تورکمن صحرا مدیا
www.turkmensahramedia.com
info@turkmensahramedia.com
|

الف.سالاري/27 مهر1386

پیرامون اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر


در باره دومین اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر، تعیین رژیم حقوقی این دریا و موضع گیری برخی از سازمان های سیاسی اپوزوسیون ایرانی در این مورد.

.

روز سه شنبه 24 مهرماه، با شرکت احمدی نژاد و پوتین و روسای جمهوری کشورهای ترکمنستان و قزاقستان و آذربایجان، دومین جلسه سران پنج کشور حاشیه دریای خزر در تهران تشکیل گردید. برگزاری این نشست که مصادف با حاد شدن بحران اتمی ایران می باشد و صحبت هایی در زمینه تحریم های گسترده و حتی بمباران موشکی امریکا را بر علیه جمهوری اسلامی همراه دارد، برای احمدی نژاد و سایر سران نظام جمهوری اسلامی در ایران، بیش از تعیین قوانین حقوقی این دریا، نحوه مقابله با حمله احتمالی و چگونگی شرکت دادن روسیه و دیگر کشورهای همسایه در دفاع از این حکومت، در الویت قرار داشته است.

جدای از واقعیت بالا که حکومت فقهای شیعه را در رهبری ایران شدیدا تحت الشعاع قرار داده است، روسای جمهور هر کدام از کشورهای شرکت کننده، دکترین سیاسی کشورهای خود را در رابطه با موضوع تقسیم بندی مرزهای دریایی تشریح نموده اند که در مطبوعات جهان نیز انعکاس یافته است. چنانچه احمدی نژاد با اشاره به آزادی کشتیرانی با پرچم های ملی هر کشور و ایجاد کمربند انحصاری شیلات و با نظارت پنج کشور حاشیه را، اقدامی در جهت تفاهم دانسته و برای تنگا تنگ گردیدن ارتباطات و همبستگی ها، ضرورت ایجاد یک سازمان منطقه ای وجمعی را پیشنهاد می نماید. ( بنقل از سایت آفتاب چهارشنبه 25 مهر). احمدی نژاد و پوتین مشترکا تاکید می نمایند که: مشکلات دریای خزر از راه صلح آمیز و بدون کشانیدن پای قدرت های بزرگ بایستی مرتفع گردد،( روزنامه آفتاب و در همانجا). ناظار بایف، پرزیدنت قزاقستان تاکید می نماید که: توافقات دریایی دوره شوروی سابق برای همیشه به تاریخ پیوسته است. الهام علیف ضمن اشاره به داشتن مناسبات حسنه فی مابین، تاکید می ورزد که توافقات بین روسیه و قزاقستان و آذربایجان برای او اهمیت بیشتری را دارد.

در کنار این واقعیت روشن که حتی جمهوری اسلامی را با تمام افراطی گرایی های خود در دادن شعار هایی چون صدور انقلاب اسلامی، تا حدی به واقع گرایی کشانیده است و با قانع شدن به سهم مساوی 20 در صد برای ایران، به اعمال سیاست می پردازد و با دیگران چانه می زند. بالعکس، جبهه ملی ایران و برخی از سازمان ها و چهره های اپوزوسیون نیز به عکس العمل پرداخته و از یک موضع ناسیونالیستی و بدون در نظر گرفتن واقعیات تاریخی با ادعای سهم حداقل 50 درصد برای ایران، عملا به نفی حقوق دیگر ملت های همسایه ایران در استفاده از این دریا میپردازند. سازمان فدائیان اکثریت یکی از این مدعیان می باشد. با مراجعه به اعلامیه این سازمان که تحت عنوان، نه جنگ و نه جسور کردن جمهوری اسلامی، با اشاره به سفر پوتین به ایران و برگزاری اجلاس سران پنج کشور در تهران، روز 25 مهر ماه 1386 منتشر گردید، عکس العمل این سازمان را به صراحت و روشنی می توان مشاهده نمود. در قسمتی از این اعلامیه چنین آمده است:

..... اجلاس 5 کشور و دیدار پوتین از تهران، از زوایای گوناگون قابل توجه است. تا آنجا که به اختلاف میان کشورهای حاشیه دریای خزر در مورد چگونگی تقسیم این دریا میان 5 کشور مربوطه می شود، به نظر می رسد همسایگان شمالی ایران، فرصت را برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی در حال حاضر که با خطر افزایش انزوای بین المللی روبروست و به شدت نیازمند رابطه نزدیک با کشورهایی است که حاضرند در مناسبات خارجی جمهوری اسلامی، خلا کشورهای غربی را پر کنند. در چنین شرایطی، قابل تصور است که تهران در ازای حمایت سیاسی کشورهای همسایه شمال ایران، حاضر به پذیرش خواستهای آنها در روابط خود با جمهوری اسلامی باشد. تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، این کشورها به عنوان تنها همسایه شمالی ایران علیرغم داشتن ساحلی بسیار طولانی تر از ایران، به مدت هفتاد سال تقسیم برابر دریای خزر را پذیرفته بود. و...

در قسمت دیگری از همان اعلامیه چنین آمده است:
.... با فروپاشی اتحاد شوروی، این دولت جای خود را به شماری از حکومت های غالبا خودکامه و ناسیونالیست داد که بر منابع سرشار دریای خزر چنگ انداخته اند. این کشورها تاکنون جمهوری اسلامی را به پذیرش سهمی 20 در صد از دریای خزر وادار کرده اند...

سازمان فدائیان اکثریت که زمانی در هنگام جنگ ایران و عراق، با دوچار شدن به وسوسه " ناسیونال- شوونیسم" با اعلام شرکت در جنگ میهنی، درکنار جمهوری اسلامی قرار گرفت و در مقابل سرکوب اپوزوسیون و مخالفان جمهوری اسلامی سکوت اختیار نمود، با تکرار چنین موضع گیری هایی!! به نظر نمی آید که از گذشته خود درس گرفته باشد. قابل ذکر است که موضع گیری های مشابه ای را برخی از گردانندگان و یا وابستگان به سازمان فدایی انجام داده اند و با تاکید بر اینکه " اگر جمهوری اسلامی مورد تهاجم نظامی امریکا قرار بگیرد، به خاطر جلوگیری از تجزیه کشور! به دفاع از میهن خواهند پرداخت".( نگاه کنید به مصاحبه های برخی از گردانندگان این سازمان در سایت سازمان فدائیان و یا سایت ایران امروز).
با این حساب، انتقادات رهبری این سازمان از عملکرد آن در گذشته و از آن سالهای سیاه، که به شکل مصاحبه ها و سخنرانی هایی، در مطبوعات خارج منتشر گردیده است، به نظر نمی آید برخوردی از موضع صادقانه بوده باشد.
سازمانی که خود را مدافع دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران می داند و در برنامه سیاسی خود برقراری نظامی فدرال را تبلیغ می نماید، چگونه می تواند به حقوق ملت های همسایه ایران که بیش از نیمی از خویشاوندان آنان در ایران زندگی می نمایند، چشم فرو بندد؟. بر اساس کدام منطق این سازمان اعلام مینماید که.... این کشورها تاکنون جمهوری اسلامی را به سهم 20 درصد وادار کرده اند. مگر در واقعیت امر، آیا محدوده مرزی ایران فراتر از 20 درصد از کل حاشیه این دریاست؟

سازمان فدائیان اکثریت که به نظر می رسد از مستقل شدن این کشورها و حق تعیین سرنوشت بدست آنان نیز، چندان رضایتی ندارد، در اعلامیه خود با گستاخی تمام چنین جمله ای را آورده است:
...... با فروپاشی اتحاد شوروی، این کشور جای خود را به شماری از حکومت های غالبا خودکامه و دیکتاتور داد که بر منابع سرشار دریای خزر چنگ انداخته اند و.....

سازمان فدائیان اکثریت می بایستی به این واقعیت گردن نهد که از دیر زمان و مدتها قبل از تشکیل حکومت های امپراطوری در ایران ( که رهبری آن را در دوره های طولانی تری ترک ها داشته اند)، مناطق قفقاز و ترکستان غربی دارای تمدن و حکومت های سیاسی از آن خود بوده است. نام "خزر" که به این دریای بزرگ اتلاق می گردد، نام قومی است که بیش از 4 قرن بر این حاشیه حکومت رانده است... پس.

با کدام منطق، حق این ملت ها را، که صلح دوستی و حسن همجواری آنان، حکومت درنده ای چون جمهوری اسلامی ایران را رام نموده است، از حقوق طبیعی شان بر دریای خزر محروم نمود؟. مگر به صرف دیکتاتور خواندن حکومت های این کشورها، می توان از آنان سلب حقوق نمود؟. اگر چنین منطقی پذیرفتنی باشد، آیا آنموقع رژیمی دیکتاتورتر و خودکامه تر از جمهوری اسلامی ایران را می توان در دنیا سراغ گرفت؟

این سازمان که با پیش کشیدن یک نطام فدرال- سکولار برای ایران در چند سال اخیر، نقطه امیدی برای فاصله گیری از درغلطیدن مجدد به سوسیال- شوونیسم فارس را بوجود آورده بود با این گونه موضع گیری های بی معنی، نه تنها از باورهای دموکراتیک امروزی فاصله خواهد گرفت، بلکه باعث بی اعتمادی و سرخوردگی اندک هواداران این سازمان، بویژه در میان روشنفکران ملیت های غیر فارس نیز خواهد گردید


 


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است