تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com

|

جلبل گ./ 5 آبان 1386

صف بنديهاي سياسي پیرامون مسئله ملي !

پاسخ به خواسته ها و مطالبات مليت هاي ساكن ايران در حال حاضربه يكي از پرتنش ترين چالش هاي اجتماعي وسياسي اپوزيسيون جمهوري اسلامي بخصوص، اپوزیسیون برون مرزي شده است. امروز هيچ كنفرانس و نشست سياسي در خارج از كشور، بدون پرداختن به مسائل " اقوام " پايان نمي پذيرد. رويكرد به مسائل ملي و يا " قومي " هر روز ابعاد گسترده تري را پيدا كرده و مجامع بيشتري را بخود جلب ميكند.

متأسفانه فضای حاکم بر اپوزيسيون خارج از كشور در رابطه با حل مسئله ملیت های ساکن ایران، آغشته و كاملا متشنج و جنگي است. صف بنديهائي بين دو گروه بظاهر يكي خواهان حمله نظامي امريكا و تجزيه ايران و ديگري مخالف حمله امريكا و حفظ "تماميت ارضي ايران "، بوجود آمده است.

ميز گرد پالتاكي در 20 اكتبر با نام " نه جنگ، نه جمهوري اسلامي ،نه تجزيه ايران " در اتاق پالناكي تلاش در راستاي تشديد اين صف بنديهاست كه با دعوت از سلطنت طلباني چون داريوش همايون ،محمد اميني ودمكرات و جمهوري خواهاني چون علمداري تا چپ هائي مانند مجيد عبدالرحيم پور كه با هدف توهين و افتراء به روشنفكران و جريانات ملي- منطقه اي و ايزوله نمودن آنها در جنبش سراسري كه عليه جمهوري اسلامي مبارزه ميكنند ، برگزار شده بود. سازماندهندگان اين نوع ميز گرد ها عمدتا نيروهاي وابسته به سلطنت طلب ميباشد كه به بهانهء مبارزه با " تجزيه طلبي " آگاهانه سعي در انحراف مبارزات اپوزيسيون ج.ا و ايجاد اختلاف و دو دستگي در بين نيروهاي طرفدار دمكراسي، صلح، حقوق بشر، رفع تبعيضات از اقوام و مليت هاي تحت ستم و... مي باشد. تلاش ها و تبليغات اين دسته كه خواهان برتري هميشگي ملت فارس بر ساير ملل ساكن ايران بعنوان ميراث داران عظمت ايران باستان با " تاريخ و فرهنگ كهن 2500 ساله ، آنچنان كار ساز و موثر بوده كه حتي برخي از نيروها يا سازمانهائي كه سالها بر عليه شوونيزم ، تبعيضات ملي و براي برابر حقوقي انسانها مبارزه مي كردند را دچارترديد قرار داده و حتي برخي را آلت دست خود نموده است. نيروهاي دمكرات از ترس شانتاژهاي جريانات شوونيستي از اتهام همكاري با " تجزيه طلب ها " سياست سكوت وخاموشي را پيشه كرده اند كه صد البته تاريخ آنها را بخاطر همسوئي با راست ترين و نژاد پرستانه ترين افراد وتشكل ها نخواهد بخشيد.
آنها در اين راه از ضعف نظري نوشتجات و مقالات برخي از گروههاي نو بنياد مليتهاي تحت ستم كه بدون انديشه وتفكري قوي در خارج از كشوربوجود آمده اند نهايت بهره برداري را ميكنند.
محمد اميني از سلطنت طلبان دو آتشه در رابطه با احتمال حملهء نظامي امريكا مي گويد: " امريكا تصميم جدي براي حمله به ايران را ندارد ، برخي از گروههاي تجزيه طلب مشوق امريكا براي حمله مي باشند. آنها ( احزاب ملي- منطقه اي ) به كاخ سفيد توصيه ميكنند كه در صورت حمله نظامي، مناطق ملي كه اكثريت جمعيت ايران راتشكيل مي دهند يكباره عليه ج. ا شورش كرده ودر مدت كمي آنرا سرنگون خواهند نمود " . تو گوئي كه سياست خارجي امريكا را احزاب مناطق ملي تعيين ميكند و كاخ سفيد منتظر است كه آنها چه پيشنهادي مي دهند تا بلا فاصله دست به كار شود.

اتهام " تجزيه طلبي" و " نوكربيگانه" موضوع امروز نبوده ، بلكه چه در زمان رژيم سابق و چه رژيم كنوني هر زمان كه مليتهاي تحت ستم ، روشنفكران و روزنامه نگاران بر خواستهاي آزاديخواهانهء خود اصرار مي كنند مورد اين اتهامات قرار ميگيرند.

علت اصلي نگراني و " مخالفت" سلطنت طلبان ريز ودرشت از حمله نظامي امريكا نه بخاطر نابودي كشور توسط بمب هاي امريكائي ،بلكه خلاء يك آلترناتيو مناسب براي امريكا بعد از جمهوری اسلامي است كه علاوه بر تأمين منافع امريكا مورد قبول مردم ايران باشد كه در شرائط فعلي اين آلترناتيو شامل حال سلطنت طلبها نمي باشد. در نبود اين آلترناتيو، با فلج شدن نيرو وامكانات نظامي جمهوري اسلامي در اثر بمباران هاي امريكا، بر نيروهاي مناطق ملي فرصتي پيش خواهد آمد تا با تشكيل حكومت هاي محلي خود درتشكيل اين آلترناتيو نقش بسرائي ايفاء نمايند، در نتيجه امكان بي كلاه ماندن سلطنت طلبان وجود دارد، وگرنه نوكري براي بيگانگان براي داريوش همايون ها و اميني ها وظيفه تلقي گشته و هر آن حاضرند نقش چلبي ها را در صورت خواست امريكا ايفاء نمایند.

صحبت از دولت چند مليتي و كشور چند زبانه در عصر گلوباليزم حرف تازه اي نيست. دنياي مدرن سال هاست آنرا شناخته و پذيرفته است، ولي متاسفانه داريوش همايون ها و همفكرانش هنوز حاضر به قبول واقعيات نيستند.
تفكري كه معتقد است تقسيم قدرت در بين مناطق مختلف ايران " وحدت ملي " و " تماميت ارضي " را به مخاطره مي اندازد در دنياي امروز جائي ندارد.
مشروطه طلبان تا جمهوري خواهان و " چپ " ها ئي كه سينه شان را براي تماميت ارضي ايران و وحدت ملي ايرانيان چاك نموده اند بايد بپذيرند كه : تماميت ارضي و وحدت ملي با شعارهاي تو خالي ويا توهين و افتراء به نيروهاي ملي، احزاب وسازمانهاي وابسته به مليتهاي تحت ستم تأمين نمي گردد، بلكه بايد اين امرآگاهانه، داوطلبانه و خواست عمومي مليتهاي ساكن ايران باشد. براي اين منظوربايستي بسترهاي مناسب آنرا پديد آورد. اراده وخواست تمامي مليتهاي ايران براي همزيستي برابر حقوق نه با بي اعتمادي به آنها با ايجاد فضاي زهر الود و شك و گمان باشمردن آنها بعنوان " تجزيه طلب"، "عاملين بيگانه" ، نه با تفكر ايجاد حاكميت تمركز گراو برتري طلب و ناديده گرفتن حقوق آنها، بلكه قبول كثيرالملله بودن ايران و پذيرش حق تعيين سرنوشت برای آن ها ميباشد( ولازمهءتعيين شكل آن رأي مردم است)

در خاتمه بجاست تاكيد گردد كه نيروهاي طرفدار دمكراسي و حقوق بشر كه خواهان برقراري جامعه اي دمكراتيك و دور از تبعيض و بي عدالتي هستند، در شرائط فعلي در آستانه انتخاب قرار دارند.
يا بايد در صف نيروهاي برتري طلب قرار گرفته و همانند رژيم هاي سابق و فعلي، سياست آسيميلاسيون، تبعيض و سركوب در قبال اقليت هاي ملي را پیش ببرند، و با با اتخاذ سياست هاي مماشات گرانه در مقابل تبليغات شوونيستي، توهين وافتراء به ملل غير فارس سكوت اختيار گيرند. و عملا سیاست های غیر انسانی و غیردمکراتیک را تأیید نمایند.
ويا برعليه سياستهاي آنها مبارزه اي قاطع و بدون حسابگري هاي سياسي، در جهت برابر حقوقي تمامي مليتهاي ساكن ايران تلاش ومجادله نمايند. نمي توان گاه به دفاع از آرمانهاي " اقوام" بر خاست ودست دوستي به جريانات ملي- منطقه اي دراز نمود و بعضا" لبخندي به آنطرف زد وچراغ سبزي نشان داد.