6
خرداد 1386
جليل گ.
ضرورت
نها دينه شدن فزهنگ نقد
يكي از عوامل عمدهء شكوفائي علم وانديشه و انكشاف يك جامعه،
رونق گرفتن مباحثات علمي و تبادل افكار ميباشد، مشروط بر
اينكه اين مباحثات در فضائي مناسب، با شيوه هاي سالم و سازنده
پيش برده شود. رسانه های گروهی و نخبگان در اين عرصه با
ايفای نقش درست و اصولي براي يافتن حقيقت، بخصوص حقيقتي
كه هميشه با ابهامات و پرسش هاي متعددي همراه بوده، بدون
تعصبات خشك و منجمد عرصه رشد انديشه هاي نو و جامعه را فراهم
نمايند.در فضاي مسموم افراد اهل فكر و قلم يا خانه نشيني
را انتخاب مي كنند يا اگر واردميدان شوند از ترس لجن مال
شدن دست به عصا حركت كرده و خود سانسوري اختيارمي كنند.تمامي
علوم با بهره گیری از نگرش نقادانه مي توانند در مسير رشد
و بالندگي حركت كنند و یکی از ننایج آن قرار گرفتن جامعه
در مسیر تعالی و ترقی است.
يك فرد هر چقدر زیرک
و با هوش و حتي نابغه باشد نمي تواند از خطا ها مبرا باشد،
ولي
اين خطا ها را با نقد كردن ميتوان تصحيح نمود. هر چقدر نقادي
انديشمندانه، متواضع و يا خير خواهانه و اصلاح گر باشد كاروان
دانش و حقيقت يابي و روشنگري بر سرعتش افزوده شده سير تعالي
را پيش مي گيرد. برعكس اگر نقد با هدف نفي وتخريب انديشمندان
صورت گيرد ، علم در جازده و ركود وانزوا بر انديشه هاي جستجوگر
و بالنده
حاكم خواهد گشت.
مي توان ادعا كرد كه
تمامي پديده هاي اجتماعي، سياسي، تاريخي و غیره تا به امروز
هميشه ازدو طرز تفكر تاثير پذيرفته است. يكي در تلاش بوده
كه با ايجاد دگرگوني،
نوآوري كند، تفكر ديگر هميشه در مقابل اين دگرگوني و نوآوري
مقاومت و كارشكني
كرده است.
پديدهء نوآوري ونوانديشي
يعني تجديد نظر در شيوهء نگرش هميشگي به مسا ئل،
بررسي و نگرش پديده هاو توضيح آن بدون خود سانسوري كه سابقا
مرسوم نبوده
و برخا از طرف عموم قابل پذيرش نبوده است.از براي آن، همگام
با واقعيتها و با شهامت
براي دستيابي به حقيقت و باز كردن گره هاي ناگشوده، می بایستی
گام بر داشت.
البته طبيعي ست كه اين شيوه با مقاومت وكار شكني هایی نیز
رو برو خواهد شد.
نگرش احمد مرادي در
مقالهء تحقيقي"بحثي پيرامون جنبش مقاومت تركمنها عليه
رضا خان" بر خلاف نگرش هاي يكجانبه در قالب هاي كهنه
وتكراري، نگرشي نو ،نقادانه و تحليل گرايانه، براي دستيابي
به نتايجي كه ميتواند آموزنده باشد، ارائه داده است. البته
در نوشتهء احمد مرادي حتما خطا ها و كاستي ها ئي وجود دارد
و بايستي اين خطا ها نه با پرخاشگري و "قلم شكني"
بلكه با نقد سازنده وتكميلي از طرف محققين در اين عرصه تصحيح
گردد.
البته دستيابي به حقيقت
در رمينه مسائل تاريخي كار بسيار دشواري است. زيرا عمدتا
مشا هدات و يا گفته های راويان حوادث نقش تعيين كننده اي
در تاريخ نگاري ايفای مي كند، اگر آنها گرفتار يكجانبه نگري
و يا غرض ورزي شوند و يا حتي خود تاريخ نويسان و محققين
نیز جانبدارانه و با تعصب خاصي براي اثبات واقعه بخصوصي
عمل بكنند به روشن شدن حقيقت کمکی نخواهند کرد. بنابراين
اساسا گزارش هاي معتبر، همراه با شرائط ويژه ان دوره را
بايد ملاك قرار داد.هر واقعه تاريخي حامل تجربيات و درسها
ي ارزشمندي براي نسلهاي آينده مي باشد،تبحر يك روشنفكر ِ
نو انديش و تحول گرا، بيرون كشيدن اين تجربيات از دل تاريخ
مي باشدآموزش و تجربیاتی که طبیعتا در جهت ساختن آينده است.