| 7
شهريور 1386
جليل
گ.
باز
انتخابات و سياست ما در قبال آن
در آخرين انتخابات رياست جمهوري، بخش عمده اپو زيسيون
برون مرزي همگام با برخي از تشكلهاي دانشجوئي مانند دفتر
تحكيم وحدت و بخش اندكي از تشكلهاي روشنفكري داخل كشور،
بخاطر غير دمكراتيك بودن انتخابات و همچنين به بن بست
رسيدن سياست اصلاح طلبان اقدام به تحريم آن نمودند.
بعد از گذشت دو سال
از انتخاب احمدي نژاد كه با حمايت گسترده حزب پادگاني
و ولی فقیه انجام پذيرفت، ميتوان به عملكرد دولت در اين
مدت نظر كوتاهی انداخت
از فرداي سر كار امدن، جريان راست افراطی براي باز پس
گرفتن دستاوردهاي هشت ساله دولت اصلاحات گام به گام حركت
نمود. در اين راستا حلقه محاصره را بر روزنامه نگاران،
فعالین حقوق بشر، فعالين دانشجوئي، زنان و ساير فعالين
اجتماعي و سياسي هر روز تنگ تر نمود. تا کنون هر گونه
حركت اعتراضي مردم را با خشونت تمام در هم كوبيده و براي
زهر چشم گرفتن از انها موج اعدام ها را براه انداخته است.
در درون اصلاح طلبان در نتيجه فشار برآنها، ارايش نيرو
بسود محافظه كاران تغيير پيدا كرده بطوري كه در عرض دو
سال از مواضع راديكال خود عقب نشيني نمود اند. بر اين
اساس در مقابل راست افراطي ائتلاف رفسنجاني ـ كروبي ـ
خاتمي در حال شكل گرفتن است.
بعد از انتخاب احمدي
نژاد، طرفداران سياست " تحريم انتخابات" با
غرور اغلام کردند که با روی کار آمدن دولت "راست
افراطي"، بر موج نارضايتيها افزوده شده و جنبشهاي
اعتراضي گسترش يافته و حكومت نیز قادر به كنترل ان نخواهد
بود. تغيير شرائط بين المللي و داخلي كشور امكان تعرض
به دستاوردهاي دمكراتيك مردم را به دولت نخواهد داد.
لازم به ياد آوريست
كه عدم شركت قريب به 20ميليون نفر در انتخابات رياست جمهوري
را نميتوان دال بر لبيك گفتن مردم به تحريم كنندگان انتخابات
دانست، زيرا در هر كشوري حتي در آزادترين و دمكراتيك ترين
آنها هم در صد زيادي از مردم در انتخابات شركت نمي كنند،
مثلا" در انتخابات پارلماني اخير آلمان 77% مردم
در انتخابات شركت كردند و يا در انتخابات پارلماني سال
2003سوئيس فقط 46% مردم در آن شركت داشتند.
پس عدم شركت 20 ميليون نفر در انتخابات رياست جمهوري ايران
را نميتوان به حساب فرا خوان به تحريم يكسري از دانشجويان
در داخل و اپوزيسيون خارج از كشور نوشت.چون آنها داراي
انچنان پايگاه اجتماعي در داخل نمي باشند كه بر روند انتخابات
و نتيجه آن تاثير گذار باشند.
شعار" تحريم
انتخابات" و بجاي آن طرح شعار "رفرندام"
براي تعيين شكل حكومت از اشكال مبارزه متمدنانه ايست كه
مقبول اكثر نيروهاي دمكرات برون و درون مرزي ميباشد.ولي
در شرائط كنوني نه حاكميت داوطلبانه حاضر است كه آن را
بپذيرد و نه موقعيت اپوزيسيون آنچنان است كه با بسيج همگاني
بتواند ولي فقيه، دولت، مجلس خبرگان، و... را مجبور به
پذيرش اين رفرندام نمايد. تاكتيك افشا گري غير دمكراتيك
بودن انتخابات و تحريم آن در مقطعي امكان پذير است كه
امكان عملي شدن اين تاكتيك عيني و واقعي باشد و آن نیز
امكان پذير نیست مگر اينكه اپوزيسيون از نيروي كافي براي
بسيج مردم برخوردار باشد.
برخي از طرفداران
سياست تحريم، معتقدند كه اصلاح طلبان كه از هرم قدرت رانده
شده اند، انتخابات را بعنوان اهرمي براي رسيدن مجدد به
قدرت و سهم بري از آن استفاده می کنند، و با مطرح كردن
شعار هاي فرعي تلاش در جلب اعتماد دوباره مردم مي نمايند
تا مبارزه مردم را از مسير اصلي خود منحرف سازند. تا بدین
ترتیب ج. ا چند صباحي دگر به حيات ننگين خود ادامه دهد.
طرفداران این نظر متاسفانه به اين توجه نمی کنند که برآورده
شدن خواسته هاي فرعي يعني آزاديهاي اجتماعي، سياسي(گرچه
محدود) براي دانشجويان، زنان، ملیت های تحت ستم، كارگران
كه آنها بتوانند براي بدست آوردن خواسته هاي اصلي، يعني
ايجاد تحولات دمكراتيك به سازماندهي نيروهاي خود بپردازند،
زيرا هر تحولي با دمكراسي و آزاديهاي سياسي واجتماعي امكان
پذير مي باشد.
كساني كه در انتخابات رياست جمهوري اخير سياست تحريم را
بر گزيدند در عمل به "راست افراطي" ميدان را
خالي نمودند تا آن ها به راحتی به آزاديهاي اجتماعي و
سياسي هجوم ببرند.
|