تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com

|

آزاد ت./ 29 مهر1386


ا حتمال حملهءنظامي امريكا و سياست ما !

در روزهاي اخير بحث خطر حمله نظامي امريكا در محافل ايراني بخصوص اپوزيسيون برون مرزي جمهوري اسلامي دوباره اوج گرفته است. تا كنون اكثر دولتمردان ج. ا . بر اين باور بوده اند كه امريكا بخاطر در گيريهايش در عراق و افغانستان توانائي آنرا ندارد جنگ ديگري را در منطقه براه اندازد. با سياستهاي اخير امريكا يعني تشديد فشار بيشتر بر ج. ا با گسترش تحريمها و همچنين تروريستي خواندن سپاه پاسداران در نتيجهء تلاشهاي نئوكان هاي كاخ سفيد و در پي آن تهديد هاي فرانسه، باور هاي دولتمردان ج. ا اسلامي بر عدم توانائي امريكا براي حملهء نظامي به ايران را دچار تزلزل نموده است.
عليرغم جار و جنجالهاي اپوزيسيون برون و درون مرزي تا برخي از شخصيتهاي سياسي- اجتماعي، ملي و بين المللي در رابطه با خطر حملهء نظامي امريكا كه 27 سال است ادامه دارد، بر اين باور هستم كه اگر روند جاري مذاكرات ايران با سازمان بين الملل انرژي اتمي و ساير مذاكرات بين المللي سير عادي خود را طي نمايد احتمال گزينهء نظامي امريكا كه نتيجه آن جنگي بي فرجام مانند عراق است بسيار ضعيف خواهد بود.
رويدادهاي عراق وافغانستان شكست سياستهاي نظامي امريكا را بر همگي نشان داد ، از آن جهت چه در درون حكومت ج. ا . و چه در محافل امريكا و اروپا مصلحت انديشان و واقع بينهاي سياسي از نيروي كافي بر خوردار هستند كه با ديدن واقعييات از بروز جنگي ديگر جلوگيري نمايند. در شرائط فعلي بهانه بزرگ امريكا و اسرائيل براي گزينه نظامي( آنهم نه بصورت تهاجم گسترده بلكه بمباران تاسيسات اتمي و برخي نقاط استراتژيكي ان) ، مسئله غني سازي اتمي مي باشد كه آن هم آژانس بين الملل با پا در مياني اروپا ، چين و روسيه طي مذاكره با "واقع بينان" ج. ا راه حلي را پيدا خواهند نمود .ولي بايد يك چيز حساب نشده ويا اقدام نسنجيده از جانب يكي از طرفين( بخصوص ايران) كه منجر به يك در گيري نظامي گردد را هميشه در نظر گرفت.
در مورد ماهيت پليد جنگ زياد گفته و نوشته شده است. هنوز ايران كمر خود را از ضربات حاصله از هشت سال جنگ راست نكرده است. اثرات مخرب آ ن هنوز از نظر اقتصادي و هم سياسي و اجتماعي بر پيكر جامعه باقي ميباشد. كسي نيست كه خواهان جنگ و نابودي كشورش باشد و بايد براي مقابله با آن با تمام نيرو و امكا نات اقدام نمود. اما مسئله اي كه ذهن برخي از اپوزيسيون را بخود مشغول كرده اين است كه اگر روند جريانات بر اساس نظرات آن دسته از كسانيكه معتقد به اجتناب نا پذير بودن حمله امريكا و آغاز جنگ هستند سياست ما چه خواهد بود و ما بعنوان اپوزيسيون جمهوري اسلامي در كدامين جبهه قرار خواهيم گرفت؟
اكثر جريانات سياسي در قبال اين سوال موضع صريح وروشني را اتخاذ نكرده و فقط به محكوم كردن حمله نظامي اكتفا نموده اند.
داريوش همايون از سركردگان مشروطه طلب صراحتا و علي كشتگرها غير مستقيم اعلام نموده اند كه براي "حفظ تماميت ارضي" ايران در صورت حمنه نظامي امريكا در كنار جمهوري اسلامي قرار خواهند گرفت.
اساس نگراني اين تفكر از حملهء نظامي امريكا ، نه كشته شدن زنان و كودكان بي گناه ،آوارگي مردم،گسترش فقر وگرسنگي ويا نابودي كاخانجات وصنايع مملكت بلكه صرفا هراس از "تجزيهء ايران " تو سط ناسيوناليستها در صورت سقوط ج.ا در اثر حمله نظامي امريكا ميباشد. در شرائط فعلي قسمت عظيمي از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ، چه برون مرزي و چه درون مرزي اعم از سلطنت طلب تا جمهوري خواه و جريانات سراسري " چپ " بر اين باورند كه : با عدم تسلط قدرت مركزي در اثر حمله نظامي امريكا بر كشور، در مناطق ملي مردم از فرصت استفاده كرده در جهت پاسخگوئي به نيازهاي جامعه اقدام به تشكيل حكومتهاي محلي نمايند.
حاملين تفكر برتري طلب بر اين واقف اند كه ديگر شرائط سالهاي 59 و 60وجود ندارد كه آخوند ها با سوء استفاده از احساسات مردم با ترفند هاي خوداز قبيل دفاع از اسلام و " ميهن اسلامي " "غرور ملي " ناموس وشرف و .. بتوانند سيل عظيم جوانان را بعنوان " گوشت دم توپ " به جبهه ها اعزام نمايند. ديگر شعار هاي بي محتوا كمكي به بسيج مردم براي مقابله با دشمن متجاوز نخواهد كرد. ديگر زمان آن سپري گشته كه مليتهاي تحت ستم ايران بپذيرند بعنوان " مرزبانان غيور " و برادران سني بي قيد وشرط مطيع حكومتهاي مستبد و برتري طلب كه آنها را شهروندان در جه دو قلمداد ميكنند در صورت حملهء نظامي نقش " گوشت دم توپ " را ايفاء نمايند. اين وظيفه را ميتوان به آنهائي محول نمود كه از ثمره انقلاب اسلامي استفاده كرده ويا آنهائي كه خواهان تسلط و برتري هميشگي ملت فارس بر ايران هستند.
اين بار مليتهاي تحت ستم از اتهامات واهي سلطنت طلبانی مانند داريوش همايون و يا سوسيال شونيستها و " دمكرات مابهاي رنگارنگ كه با اتهاماتي همچون " تجزيه طلب "، " عاملين بيگانه " سعي در ايجاد تزلزل در قرار ها و تصميمات اصولي آنها دارند نبايد هراسي باشد. مخالفت با هرگونه دخالت نظامي امريكا دال بر اين نيست كه حتما در جبهه جمهوري اسلامي قرار بگيريم.
گشايش جبههء سوم در جنگ، كه از طرف برخي ها مطرح ميگردد اگر از پشتوانه قوي مردمي با امكانات مادي و معنوي هدايت كنندگان جبهه سوم برخوردار نباشد آنرا نميتوان جدي گرفت و آنرا صرفا شعاري تو خالي و انديشه ای بدون مطالعه تلقي نمود.
تنها ضامن واقعی حفظ " تماميت ارضي " نه تهمت و افتراء هاي گوناگون چون "تجزيه طلبي " ناسيونالسم قومي " و ..، بلكه پذيرش كثيرالملله بودن ايران و قبول برابر حقوقی تمامي مليتهاي ايران است.