تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com

|

21 شهريور 1386
جليل گ.

در بارة پراكنده گي ما


پراكنده گي موجود در بين روشنفكران تركمن همانند ساير نيرو هاي ملي وسراسري اپوزيسيون ج.ا صرفا ناشي از شرائط ملي و عوامل خارجي نبوده،بلكه بر ميگردد به درك ما از تشكيلات وكار تشكيلاتي ،هدف و وظايف آن در خارج از كشور، اشكال تاثير گذاري بر روند جريانات منطقه!
اگر كارنامة نزديك به 20 سال مهاجرت به اروپا در رابطه با مبارزه با پراكنده گي را ورق بزنيم،عليرغم تلاشهاي فردي وجمعي ميبينيم كه بيلان با ارزشي ارائه نداده ايم .پر واضح است كه با پراكنده گي حاكم در بين نيروهاي تركمن امكان تاثير گذاري در روند تحولات منطقه وجود نخواهد داشت.
اكثر فعالين تركمن علل اين پراكنده گي ها رادر نشستها ي خصوصي و عمومي شان از زوايا ي گوناگون بيان ميكنند ولي متاسفانه اين نظرات به صورت نوشتاري كمتر وجود دارد تا سنديت يافته، تا با نقد سازنده بتوان انرا بارور و تكميل نمود.تلاش ميكنم از زاوية ديد خود به ان بپردازم:
انحصار طلبي يكي از دردهايیست كه هميشه گريبانگير ما بوده وهنوز هم با جان سختي به حيات خود نه تنها در بين ما بلكه در بين تمامي نيرو هاي سياسي ادامه مي دهد.نگرش به كساني كه غير از خود مي انديشند،بنام "خودي" و غير"خودي" یعنی بيماري كه فقط مختص حاكمان ج.ا به سبب بر خورداري از قدرت به آن مبتلا هستند نبوده، بلكه در مورد ما هم كه فرياد دمكراسي و آزادي خواهيمان گوش فلك را پر كرده بخاطر اينكه 4تا 5نفر از همفكران خود را بنام "سازمان" بدور خود جمع كرده ايم شامل مي شود.
متاسفانه بركات دموکراسی به درستي در بين ما درك نشده است.آزادي ودمكراسي در فرهنگ و باور ما بسان دیگر ايرانيان، وحتی بسان عموم ملتهاي خاور ميانه بسيار غريب مي باشد.ملتهاي ما به استبداد راغب تر از آزادي طلبی بوده اند،از اينجهت بعد از انقلاب بهمن، مردم وحتي برخي از سازمان هاي"چپ" به شعارهاي تو خالي روحانيت در حمايت از "مستضعفين" بيشتر گرايش داشتند تا به تلاشهاي بازرگان براي استقرار شکلی از دمكراسي در ايران.و يا يكي از علل انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري، بي اهميت بودن مقوله آزادي هاي سياسي واجتماعي براي توده هاي ميليوني شهر وروستا بوده است.
ما خود را دمكرات وآزاديخواه مي دانيم وفكر ميكنيم دمكراسي را شناخته ايم ولي ابراز عقايد و نظرات ديگران را قبول نداشته وبر هر ايراد و انتقادي كه بر نظرات و يا تشكيلات ما ميشود بيرحمانه تاخته ايم ...
صرف نظر از شعارهاي"وحدت طلبانه " با پزهاي دمكرات منشانه، هميشه با روحيهء هژموني طلبانه با ديگران برخورد شده است. در واقع ما خواهان آن ائتلافي هستيم كه ديگران نظرات و برنامه هاي ما را قبول بكنند و زير چتر برنامه هاي ما بروند يعني من با كسي اتحاد واتفاق دارم كه نظرات وانديشه هاي مرا تائيد نمايد.!
آنهائي كه خواهان اتحاد وائتلاف اند بايد بپذيرند،براي اينكه عرصه براي قدمهائي بجلو باز شود در ابتداء چند قدم عقب گرد نمود. بايد بپذيرند كه هيچ فرد و يا سازماني بخودي خود گسترش پيدا نكرده و براي نيل به اهدافش حتما به اطرافيان خود تكيه كند. نخبگان هر خلقي بايد از تجربيات تاريخي ساير احزاب و سازمان هائي كه با حذف فيزيكي ونظري مخالفان خود چه ضرباتي بر خود و جنبش وارد آورده اند، بياموزند .بايد از اين تجارب درس گرفته و تلاش نمايند تا اين اشتباهات تكرار نگردد،بايستي از اهرم ها و مكانيزم هاي اتحاد وائتلاف هاي احزاب كشورهاي اروپائي استفاده نمايند.بايد آموخته شود كه چگونه آنها برخي مواقع از مواضع خود عقب نشيني ميكنند تا به ديگران نزديك شوند.
بر برخي از فعالين برون مرزي ما ،توهم ايجاد شده كه تنها متفكريني هستند كه بار تمامي مسئوليتها بر دوش آنهاست وسعي در خدا گونه جلوه دادن خود هستند،خود را رهبر بلامنازع مردم تركمن دانسته،رسالت خود مي دانند كه از طرف مردم تصميم بگيرند،نام تركمنصحرا را به تركمنستان جنوبي تغيير داده،پرچم ملي تعيين نمايندو .... ،بدون احساس مسئوليت از اينكه اين سياستها در جنبش آزاديخواهانه مليتهاي ايران چقدر وحدت برانگيز ويا تفرقه افكنانه خواهد بود و چه اندازه با اتخاذ شعارها و سياستهاي نسنجيده واحساسي از همسو گشتن مبارزات مردم تركمن باجنبش آزاديخواهانهء سراسري جلوگيري خواهد نمود.؟
در ثاني رهبران و سازمان دهندگان را نميتوان از مبارزات روزانهء مردم در مقابل قدرتمندان مجزا بررسي نمود.
هر خلقي در تاريخ خود رهبران خود را پرورش داده است تا مبارزات عدالتخواهانهء آنها را سازماندهي و رهبري نمايد.تركمنها هم از اين قاعده مستثني نبوده و طبيعتا ، رهبراني را كه با مسائل ومشكلات جامعه آشنائي دارند در پيچ وخم هاي مبارزاتي خود تربيت كرده و خواهد نمود.مردم در زندگي روزمره به آنها جايگاه ويژه و معيني ميدهد تا بر جريانات اجتماعي وسياسي تاثير گذار باشند.كساني كه ناظر جريانات بعد از انقلاب در تركمن صحرا بودند بايد آموخته باشند كه جنبش در منطقه ،رهبران راهمراه وهمگام با مردم در بطن جامعه تربيت نمود تا به سازماندهي مبارزات آنها اقدام نمايد. اگر ما نيروهاي برون مرزي اين اصل را بپذيريم واقعي تر فكر كرده،واقعي تر تصميم گرفته واقعي تر عمل خواهیم نمود.
يكي ازمسائل مهم ديگري كه ميتواندبر شكل گيري "اتحاد"ويا "ائتلاف"هاتاثير بگذارد ،استنباط هاي گوناگون از"تاثيرگذاري نيروهاي خارجي بر روند رويدادهاي سياسي ايران ميباشد يعني اپوزيسيون ج.ا تا چه ميزان در رسيدن بر اهداف خود بر عوامل خارجي تكيه مي نمايد.چرا كه هر زمان موضع گيري هاي امريكا عليه ج.ا شديد تر شده ومسئلهء دخالت نظامي مطرح گشته همزمان بر جنب وجوشهاي اپوزيسيون افزوده شده است.تفكري در برخي از مخالفين ج.ا بخصوص در بين سازمانها وگروههاي وابسته به اقليتهاي ملي ومذهبي وجود دارد كه آزادي ايران و رهائي مردم رادر حملهءنظامي آمريكاميبيند.اين انديشه اعتماد به نفسي به خويش را از دست داده وبجاي تكيه به قدرت مردم، به كمكهاي نيروئي چشم دوخته است كه، نه تنها كمكي براي دمكراسي ،عدالت اجتماعي،حقوق مليتها نخواهد نمود، بلكه خطرناك خواهد بود.شناخت مسائل وراه حلهاي ان ابزار خاصي را مي طلبد،تجربه ثابت كرده كه يكي از اين ابزار ها اموزش علوم اجتماعي وسياسي است.روشنفكران ما تنها در پرتو اين تجهيزات علمي ميتوانند به دستاوردهائي در زمينه ءاتحاد ها اميدوار باشند.اگر اين دوستان باور ها،وذهنيات كهنه اي را كه شكل گرفته نشكسته وواقعيات و قانون منديهاي جامعه را بدرستي درك نكنند و همچنان بر موضع خود پافشاري كرده ودلشان را به امضاء گهگاهي خود در پاي اطلاعيه هاي حزب دمكرات كردستان خوش كرده ونقش سياهي لشگر را براي آنها بازي نمايند و در نهايت به گروهي تبديل خواهند شد كه مردم ما و ساير جريانات اپوزيسيون و مجامع بين المللی روي انها هيچ حسابي باز نخواهند کرد و بدین سبب نیز نقش یک نیروی تحول گرا و دموکراتیک را بازی نخواهند کرد.