| 19 مرداد
1386
الف. سالاری
اتحاد
دموکراتیک
تنها آلترناتیو تاثیر گذاری بر روند مطالبات ملی ترکمن های
ایران
(1)
چند مدتی است که
جمعی از فعالین ترکمن در خارج به اشکال مختلف علاقه و
گرایش خود را به اتحادی وسیع تر و به تبع آن بوجود آوردن
فعالیت های موثرترنشان داده اند ولی در رسیدن به این مقصد
تا حدی ناموفق بوده اند. ناکامی در این روند که اساسا
برخاسته از نارسایی هایی موجود در بکارگیری نرم های دموکراسی
می باشد، کماکان بر روابط و مناسبات بین گرایشات مختلف
سایه انداخته است و تلاش های بسیاری از دست اندرکاران
را به خرده کاری و یا تک روی های کم تاثیر کشانیده است.
اما از طرفی علیرغم تحولات نامکفی در ایجاد این ضرورت،
تلاش های جسته و گریخته برای یافتن مکانیزمی که اتحاد
بیشتر و فعالیت های موثرتری را سبب گردد، کماکان ادامه
دارد......
با در نظر داشتن مجموعه مناسبات چند ده ساله و مشاهده
برخی از مسائل ظریف در این راه، می توان گفت که راه رسیدن
به این نقطه بسیار پیچیده تر از محاسبات و مفروضات خیرخواهانه
و خوشبینانه عده ای از روشنفکران و نخبگان ترکمن می باشد
و به پایه ای ترین مناسبات فکری و حتی رفتاری ِ مجموعه
دست اندر کاران فعلی مربوط میگردد. بدین خاطر برخی از
موردهایی را که به نظر می آید تلاشی در جهت رفع مشکلات
باشد در چند محور باز مینمایم و قضاوت در این مورد را
نیز به خود خوانندگان می گذارم. " باور داشتن به
حقوق یکپارچه و ملی ترکمن ها در ایران، ارتقای دموکراسی
در بین ملیت ترکمن و نهادی شدن سنت های دموکراتیک در بین
فعالین ترکمن، دو محور اصلی تر است که همت و کار بیشتری
را طلب می نماید."
الف-
ایدئولوژی و گرایشات آرمان خواهانه
یکی از بحث برانگیزترین موردی که تابحال به شکل نارسا
مورد توجه قرار گرفته است، برداشت های ما از "مسئله
ملی" و چگونگی پاسخگویی بدان در کشور چند ملیتی ایران
می باشد. تعلقات سیاسی و فکری طیف های وسیع تر روشنفکران
ترکمن به جریانات موسوم به "چپ" در گذشته، که
رفع ستم های ملی و فرهنگی را متاثر از پیاده شدن سیستم
سوسیالیستی تولید و رفع نابرابری های ااقتصادی در یک کشور
می پنداشتند، علیرغم نتایج تاریخی ببار آمده، بر توهمات
تعدادی در یافتن فرمولی مشخص و دموکراتیک در این عرصه
تاثیرات معکوسی را داشته است.
دموکراسی و فقدان آن در کشوری مانند ایران نیز، سوژه ای
شده است برای بسیاری از تشکل های سیاسی (سراسری) ایرانی،
این دسته از جریانات سیاسی ایرانی که از چپ های سابق تا
سلطنت طلبان و جمهوری خواهان پارلمانی را در بر می گیرد،
بر این تصور می باشند که تنها اکسیر و داروی نجات بخش
در ایران، پیاده شدن " دموکراسی" می باشد. این
جریانات به طور عمدی و یا شاید هم به سهو! چنین تبلیغ
می نمایند که واقعیت تبعیضات اتنیکی و دینی در ایران معلول
شرایط عینی می باشد و بدنبال استقرار دموکراسی در ایران
و تغییر نظام ولایت فقیه، نهادی شدن قانون و حقوق برابر،
تمامی شهروندان ایرانی، اعم از فارس و ترک و عرب و کرد
و...شیعه و سنی و مسیحی و بهایی زندگی مشترک و برادرانه
و برابر حقوق را خواهند داشت. البته بکارگیری این جملات
در شرایط فعلی که خفقان و ستم دینی و فرهنگی دمار مردم
ایران را..... در آورده است، در نوع خود مخالفتی را بر
نمی انگیزد و بقولی کسی نیست که با پیاده شدن دموکراسی
و نهادی شدن آن مخالف باشد، ولی نباید فراموش نمود که
"دموکراسی" نیز مانند مقولات دیگر قابل تفسیر
می باشد و همگان برداشت یکسانی را از آن ندارند. آن بهتر
است که سلطنت طلبان و جمهوری خواهان ایرانی به جای کلی
گویی ها؟! برنامه سیاسی مشخصی را برای رفع ستم های قومی
و مذهبی در ایران اعلام بنمایند.
ب- پلورالیسم و جمع گرایی
تجربه چند ده سال اخیر این موضوع را اثبات نموده است که
تمامی روشنفکران و متفکران سیاسی و فرهنگی موجود برای
تاثیرگذاری ها، به حمایت یکدیگر احتیاج دارند. گرچه تفکرها
و سلیقه ها در رویارویی با مسائل متفاوت می باشد ولی در
صورت بالا بودن پتانسیل ها می توان شرایط مثبتی را متصور
نمود. اگر همه مدعیان فعلی صرفا به سرنوشت غم انگیز نسل
نوین ترکمن در ایران بیاندیشند و در مقابل آن احساس مسئولیت
مشترکی را داشته باشند(همانند سی سال قبل)، بدون شک موفق
خواهند گردید.
مطرح شدن پلورالیسم صرفا شعار نمی باشد بلکه عمل و پراتیک
جمعی تری را طلب می نماید. کسانی به پلورالیسم پشت می
کنند که سلیقه ها و طرز رفتاری مورد نظر و مورد قبول خود
را از دیگران هم انتظار دارند. غافل از اینکه به تعداد
آدم ها... سلیقه ها و طرز فکر ها و حتی طرز رفتاری متفاوتی
وجود دارد که در حیطه حقوق شخصی آدم ها میباشد و قابل
رعایت می باشد. نمی توان از دیگران چه در عرصه سیاسی و
فرهنگی، چه زندگی خصوصی انتظاری دیگر داشت، در غیر این
صورت ادعای مناسبات پلورالیستی شعاری بیش نخواهد بود.
طیف های روشنفکری
ترکمن در خارج در دو اتمسفر متفاوت بسر می برند، برخی
بر این تصور می باشند که تشکل های ملی و مستقلی را بنام
ترکمنان سازمان داده اند! و برای تاثیرگذاری بیشتر، فقط
به اتحاد جبهه ای نیاز دارند.
برخی نیز که بر کم و کیف فعالیت های موجود انتقاد دارند
و ادعاهای از این قبیل را در فرموله کردن مسائل ملی و
فرهنگی جنبش ملی – دموکراتیک، نارسا و جدای از سرنوشت
و نیازهای واقعی جامعه ترکمن ارزیابی می نمایند، کماکان
بر فعالیت های روشنگرایانه ِ بیشتر و تعمیق و نهادینه
شدن دموکراسی تاکید می ورزند و سیمای دیگری را برای فعالیت
ها در تجسم دارند. البته در کنار این واقعیات، پاسیویسم
و تاثیرات معکوس و منفی آن را نیز نمی توان از نظرها دور
داشت.
جدا از نقطه نظرات طرفین، واضح است که درصد بیشتر روشنفکران
و فعالین سیاسی ترکمن در یک وضعیت پراکنده بسر می برند
که مطلقا به نفع جنبش ملی – دموکراتیک ترکمن ها در ایران
نمی باشد. بنا بر این، ایجاد مناسبات جمعی و بوجود آوردن
فضایی که باعث نزدیکی و همفکری باشد، به ضرورتی اجتناب
ناپذیر تبدیل گردیده است. این مناسبات به اعتقاد من از
دامنه وسیع تری برخوردار خواهد بود و حتی الامکان فعالین
صادق و با پشتکار را در بر خواهد گرفت، ولو آنکه زمان
و حوصله بیشتری را به خود اختصاص بدهد.
a.salary@hotmail.com
|