|
آ.سارلي/
15 آبان 1386
کنگره
ملیت های فدرال ایران به دنبال چیست؟
چندی قبل
کنگره ملیت های فدرال ایران که متشکل از چند حزب و جمعیت
مخالف جمهوری اسلامی و طرفدار سیستم فدرال در ایران است
بیانیه ای را در محکومیت عزم ترکیه برای ورود به شمال
عراق صادر می کند.
این بیانیه با پیگیری احزاب و جمعیت های ترکمن و آذری
عضو کنگره از لیست بیانیه های کنگره ملیت های فدرال حذف
می شود و همین امر باعث اختلاف بین اعضای ترکمن و آذری
داخل کنگره با اعضای کرد این تشکل گردید.
احتمال می رود "کنگره ملیت های فدرال ایران"
این بیانیه را تحت درخواست و فشار احزاب کرد خارج از ایران
صادر کرده باشد. ولی سئوال مهمی در این میان پیش می آید
و آن هم این است که دامنه فعالیت های این کنگره تا کجاست؟
آیا این تشکیلات، تشکیلاتی است که به دنبال تحقق اهداف
در داخل مرزهای ایران است یا به خود حق می دهد در امور
کشورهای دیگر هم دخالت کند؟
به نظر می رسد این بیانیه چندان با واقعیات جاری و تحولات
منطقه ای سازگار نیست و منصفانه نگاشته نشده است.
1 - ترکیه چند هفته ای است که صحنه بمب گذاری ها، ترورهای
کور و فعالیت های تروریستی حزب غیرقانونی و جدائی طلب
پ.ک.ک شده است. شمال عراق لانه امنی برای تروریست های
پ.ک.ک شده است و کسی نمی تواند حمایت های آشکار امثال
بارزانی و طالبانی را از جدائی طلبان پ.ک.ک انکار کند.
آیا "کنگره ملیت های فدرال ایران" از کشتن انسانهای
بی گناه، گروگان گرفتن سربازان یک کشور و جدائی طلبی حمایت
می کند؟
آیا می توان سنگ ها را بست و سگ ها را آزاد نگه داشت؟
آیا از نظر آن تشکیلات، ترور خوب و بد دارد و آیا ترور
توسط اعضای پ.ک.ک از نظر احزاب عضو، جزء ترورهای خوب محسوب
می شود!؟
آیا کنگره، از فعالیت پ.ک.ک که توسط دنیا به عنوان یک
تشکیلات تروریستی شناخته می شود حمایت می کند؟
2- کنگره ملیت های فدرال" اعلام می دارد که خواهان
تجزیه ایران نیست. اما از مقابله ترکیه در برابر گروههای
تجزیه طلب و تروریستی پ.ک.ک و بال ایرانی آن(پژاک) حمایت
می کند. حزب حیات آزاد کردستان به دفعات از تجزیه ایران
سخن گفته است و این خلاف اصول "کنگره ملیت های فدرال
ایران" است که به دنبال فدرالیسم است نه تجزیه
3- ترکیه یک کشور لائیک است. شرایط کردها در ترکیه کاملا
متفاوت از جمهوری اسلامی است. در ترکیه، هر شهروند آن
کشور خواه ترک، خواه علوی، خواه کرد می تواند در فعالیت
های سیاسی، اجتماعی شرکت کند و به تمام پست های موجود
در سیستم دولتی و حکومتی دست یابد. در این زمینه در ترکیه
منعی وجود ندارد. اما در ایران، طبق قانون اساسی آن، برای
کسب کرسی ریاست جمهوری باید شیعه بود. طبق قانون نانوشته
جمهوری اسلامی، حتی استانداران مناطق سنی نشین (کردستان،
بلوچستان، ترکمن صحرا، خراسان جنوبی و...) استاندار شیعه
دارند و هیچ وزیر سنی در کابینه حضور ندارد.
در ترکیه، به دفعات شاهد حضور کردها در ارکان حکومت (نخست
وزیر، وزیر، استاندار و شهردار) هستیم.
در جمهوری اسلامی، مناصب بر اساس مذهب و ملیت داده می
شود و به خاطر همین کردها، عرب ها، ترکمن ها، ترکهای آذری
و بلوچ ها همیشه با محرومیت مضاعف رو به رو هستند.
در جمهوری ترکیه، مناصب نه بر اساس نژاد تقسیم بندی می
شوند و نه بر اساس دین. در آن جمهوری، یک نرک نژاد همان
حقی را دارد که یک کرد یا علوی یا ارمنی.
از این رو دموکراسی مبتنی بر لائیسم ترکیه باید به عنوان
نمونه پیش چشم تحول خواهان ایرانی قرار بگیرد.
هم اکنون ترکیه، سرمایه گذاری های فراوانی در جنوب شرق
آن کشور می کند. منطقه ای که پ.ک.ک می خواهد آنرا از ترکیه
جدا سازد! بسیاری از مردم کرد به دست همین گروه پ.ک.ک
کشته شده اند و مردم کرد، هیچ وابستگی به پ.ک.ک ندارند.
نیاز آنها آرامش کشور است و امنیت، آنها آینده ترکیه را
آینده خود می دانند.
باید منصفانه قضاوت کرد. "کنگره ملیت های فدرال ایران"
در همان دامی افتاده است که گروه تروریستی پ.ک.ک آنرا
پهن کرده است. آنهم به دنبال کشیدن مباحث نژادی است. مباحث
نژادی در جمهوری ترکیه جائی ندارد. هرکس که وطن و تمامیت
ارضی آنرا به رسمیت بشناسد حق دارد از حقوق شهروندی برخوردار
باشد و هیچ کسی به هیچ بهانه ای نمی تواند آن حق را از
یک هموطن دریغ کند. دموکراسی مطلوب نیز همین است.
کنگره باید به دنبال آن باشد که چنین سیستمی در ایران
نیز پیاده شود. ضمن آنکه حق مبارزه با ترور را برای ترکیه
محفوظ بداند. چرا که اگر غیر از این باشد، اهداف کنگره
زیر سئوال خواهد رفت و احتمال استفاده ابزاری از کنگره
باعث فروپاشی آن خواهد شد.
asarlitm@mailas.com
|