب کشیده شده اند، که نه در جهت منافع
ملی ترکمنهاست و نه برای گسترش دموکراسی در ایران.
2- بدلیل گلوبالیسم و حضور فعال آمریکا
در منطقه و دخالت و تهدیدات آشکارانه آن علیه ایران، برخی
چنین تصور می نمایند که: دیر یا زود قدرت های خارجی رژیم
ایران را ساقط خواهند نمود و بر این اساس تبلیغ می نمایند
که از این موقعیت می بایستی نهایت استفاده را نمود. گرایشاتی
از این قبیل و کشیده شدن به دایره فعالیت های گلوبال قدرت
های بزرگ چنانچه در کشورهای همسایه به اثبات رسانیده است،
این خطر را دارد که به جای توجه به پتانسیل های واقعی جنبش
و بسیج نیروهای واقعا ملی و دمکرات، محافل و افرادی فرصت
طلب و منفعت جو، وارد گود گردیده و باعث بی اعتمادی مردم
گردند.
3- اتحاد وسیع و شعار "کنفرانس
ملی" نیز یکی از موضوعات تاثیرگزارنده در فعالیت های
ترکمنهای خارج می باشد. تا چندی پیش چنین تصور می گردید
که در حول محور "ستم ملی" می توان جملگی فعالین
سیاسی و فرهنگی ترکمن را در یک تشکل مجزا و مشخص سازماندهی
نمود. این گرایش هر چند به دلیل تعمیم ستم ملی و الزام توجه
بر حقوق ملی ترکمن ها، ظاهرا بسیار طبیعی بنظر می رسد ولی
از آنجایی که در اتخاذ سیاست ها و انتخاب تاکتیک ها، درک
ها و شیوه های عملکردی گوناگونی وجود دارد، نمی تواند درکی
چندان معقول و منطقی و همه گیر باشد. مراجعه به دیگر ملیت
ها و مشاهده مناسبات جاری در بین فعالین آنان نیز این موضوع
را روشن می نماید. تشکیل شدن محافل و گروهها و جمعیت های
برنامه دار در گام اول، بستری و زیر بنایی است برای بوجود
آمدن اتحادی عمومی تر.
تشکل های ملی با مناسبات
دمکراتیک، که توسط افراد سالم و انگیزه داری ایجاد گردیده
است، بدون شک همدیگر را کامل خواهند نمود و به وقت حاجت
به آلترناتیوی جامع و تاثیر گزار فرا خواهند روئید.
4- برخی از فعالین ترکمن در انتخاب
شیوه های فعالیتی و طرح شعارها، یا شاید از سلامت فکری و
انگیزه ای برخوردار نمی باشند و یا نیز چنین تصور می نمایند
که برای رسیدن به هدف؟! توسل بر هر تاکتیکی مجاز می باشد.
از یک طرف شعار تشکل ملی و مستقل می دهند و در همان آن،
با برخی تشکلهای سراسری که نخبگان آن اعتقادی به فدرالیسم
و حل دمکراتیک مسئله ملیت ها را در ایران ندارند، همکاری
می نمایند. موضع گیری های اینچنانی به جای خود باعث بی اعتمادی
دیگران به آنان می گردد.
5- عده ای نیز برای رهایی از بحران
پراکنده گی، سازمانی وسیعتر که در بر گیرنده گروه ها و محافل
ملی گرای؟ فعلی باشد .... را پیشنهاد می نمایند. به نظر
من این تدبیر نیز نمی تواند مشکلات موجود را ترفیع نماید.
اگر خیلی خوشبین باشیم، طرح چنین موضوعی، از آنجایی که نگرشی
نو و دمکراتیکی را در خود ندارد، فقط باعث دور زدن گفتگوها
و مناسبات سابق گردیده و نتیجتا باعث تلف وقت بیشتر خواهد
شد. اگر این نوع طرز اندیشه باعث موفقیت می گردید، امروزه
مشکلی بنام پراکندگی نمی توانست مورد نظر باشد.
تلاش های قیم مآبانه و انحصارگرایانه
با این درک، تاکنون نه تنها باعث برون رفت از بحران نگردیده
است بلکه بر مناسبات جاری نیز لطمات فراوانی را وارد نموده
است. در این میان آن گرایشی که مطلقا تمامی شکست ها را به
اسم دیگران مهر زده است، بیشترین لطمات را بر فعالیت های
دموکراتیک – ملی ترکمنها وارد نموده است.
برای رسیدن به یک اتحادیه وسیعتر،
چاره ای غیر از پذیرش گرایشات فکری گوناگون نمی باشد که
بجای خود به جوصله و زمان بندی بیشتری نیاز دارد. نمی شود
فرد و یا محفلی را به دلیل داشتن سمپاتی هایی و یا حتی عضویت
در یک سازمان سراسری ایرانی از جق مشارکت در فعالیت های
دموکراتیک وملی ترکمنها محروم نمود. این عمل درست مثل این
خواهد بود که مانع همکاری ایرانیان در احزاب اروپایی باشیم.
زیرا موضوعی که مطلقا اهمیت دار می باشد، نحوه موضع گیری
این احزاب در قبال مسئله ملی ما می باشد.
هر پنج مورد
اشاره شده و موارد پر اهمیت دیگری که قطعا در بین خواهد
بود به جای خود به چالش ها و رویارویی های جمعی بیشتری نیاز
خواهد داشت و کسانی که مدعی راه انداختن مناسبات گسترده
ای می اشند، نمی توانند به سادگی از کنار آن بگذرند. بدون
ایجاد مناسباتی دموکراتیک نمی توان صحبتی از دموکراسی نمود.
پرهیز از محور گرایی و در عوض متکی بر تجارب دمکراتیک امروزی
تنها آزمونی است برای تاثیرگزاری ها.